
ایران آنلاین / این صحنه درحالی رخ داده بود که 2 پسر موتورسوار قصد داشتند از دست زن سمج که گوشی موبایلش را به سرقت برده بودند فرار کنند اما نتوانستند و موتورشان واژگون شد.
پسر جوان که گوشی سرقتی در دست داشت پس از زمین خوردن، گوشی زن جوان را رها کرد و بدون اینکه به همدست رانندهاش کمک کند بسرعت پا به فرار گذاشت و این در حالی بود که تیمی از مأموران پلیس در خیابان پاستور با دیدن این صحنه خیلی زود خود را بالای سر پسر موتور سوار رساندند و پیش از اینکه وی نیز تصمیم به فرار بگیرد در محاصره گرفتار شد. میثم که 18 سال دارد سعی کرد در بازجوییهای ابتدایی خود را بیگناه معرفی کند و اصرار داشت که نمیدانست دوستش از زن جوان دزدی کرده است اما تناقض گویی هایش کافی بود تا لب به اعتراف باز کند.
اعترافات میثم کافی بود تا بازپرس نصرتی از دادسرای ناحیه 34 دستور دستگیری همدست فراری این مرد را پیش روی تیمی از پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران قرار دهد.
کارآگاهان در این مرحله با توجه به اعترافات پسر جوان به مخفیگاه وی در اسلامشهر رفتند اما مشخص شد که دزد فراری پس از دستگیری همدستش به خانه بازنگشته است.
گفتوگو با دزد تازه کار
میثم که در حرفه نجاری مشغول به کار است، ادعا میکند به خاطر هیجانی که از دزدی شنیده بود تصمیم به همدستی با دوستش گرفته که در نخستین اقدام مجرمانهاش گرفتار شده است.
تحصیلات؟
تازه دیپلم حسابداری گرفتم.
شغل؟
در کنار خانوادهام در حرفه نجاری مشغول هستم.
سابقه داری؟
نه، تا حالا به کلانتری محله مان هم نرفتم.
چرا دزدی؟
روز سرقت با سعید برای قیمت گرفتن موتور سنگین به گمرک رفتیم؛ اما چون صبح خیلی زود رفته بودیم مغازهها باز نکرده بودند به همین خاطر در خیابان پرسه میزدیم تا اینکه سعید در خیابان پاستور خواست تا در کنار پیاده رو توقف کنم و با سرعت از موتور پیاده شد و بعد از لحظاتی دیدم زنی در تعقیبش است و زمانی که سعید سوار بر موتور شد متوجه دزدیاش شدم.
یعنی نمیدانستی برای چه توقف کردی؟
می دانستم ولی فکر نمیکردم اینقدر راحت دستگیر شوم.
با سعید چطور آشنا شدی؟
بچه محل بودیم و میدانستم خلاف میکند اما حرفهای وسوسه انگیزش مرا خام کرد.
چطور دستگیر شدی؟
زن جوان که گوشیاش را دزدیده بودیم تعقیبمان کرد و عقب موتور را گرفت و چون نمیخواستم به او آسیبی برسد توقف کردم که همین باعث شد تا روی زمین بیفتیم که سعید در این مرحله توانست فرار کند و من دستگیر شدم.
چرا دزدی کردی؟
در خیابان پرسه میزدیم و سعید درباره هیجانات دزدی حرف زد و تحریک شدم تا یک بار امتحان کنم که همین باعث بدبختیام شد.
پس از آزادی چه کار میخواهی بکنی؟
دیگر با هیچ کس رفاقت نمیکنم و سرم در کار خودم است و به کار نجاری ادامه میدهم چون دوست بد باعث میشود زندگی آدم خراب شود.
حرف آخر؟
از هم سن و سالهای خودم میخواهم در انتخاب دوست دقت کنند چون یک دوست خوب میتواند زندگی آدم را تغییر دهد و همانطور دوست بد نیز زندگی را خراب میکند.
بنا به این گزارش، تحقیقات پلیسی برای دستگیری سعید 20 ساله از سوی مأموران پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس نصرتی ادامه دارد./روزنامه ایران
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار