خرید بک لینک

ایران آنلاین / اولین جوابی که بعد از انتقاد منتقدان به جوایز یک جشنواره، از سوی مدیران یا داورانش داده میشود، احتمالاً این است: «این انتخاب ما بود، شما بروید انتخاب خودتان را بکنید!» معنا و مفهوم این جواب هم محتملاً این است که «حالا که مدیر و داوریم، شما نیستید!» زیرگفتار دومش این است که «شما که بهاندازه ما بر آثار اشراف ندارید!» و زیرگفتار سومش: «شما بهاندازه ما سواد ندارید!» البته این زیرگفتار، معمولاً برای آدمهاییاست که در مورد سوادشان، اجماع عمومی وجود دارد، وگرنه در مورد افرادی مثل بنده، تبدیل میشود به این: «تو اصلاً سواد نداری!» باشد! من از تمام مدیران و داوران صاحب دانش و کمالات دهمین جشنواره شعر فجر عذرخواهی میکنم که سواد ندارم به همین دلیل، فقط اشاره میکنم به برخی از شاعران و کتابهاشان که در این دوره و در بخش بزرگسال نامزد بودند اما هیأت داوران در نهایت هیچ اثری را به عنوان اثر برگزیده انتخاب نکرد و فقط از دو اثر قدردانی کرد که صاحب اثر دوم، گرچه صاحبنام بود اما در قید حیات نبود تا معترض شود؛ آثاری که شایسته برگزیده شدن نبودند: «پرتره» هرمز علیپور (نیماژ)، «دو قدم مانده به خاکستر» تیرداد نصری (سولار)، «سپیدخوانی روز» مفتون امینی (ثالث)،«سکوت فرفره کوچکی بود که در باد میچرخید» احمدرضا احمدی (نیماژ) و آخری هم، که حتی شایسته قدردانی نبود:«مجموعه آثار هوشنگ چالنگی» هوشنگ چالنگی (افراز)! مهدی قزلی دبیر اجرایی جشنواره در اختتامیه گفته: «این جشنواره در بخشهای رقابتی، محافل و دورهها برگزار شد. بخش رقابتی با دبیری علمی اسماعیل امینی بخوبی پیش رفت.» گاهی وقتها، از اینکه سواد ندارم خوشحال میشوم!/روزنامه ایران

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 3 اسفند 1394 ساعت: 13:36

صفحه بندی