
ایران آنلاین / بدون آنکه بخواهم به شرح سیاهه آنها بپردازم در یک جمع بندی کلی میتوانم بگویم که همه آنها، از کاهش منابع آب و آلودگیها تا از دست رفتن زیستگاهها و سرمایه اجتماعی مورد نیاز برای رفع آن، محصول آمیزهای هستند از موقعیت ما در این مرحله خاص از توسعه که دیگران نیز هریک به نوبه خویش با آن رو به رو بوده و از آن گذر کرده و بیتدبیری و بهکار نگرفتن بهترین گزینهها از جانب ما، بهترین گزینههای فنی و انسانی.
اما هرچه که هست در این سرآغاز بهار که به تبع فصل، امید از هر سو جوانه میزند سخن گفتن از کمبودها و کاستیها، آنچه گذشته و میراث آن، جز افسردگی و افسوس حاصلی ندارد و با این دو نمیتوان برای برون رفت از این گرداب کاری کرد، چرا که «نومیدان را معادی مقدر نیست.» آنچه نیاز ماست نه پررنگ کردن مشکلات و سنگهای پیش پا، بلکه اعتماد به نیروی خود است.
آنچه نیاز است شناخت عینی مشکلات، به دور از هر هیجان و عصبیتی، تدبیر در جست و جوی بهترین راه حلها و جلب مشارکت همه است. و صد البته پیش نیاز همه اینها امید است، آنکه خود تواند «جهان به قرار باز آرد»، چیزی که امروز سخت با کمبود آن رو به روییم. به یاد داشته باشیم که آینده عصر چالشهای بزرگ محیط زیستی برای ما و جهان است.تغییر اقلیم، خشکسالی و کمبود آب، کاهش زیستگاهها و گونهها همگی منحصر به ما نیست، هرچند که در اینجا ندانم کاری و فرصتسوزی به آن ابعاد تازهای دادهاند. و به هرحال برای رویارویی با این چالشهای بزرگ باید نخست آنها را پذیرفت و با علم به وجود و گستردگی ابعادشان به چارهجویی پرداخت.
بنا براین از یک عرصه امیدبخش سخن میگویم، عرصهای که نه فقط به اعتقاد شخصی بلکه به رأی جمعی از صاحبنظران کهنه کار محیط زیست ما، در خور آن است که در زمره مهمترین موضوعهای محیط زیستی قرار بگیرد، از آنچه در چند سال گذشته منحصراً بر آن متمرکز بوده ام و امروز خیل امیدواران و دلسوزان هر روز بیشتر به آن اقبال میکنند و به آن میپیوندند، از طرح برداشتن دیوار بین کودکان و طبیعت میگویم که تحت عنوان مدرسه طبیعت تلاش دارد سلامت، شادابی و سرخوشی و عشق به طبیعت و سرزمین را به کودکان بازپس دهد.
اما نخست به ناچار باید اولاً طرح مسأله کنم هرچند که بشدت مغمومu2009کننده باشد و ثانیاً متذکر شوم که مشکل نه منحصر به ما در این کشور است و نه راه حل اصالتاً از اینجا آغاز شده. این نیز یک مشکل جهانیاست، همان مشکلی که ریچارد لو از آن به نام «عارضه کمبود طبیعت» نام میبرد و پاسخ جهانی نیز میطلبد.
امروز کودکان در اکثر نقاط جهان در سالهای طلایی عمر خود کودکی نمیکنند؛ زندگی آنان از سوی بزرگترها بشدت برنامهریزی میشود و این برنامه، به جای توجه به تمایلات و علایق ذاتی کودکان، تلاش دارد که برمبنای مصلحت آنها که آن نیز از جانب بزرگترها چنین انگاشته شده، هرچه زودتر از کودکی گذر کرده و برای آینده بزرگسالی آماده شوند. محتوای این برنامه آن است که آنان هرچه بیشتر و از سنین هرچه کوچک تر به یادگیری علوم و فنون و مهارتهای مورد نیاز بزرگسالی بپردازند.
از آنان باید دانشمندان کوچکی ساخت که زودهنگام همه چیز را در مورد همه چیز بدانند. این برنامهریزی به قول بیل مک کیبن، نویسنده و فعال شهیر محیط زیست،بزرگترین تجربهای است که بشر در طول تاریخ خود با نسلهای آینده در پیش گرفته است.
کودکان در سنین تا حدود دوازده سالگی نیازمند بازی، شادی، تخیل، سرخوشی و کاوش بیهدف و خود انگیخته درعناصر طبیعتند و از این رهگذر است که آنها در آینده موجوداتی خلاق،توانا، پرانرژی، مقاوم، پرانگیزه و امیدوار بار میآیند تا بتوانند با چالشهای بزرگ زندگی رو به رو شوند. و ما چه میکنیم؟ ما، در عوض،آنان را در این سنین درکلاسهای دربسته بر صندلیها میخکوب میکنیم و از آنان دو گوش طلب داریم که به هرآنچه که ما آموزش میدهیم توجه کنند و علایق و نیازهای ذاتی روح خود را پشت در کلاسها با حسرت جا بگذارند.
|
اکنون چند سالی است نگاه دیگری به کودک مورد اقبال قرار گرفته که بر بودن کودکان با هم و در طبیعت به عنوان راه چاره و تخفیف این آلام پای میفشرد. این ایده اکنون تحت عنوان مدرسه طبیعت ازهمه جای ایران گوش شنوا یافته و راه خود را هرچند دشوار، آرام آرام به درون خانواده و نظام آموزش باز میکند. نخستین این مدرسهها اکنون دو سال است که در مشهد آغاز به کار کرده و 9 مدرسه دیگر نیز در نقاط مختلف کشور گشوده شده، دهها مدرسه نیز در تدارک گشوده شدن است. |
این برنامهای نیست که بدون پیامد ناگوار به پیش رود، اگر اصولاً پیشرفتی درآن باشد. براساس یک مطالعه بینالمللی که اخیراً روی 74 مدرسه در سراسر ایران صورت گرفته، حدود یک چهارم دانش آموزان یا چاقند یا اضافه وزن دارند. نکته نگران کننده دیگر اینکه بین چاقی و ضریب هوش رابطه معکوس دیده شده: یعنی ما فرصت تحرک و جست و خیز را از کودکان گرفته ایم و این موجب چاقی، کاهش تجربه و در نتیجه کاهش هوشمندی آنها شده است.
خبرهای ناخوش مدارس ما به این محدود نیست؛ افزایش اضطراب، وسواس، کاهش تمرکز،بیش فعالی، اختلالهای رفتاری و ناسازگاریهای اجتماعی و بسیاری ناگواریهای دیگر و از جمله کاهش خلاقیت و مهارتهای حرکتی را نیز باید به آن افزود.و در همه اینها تأکید افراطی بر کلاس و امتحان و مدرسه دستی دارد.
اما خبر خوش اینکه اکنون چند سالی است نگاه دیگری به کودک مورد اقبال قرار گرفته که بر بودن کودکان با هم و در طبیعت به عنوان راه چاره و تخفیف این آلام پای میفشرد. این ایده اکنون تحت عنوان مدرسه طبیعت ازهمه جای ایران گوش شنوا یافته و راه خود را هرچند دشوار، آرام آرام به درون خانواده و نظام آموزش باز میکند. نخستین این مدرسهها اکنون دو سال است که در مشهد آغاز به کار کرده و 9 مدرسه دیگر نیز در نقاط مختلف کشور گشوده شده، دهها مدرسه نیز در تدارک گشوده شدن است.
اینجا جاییاست که کودکان هرآنچه خواهند کنند، از بازی و شادی و کشف و تخیل در یک فضای ساختار نیافته طبیعی که آنان به میل خود و به کمک خرد ذاتی خویش آنرا شکل میدهند، با گیاه و حیوان، سنگ و خاک و آب و گل در هم میآمیزند، از درخت بالا میروند، میوه میچینند، غذا میپزند، حیوانات اهلی را عاشقانه در آغوش میگیرند و با کخها و کلپیسهها دوست میشوند.
اینجا جاییاست که مربیان یا آنطور که نامیده میشوند، تسهیلگران آنها، به جای آنکه یافتههای خود را بر کودکان بار کنند و بر خلاقیت آنها پیشی گیرند، از کودکان میآموزند و پرسشهای آنها را با پرسش و نه جوابهای آماده پاسخ میدهند تا یافتن پاسخها برعهده خلاقیت کودک بماند. اینجا جایی است که از اکراه رفتن به مدرسه خبری نیست و برای آمدن به آن کودکان شب رؤیا میبینند. شاید این بار مدرسه طبیعت به واقع «جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را»
ما جامه نمازی به سر خم کردیم / از خاک خرابات تیمم کردیم
شاید که در این میکدهها دریابیم / آن عمر که در مدرسهها گم کردیم
مدرسه طبیعت رفسنجان افتتاح شد
در ادامه راهاندازی مدارس طبیعت در شهرهای مختلف ایران، نخستین مدرسه طبیعت سیار در رفسنجان نیز با همت تسهیلگران گروه دوستداران طبیعت رفسنجان و گروه کوهنوردی البرز رفسنجان امروز صبح روز جمعه 14 اسفند آغاز بکار کرد. این مدرسه به منظور آشنایی کودکان با طبیعت برای کودکان ۴ تا ۱۲ سال شکل گرفته است تا در این دوران حساس رشد بتوانند بدون هیچ مانعی با دنیای طبیعی پیرامون خود در ارتباط باشند.
عبدالحسین وهابزاده، بوم شناس نام آشنای کشور مؤسس نخستین مدرسه طبیعت در مشهد بود و تاکنون مدارس زیادی به پیشنهاد و با راهنمایی او در شهرهای مختلف کشورمان در یک سال گذشته راهاندازی شده است.او معتقد است در دنیای امروز که زندگی شهرنشینی موجب دوری کودکان از طبیعت شده است و آموزشها منحصر به فضای کلاس شده باید دیوارها برداشته شده و بچهها به طبیعت برگردند تا بتوانند روحیه خلاقشان را به تبلور برسانند و نسلی شادتر و مهربان تر با طبیعت در آینده داشته باشیم./ایران
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار