
ایران آنلاین / مطابق ماده 8 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخاب نماینده در مرحله اول منوط به کسب اکثریت حداقل یک چهارم کل آرا است. به عبارت ساده تر هر نامزد انتخابات فعلی برای «نماینده مجلس» شدن باید دست کم 25 درصد آرای کل رأی دهندگان را با خود داشته باشد تا بتواند در مرحله اول وارد پارلمان شود.این در حالی است که مطابق اعلام منابع غیر رسمی در حوزه انتخابیه تهران تعداد 6 میلیون و 500 هزار نفر شرایط رأی دادن را دارند که در صورت مشارکت حداکثری، رقابت بین نامزدها را دشوار و پیچیده خواهد کرد؛ چرا که حتی اگر نیمی از واجدین شرایط رأی دادن در انتخابات روز جمعه شرکت کرده و رأی خود را به صندوق آرای دهمین دوره مجلس شورای اسلامی بیندازند، هر نامزد برای ورود به پارلمان در مرحله نخست باید قریب 800 هزار رأی داشته باشد.
بالارفتن میزان مشارکت به همین نسبت سقف کف آرا را بلندتر خواهد کرد؛حال اگر 60 درصد واجدین شرایط رأی دادن در حوزه انتخابیه تهران در انتخابات شرکت کنند،کاندیداها برای صعود در خوان نخست، به بیش از یک میلیون نفر رأی نیاز دارند. این در حالی است که کسب این مقدار رأی نیز برای نامزدها تمام کننده نخواهد بود و اگر تعداد زیادی ازکاندیداها این کف را به دست بیاورند،پیروزی با کسانی خواهد بود که سبد رأی بزرگ تری داشتهاند. به بیان دیگر، اگر 50 نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران یک چهارم آرای مأخوذه را از آن خود کنند، 30 کاندیدایی وارد پارلمان میشوند که بیشترین رأی را بیاورند.
مروری بر انتخابات مجلس شورای اسلامی در ادوار گذشته اما این احتمال را که هر 30 نماینده تهران در دور اول انتخاب شوند کمرنگ میکند. برای نمونه در انتخابات پیشین این مجلس در پایتخت، تنها 5 نفر توانستند در دور اول به پارلمان راه پیدا کنند.در انتخابات مجلس نهم 2 میلیون و 119 هزار 689 «رای صحیح» به صندوقها انداخته شد و تنها 5 نفر توانستند 25 درصد آرای مأخوذه یعنی 529 هزار و 922 رأی یا بیشتر از این تعداد را کسب کنند.نتیجه هم این شد که 50 نامزد (دو برابر ظرفیت باقی مانده از مرحله اول) به مرحله بعد راه یافتند تا برای نشستن بر 25 کرسی دیگر بار دیگر رقابت کنند. مروری بر تعداد آرای این 50 نامزد نشان میدهد که تفاضل آرای نفر نخست فهرست راه یافتگان به مرحله دوم با نامزد آخر فهرست، تنها 323 هزار و 753 رأی (15 درصد آرای مأخوذه) بود. شاید با در نظر گرفتن این واقعیات است که لیدرهای جریانهای اصلی انتخابات کشور، عمده توان خود را در ایام تبلیغات به دعوت مردم برای رأی دادن به فهرست کامل نامزدهای تحت حمایتشان معطوف کردهاند و میکوشند کار را در مرحله اول تمام کنند.
|
انگاره دوم این است که پایگاه رأی هر دو یا سه فهرست موجود به اجتهاد شخصی و دستچین کردن میان نامزدهای موجود –اعم از فهرستی و غیر فهرستی- بپردازند یا هر دو اردوگاه رأی، تنها نام چند نامزد را روی تعرفه رأی ثبت کنند که این حالت یک معادله چندمجهولی ایجاد خواهد کرد که تنها یک معلوم دارد: سرشکنی آرا. |
هر چند بر اساس ماده 8 قانون انتخابات مجلس و بر فرض اینکه هیچ کدام از نامزدها نتوانند یک چهارم آرای مأخوذه را از آن خود کنند، 95 درصد نامزدها در مرحله اول از میدان رقابت خارج میشوند و حداکثر 60 نامزدی که بالاترین رأی را دارد به مرحله بعد میرود، اما رقابت در مرحله دوم میتواند به مراتب سخت تر و فرسایشی تر شود، آن هم در شرایطی که دو فهرست اصلی 30 نفره و چند فهرست فرعی دیگر با همین تعداد نامزد از سوی گروههای مختلف سیاسی- که هر کدام پایگاه رأی قابل توجهی دارند- ارائه شده است.
اگرچه در کنار فهرست ها، نامزدهای پرشمار دیگری به عنوان مستقل وارد میدان رقابت شدهاند، اما به اعتقاد ناظران احتمال اینکه کاندیداهای مستقل بتوانند در دور نخست حدنصاب 25درصدی آرا را به دست بیاورند، چندان قابل اتکا نیست.مروری بر رقابتهای گذشته مجلس شورای اسلامی نیز این گمانه را تقویت میکند که ممکن است نامزدی خارج از فهرستها بتواند این میزان رأی را به سبد خود هدایت کند اما تعداد نامزدهایی از این دست آنقدر نیست که معادلات حاکم بر رقابت «فهرست»ها را تغییر دهد. بر این اساس رقابت حقیقی بین فهرستهای اصلی و فرعی ای خواهد بود که هر کدام یک جریان فکری و سلیقه سیاسی را نمایندگی میکند. با این مقدمه میتوان سرنوشت انتخابات مجلس شورای اسلامی در روز جمعه را در چند سناریو خلاصه کرد.
سناریوی اول؛ رأی کامل
نخستین پیش فرض رأی دادن واجدین آرا به فهرست هاست؛در این سناریو افراد نه تنها نامزدهای فهرستی را انتخاب میکنند، بلکه به تمام نامزدهای یک فهرست رأی میدهند.به عبارت ساده تر نام 30 نامزدی را که یک فهرست ارائه کرده روی تعرفه رأی خود مینویسند.در این حالت نیز دو وضعیت پیش میآید؛ در حالت اول اگر قریب به اکثریت حامیان هر دو یا سه فهرست رقیب به لیست کامل رأی دهند، پیروزی از آن فهرستی خواهد بود که بیشترین پایگاه رأی را دارد یا توانسته تمام اردوگاه رأی خود را پای صندوقهای رأی بیاورد؛ وضعیتی که به وضوح وزن و اعتبار سلیقههای سیاسی را خواهد سنجید.
در حالت دوم اگر حامیان یک سلیقه سیاسی به فهرست کامل رأی دهند و هواداران جریان رقیب به گزینش میان نامزدها بپردازند یا جای خالی هر 30 نامزد را در تعرفه رأی پر نکنند، پیروز میدان جریان و فهرستی خواهد بود که هوادارانشان به هر 30 نامزد فهرست رأی دادهاند، چرا که در چنین وضعیتی انتخاب گزینشی یا خالی گذاشتن قسمتی از تعرفه رأی، عملاً واگذاری میدان به جریان و فهرست رقیب خواهد بود.
سناریوی دوم؛ رأی گزینشی
انگاره دوم این است که پایگاه رأی هر دو یا سه فهرست موجود به اجتهاد شخصی و دستچین کردن میان نامزدهای موجود –اعم از فهرستی و غیر فهرستی- بپردازند یا هر دو اردوگاه رأی، تنها نام چند نامزد را روی تعرفه رأی ثبت کنند که این حالت یک معادله چندمجهولی ایجاد خواهد کرد که تنها یک معلوم دارد: سرشکنی آرا.
هر چند بسیاری از ناظران بر این باورند رئوس فهرستها در جلب و جذب 25 درصد آرا مشکل چندانی نخواهند داشت، اما باز هم به قطعیت نمیتوان پیشبینی کرد در سناریوی دوم برای نمونه 5 نامزد اول هر فهرست بتواند یک چهارم آرای مأخوذه را از آن خود کنند، بویژه آنکه ممکن است سر لیستها سهم یکسانی از رأی مردم نداشته باشند و 5 نفر نخست یک فهرست و 2 نفر ابتدای فهرست دیگر انتخاب شوند. یکی از محتمل ترین حالتها در این وضعیت کشیده شدن انتخابات به مرحله دوم است.با این تبصره که معلوم نیست وزن نامزدهای هر فهرست در دور دوم چقدر باشد؛زیرا ممکن است از یک فهرست 5 و از فهرست دیگر 10 نامزد به دور دوم راه یابند. با این همه برای این حالت نیز چند وضعیت مفروض است.
وضعیت اول؛ رأی برابر
وضعیت نخست این است که وزن فهرستها در نامزدهای راه یافته به مرحله دوم تا حدی یکسان بوده و تعداد برابری از هر فهرست به مرحله دوم راه مییابند، مثلاً 5 نفر از فهرست اصلاحطلبان و حامیان دولت، 5 نفر از فهرست شورای ائتلاف اصولگرایان و 5 نفر از فهرست صدای ملت در دور اول انتخاب میشوند که در این صورت در مرحله دوم رقابت بین بدنههای این فهرستها خواهد بود.
|
وضعیت نخست این است که وزن فهرستها در نامزدهای راه یافته به مرحله دوم تا حدی یکسان بوده و تعداد برابری از هر فهرست به مرحله دوم راه مییابند، مثلاً 5 نفر از فهرست اصلاحطلبان و حامیان دولت، 5 نفر از فهرست شورای ائتلاف اصولگرایان و 5 نفر از فهرست صدای ملت در دور اول انتخاب میشوند که در این صورت در مرحله دوم رقابت بین بدنههای این فهرستها خواهد بود. |
وضعیت دوم؛تغییر حمایت
البته ممکن است در حالتی فرضی،مثلا، از یک فهرست 25 نامزد و از فهرست دیگر یک نامزد بیشترین آرا را آورده و به مرحله بعد راه یابد.در چنین شرایطی رقابت برای فهرستی که بیشترین نامزد را در دور دوم دارد تا حدی آسان به نظر میرسد.اما این امکان هم محتمل است که حامیان فهرستی که کمترین نامزد در دور دوم را دارند حمایت خود را معطوف نامزدهای موجودی کنند که در مقابل نامزدهای رقیب خود قد علم کردهاند.نمونه روشن این تغییر وضعیت،انتخابات ریاست جمهوری سال 84 بود.زمانی که از میان نامزدهای پرتعداد،آیتالله هاشمی رفسنجانی و محمود احمدینژاد به مرحله دوم رفتند و همین باعث شد ستادهایی که در مرحله اول آیتالله هاشمی رفسنجانی را رقیب اصلی خود میدانستند،تغییر موضع تاکتیکی داده و در مرحله دوم از وی حمایت کنند.
با مروری بر این آمار و پیشینه است که راز اصرار و ابرام جریانهای سیاسی و حامیان معنوی آنها بر سه اصل مشارکت حداکثری، نوشتن نام 30 نامزد بر تعرفههای آرا و رأی دادن به صدر تا ذیل یک فهرست عیان میشود، چرا که حتی در این صورت هم شانس پیروزی یک فهرست تضمین شده نخواهد بود؛ حال آنکه اگر نتیجه نهایی به دور دوم واگذار شود، وضعیت به مراتب غامض تر خواهد بود.
وضعیتی که گویای آن است که «یک رأی» نه تنها «یک رأی» است، بلکه میتواند فرآیند حاکم بر یک انتخاب را تغییر دهد. با این وجود، همه چیز بستگی به سه نکته اساسی دارد: نخست، تعداد کسانی که پای صندوقهای رأی حاضر خواهند شد، دوم گرایش سیاسی رأی دهندگان و سوم، رأی دادن لیستی یا گزینشی آنان به نامزدهای مورد حمایت شان. آنچه در کارنامه انتخابات هفتم اسفند ثبت خواهد شد، برآیندی از این سه متغیر اصلی است که تحقق سناریوهایی قابل پیشبینی و حتی دور از ذهن را رقم خواهد زد.
منبع:ایران
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار