
ایران آنلاین / در این مقاله سعی شده است به بررسی و تحلیل عنصر شخصیت در سه مجموعه «من زندهام» و «کفشهای سرگردان« و «از چنده لا تا جنگ» بپردازد تا نشان دهد نویسنده ضمن توجه به جنبههای مختلف شخصیتپردازی به ابعاد گوناگونی مانند شخصیت اصلی، فرعی، پویا، ایستا و شخصیت مخالف نیز بپردازند.
بی تردید ادبیات مقاومت ملت ما با ادبیات سایر ملل متفاوت است. مقاومت و پایداری ملت ما را «دفاع مقدس» نامیدهاند زیرا زیرساخت آن دینی و خدا محور است. یکی دیگر از ویژگیهای کلی ادبیات دفاع مقدس ما، واقعگرایی است. این امر در درجه اول به کوشش نویسندگان برای ثبت و ضبط ارزشها، رشادتها و شجاعتهای رزمندگان جبههها برu2009میگردد و در درجه دوم به شرایط اجتماعی که در آن قرار دارند مربوط میشود.
نقش زنان، در دفاع مقدس کمتر از مردان نیست بیتردید هنگام بروز جنگ و دفاع یک ملت در برابر حمله دشمن، تنها اعزام مردان به صحنه نبرد ضامن پیروزی نیست. از این رو نویسندگان سعی کردهاند روحیات و رفتار پرستاران و امدادگران زن را در قالب داستان و خاطرات نقل کنند. آنها با پیروی از حضرت زینب (س) در واقعه کربلا به حمایت و درمان آسیبدیدگان جنگ پرداختند.
محور آثاری که درزمینه شخصیتپردازی دراین باره تولید شده عبارتند از: نقش زن در دفاع مقدس. بر اساس کتابهای موجود. پرستار کسی است که نویسنده از آن به عنوان الگو استفاده میکند و شخصیت داستان را میآفریند.
شخصیت در ادبیات داستانی
محور اصلی بسیاری از داستانها و رمانهای برجسته جهان یک یا چند شخصیت است، به همین دلیل نویسندگان شخصیتهای خود را بخوبی میشناسانند و هنگام خلق داستان خوب میاندیشند و به گفته جمال میرصادقی «باید زمان کافی در اختیار باشد تا تغییر به تناسب اهمیتش به طور باور کردنی اتفاق بیفتد.»
شیوه شخصیتپردازی در «از چنده لا تا جنگ»
شمسی سبحانی به تهران مهاجرت میکند به علت بیماری مادر از تحصیل باز میماند. او در مدرسه شبانه علاوه بر تحصیل، علیه شاه نیز مبارزه میکند. باپیروزی انقلاب اسلامی از طریق هلال احمر به کردستان و سپس به جبهه میرود. او در خاطراتش به عملیات فتح المبین، بیت المقدس، خیبر، والفجر مقدماتی، والفجر یک اشاره میکند.
|
در معرفی مستقیم شخصیت داستان، نویسنده رک وصریح با شرح یا با تجزیه و تحلیل، میگوید که شخصیت او چه جور آدمی است و یا به طور غیرمستقیم از زبان دیگری شخصیت داستان را معرفی میکند.آنچه در جهان داستان تعیینکننده است عمل شخصیتهاست. شخصیتها اگر زنده خلق شوند با عمل شان عیار وجود خود را آشکار میسازند؛ بویژه با گفتارشان که نوعی عمل است |
در معرفی مستقیم شخصیت داستان، نویسنده رک وصریح با شرح یا با تجزیه و تحلیل، میگوید که شخصیت او چه جور آدمی است و یا به طور غیرمستقیم از زبان دیگری شخصیت داستان را معرفی میکند.آنچه در جهان داستان تعیینکننده است عمل شخصیتهاست. شخصیتها اگر زنده خلق شوند با عمل شان عیار وجود خود را آشکار میسازند؛ بویژه با گفتارشان که نوعی عمل است.
در «ازچنده لا تا جنگ» شخصیت داستان این گونه معرفی میشود.مردی سی وسه ساله قدی نسبتاً بلندی داشت و سبزه رو و ریش تراشیده مو فرفری، ولی خیلی سنگین و موقر بود و برخوردی محترمانه با ما داشت.
شخصیت های داستان
شخصیت اصلی از چنده لا تاجنگ، شخصیت اصلی و راوی خاطرات شمسی سبحانی است. شخصیت فرعی در (از چنده لا تا جنگ)، ابراهیم است که شهید میشود وفقط نامی از او بر زبان راوی جاری است.
شخصیت پویا
شخصیت پویا شخصیتی است که در طول داستان دستخوش تغییر و تحول میشود و جنبهای، از شخصیت او، عقاید و جهان بینیش با خصلت و خصوصیت شخصیتی او تغییر میکند.
«...در مدرسه (شبانه)، با کتابهای استاد مطهری و دکتر شریعتی آشنا شدم. مخفیانه آنها را میخواندم. این شاگردان در چاپ وتکثیر اعلامیههای امام خمینی و فعالیتهای مخفی شرکت میکردند. احساس کردم که از زندگی عادی فاصله گرفتهام...»
شخصیت ایستا
شخصیتی است که در داستان تغییر نمیکنددر پایان داستان همان است که در آغاز بوده. ...آقای اسلامی و راننده آمبولانس، دکتر رهنمون و پرستاران در این رمان شخصیتهای ایستا هستند.
شخصیت مخالف، در داستانهای جنگی، این شخصیت دشمن است که دائم آرزوی شکست طرف مقابل را دارد. در داستان جنگی دشمن نیروهای بعثی و منافقین هستند «...یک روز چند نفر مسلح به بیمارستان حمله کردند و آنجا را به رگبار بستند.
حمید شیرازی یکی از بچههای خوب بیمارستان تیر خورد خون وارد ریهاش شد و بعد از چند دقیقه جلوی چشم ما بدون اینکه بتوانیم کاری برایش انجام بدهم. شهید شد...»
شیوه شخصیتپردازی در (کفشهای سرگردان)
سهیلا فرجام در آبادان زندگی میکند پدرش کارمند پالایشگاه آبادان است. او درتهران دوره پرستاری را میگذراند، سپس در بیمارستان وحدتی دزفول مشغول به کار میشود. وقتی فرزند دومش به دنیا میآید برای گذراندن تعطیلات زایمان به آبادان میرود. آن روز مصادف با روزسی ویکم شهریور ماه سال 1359 است و هواپیماهای عراقی آبادان را بمباران میکنند. در کفشهای سرگردان شخصیت مستقیم پرستار است که قصد دارد به پایگاه برود.
«...گفت: مواظب باشین جاده ناامن شده عراقیها زنها و بچهها رو هم توی جاده گروگان میگیرن...»شخصیت غیر مستقیم نیز این داستان با روش غیر مستقیم به ما نشان داده میشود. سهیلا فرجام شخصیت اصلی است که وقایع جنگ را روایت می کند. شخصیت فرعی منیر است. «...منیر که رنگش مثل گچ سفید شده بود از آمبولانس پیاده شد و به بقیه همکارها اشاره کرد که سارا را زودتر از اینجا دور کنند! به زور جلوی گریهاش را گرفت و گفت: «شوهر سارا موقع بمباران توی باند پرواز بوده و شهید شد!الان جنازهاش تو آمبولانسه.» شخصیت فرجام پویاست. او در دانشکده پرستاری ارتش زیر نظر پرستاران خارجی تحصیل کرده است او در خانواده مذهبی رشد و نمو کرده است و در جای دیگر میخوانیم. همگی احساس میکردیم آخرین دقایق عمرمان را میگذرانیم تند تند زیر لب صلوات میفرستادیم و دست به دامن حضرت زهرا(س) شده بودیم...»
شخصیتهای ساده (شخصیت جامع و شخصیت ساده) رمانها و نمایشنامه نیز اغلب خصوصیتی ایستا دارندو دگرگونی کمی را میپذیرند.
«من زندهام»
معصومه آباد در آبادان زندگی میکند. پدرش برای مهار آتش سوزی دچار سوختگی شدید میشود او رادر بیمارستان بستری میکنند. معصومه درد و رنج را تجربه میکند وارد فعالیت سیاسی میشود و به مخالفت با شاه میپردازد. فاجعه سینما رکس آبادان، موجب اعتراضات مردمی میشود. آباد در آغاز جنگ، با وجود مخالفت خانواده خود را به جبهه میرساند.
شخصیتپردازی مستقیم
آباد امدادگری است که حتی در اسارت نیز دست از کمک و یاری مجروحان جنگ بر نمیدارد. «برادر دیگری چندمتر آن طرفتر بر زمین افتاده بود به سمت او دویدم. سرباز بعثی پی در پی فریاد زد: ممنوع، ممنوع.» خانم آباد با پیروی از این اصل که شخصیتپردازی غیر مستقیم آنچه در جهان داستان تعیینکننده است عمل شخصیتهاست. خود را شخصیت اصلی کتابش معرفی میکنند. «...دستهای خونیام را به سر باز عراقی که بالای سرمان ایستاده بود نشان دادم و به او فهماندم که میخواهم دست هایم را بشویم. اجازه داد، داخل خانه رفتم، در آستانه در، روی یک چوب لباسی حوله بزرگ سفیدی دیدم... حوله را بسختی دور شکمش پیچیدم آن قدر خون از دست داده بود که امیدی به زنده ماندنش نبود...»شخصیتهای فرعی برای برجسته ترکردن شخصیت اصلی بهکار میروند.
...میرمظفریان دوباره گفت: خواهر از اینها چیزی طلب نکنید، اینها کثیف هستند.> شخصیت پویا در (من زندهام) آباد است فعالیت سیاسی، از او زن مبارزی میسازد که با وجود مخالفت خانواده به جبهه میرود. «...رحیم میگفت: دختر، آبادان دیگه جای تو نیست، جنگه، معصومه میفهی؟ جنگه، دیگه مانورنیست، کار فرهنگی نیست، جنگه.> براساس آنچه در یک روزند پژوهشی تحلیلی – توصیفی به دست می آید اعم از شباهتها و تفاوتهای در سه مجموعه داستانی و مقایسه تطبیقی با یکدیگر این است که بر ارزش های مشترکی تکیه دارند.
از آنجا که شخصیت، یکی از عناصر مهم داستان و اساس و مبنای هر داستانی است. از تصویری که نویسندگان از فضا و مکان جنگ ترسیم میکنند میتوان به موقعیت شخصیتهای اصلی پی برد.
شخصیت داستان با اینکه فرسنگها با مناطق جنگی فاصله دارد. ولی خود را به جبهه میرساند حتی در کنار مجروحان شیمیایی میماند. روحیات او با زنان دو مجموعه دیگر متفاوت است، سبحانی مرخصی میگیرد تا به امداد و درمان بپردازد و در عملیات مختلف جنگ شرکت میکند.
در «کفشهای سرگردان» فرجام شخصیت اصلی، پرستارارتش، است؛ قبل از انقلاب دوره پرستاری را طی میکند مادر دو فرزند است در منطقه جنگی میماند. شخصیت او ایستا و کلیشهای نیست. آباد در «من زندهام» امدادگرجوان، هفده ساله، داوطلب هلال احمر است و شخصیت اصلی و محوری است. او اهل آبادان است و با وجود مخالفت خانواده درمنطقه جنگی حضوردارد. من زندهام رمزی است که شخصیت مقاوم و شکست ناپذیراو را نشان میدهد./روزنامه ایران
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار