خرید بک لینک

ایران آنلاین / محمدباقر نوبخت در نشست خبری خود با اصحاب رسانه در مورد عملکرد صداوسیما در ایام تصویب برجام و مذاکرات هستهای و همچنین نحوه پوشش اخبار یکجانبه این رسانه و نیز تضعیف یک جریان سیاسی در ایام انتخابات، با بیان اینکه اجازه بدهید قضاوت در این باره با جامعه باشد، متذکر شد: از طرفی اجازه ندهید من سفره دل پرخونم را باز کنم، ولی با این وجود با عدد و رقم میتوانم بگویم که صددرصد اعتبارات صداوسیما پرداخت شده است و میزان بودجه سال ۹۵ این سازمان از سال ۹۴ هم بیشتر شده است.
او ادامه داد: من صبحها سعی میکنم تا برنامه رادیویی پیک بامدادی را گوش کنم، اما گویی این برنامه، پیک منفی است که صبح اول صبح به مردم میدهند.
سخنگوی دولت با بیان اینکه اگر ما به سیاستهای صداوسیما منتقد هستیم این انتقاد به معنای نادیده گرفتن زحمات برخی از دوستان نیست، اظهار داشت: ما پیکره صدا و سیما را منصف و متعهد میدانیم و البته در برخی از شبکهها برنامهها و تهیهکنندگانی هم هستند که ما به آنها توصیه میکنیم منافع ملی را پیگیری کنند.
پیشتر علی یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهور، حتی تصریح کرده بود که صدا و سیما در قبال دولت در نقش رسانههای «اپوزیسیون» ظاهر میشود و حتی در برخی شبکههای استانی سفر رئیس دولت به همان استان دارای اولویت خبری نیست.

در یکی دیگراز موارد اختلاف، دولت به خاطر قطع سخنان حسن روحانی هنگام اعطای مدالهای لیاقت به مذاکرهکنندگان هستهای، خواستار تشکیل جلسه فوقالعاده شورای نظارت بر صدا و سیما شد. با این حال صدا و سیما علت قطع برنامه را پخش خبر اعلام کرده است.

از سوی دیگر معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور، و رئیس سازمان حافظت محیط زیست، با انتقاد از جهتگیریهای این رسانه، در نامهای به محمد سرافراز رئیس صدا و سیما، تصریح کرده بود که این سازمان بعضا «در حد یک جریان خاص منتسب به جبهه پایداری» تنزل پیدا کرده است.


رییس صداو سیما: دولت توقعاتش بیشتر از 3 دولت قبلی است!

محمدباقر نوبخت در نشست خبری خود با اصحاب رسانه در مورد عملکرد صداوسیما در ایام تصویب برجام و مذاکرات هستهای و همچنین نحوه پوشش اخبار یکجانبه این رسانه و نیز تضعیف یک جریان سیاسی در ایام انتخابات، با بیان اینکه اجازه بدهید قضاوت در این باره با جامعه باشد، متذکر شد: از طرفی اجازه ندهید من سفره دل پرخونم را باز کنم، ولی با این وجود با عدد و رقم میتوانم بگویم که صددرصد اعتبارات صداوسیما پرداخت شده است و میزان بودجه سال ۹۵ این سازمان از سال ۹۴ هم بیشتر شده است.

اما رئیس سازمان صدا وسیما در پاسخ به همه انتقاداتی که از سوی مسئولان دولتی مطرح شده است، توپ را در زمین دولتی ها انداخته و در مصاحبه هماهنگ شده ای که با روابط عمومی سازمان زیر مجموعه خود انجام داده گفت: " به نظرم دولت فعلی، هم توقعاتش از صدا و سیما نسبت به دولتهای قبلی بیشتر است و هم نگاهش به بودجه سازمان، انقباضی و محدودتر از دولت های قبلی است.
رییس سازمان صداوسیما با یادآوری اینکه از زمان فعالیتش در رسانه ملی با چهار نوع دولت سر و کار داشته، تصریح کرد: به نظرم دولت فعلی، هم توقعاتش از صداوسیما نسبت به دولتهای قبلی بیشتر است و هم نگاهش به بودجه سازمان، انقباضی و محدودتر از دولتهای قبلی است.
سرافراز درباره دلایل و ریشههای بحران مالی در صدا و سیما گفت:
به نظرم کسری بودجه سازمان دو دلیل عمده دارد؛ یکی نگاه دولت نسبت به رسانه ملی است بدین معنی که معمولا دولتها گمان میکنند رسانه ملی یک مجموعه جدا و مستقل از آنهاست که نیازهای دولتها را به شکل واقعی و مطلوب برآورده نمیکند، البته این نگرش و مواجهه دولت با رسانه ملی، همواره افت و خیزهایی داشته و به یک شکل واحد نبوده است. در مدت بیش از 20 سالی که در سازمان صدا و سیما مشغول هستم، چهار رییس جمهور را درک و تجربه کردم و در واقع با چهار نوع دولت سرو کار داشتم، اما به نظرم دولت فعلی، هم توقعاتش از صدا و سیما نسبت به دولتهای قبلی بیشتر است و هم نگاهش به بودجه سازمان، انقباضی و محدودتر از دولت های قبلی است. ازهمان روزهای اولی که مسئولیت سازمان را به عهده گرفتم، سعی کردم به دلیل مصالح نظام با دولت همراهی و کمک کنیم که وظایفش را به درستی انجام دهد. رسانه ملی در این زمینه تلاش بسیار زیادی کرد و موفقیت های خوبی هم کسب نمود، حتی در دوره جدید تلاش شد تا حجم بالایی از برنامه های زنده برای بازتاب عملکرد دولت طراحی و اختصاص یابد و حتی برای کسانی مثل سخنگوی دولت، تریبون زنده هم فراهم شد که اینها در گذشته سابقه نداشته است. مثلا اگر آمار سال 94 را با سالهای قبل از آن مقایسه کنیم، متوجه میشویم که در این دوره، سازمان امکان و فرصت تریبون به رییس جمهور و اعضای هیات دولت را بیشتر داده است ولی مشاهده میشود هر چقدر که رسانه ملی، زمان و تریبون بیشتری در اختیار دولت قرار میدهد برخی از اعضای هیات دولت توقعات بیشتری از رسانه ملی را مطرح میکنند و بعضا به گونهای رفتار میشود که گویی بودجه صدا و سیما در گِرو آنهاست که خب این روش درستی نیست و فشار زیادی را به صداوسیما وارد کرده است. دلیل دوم به خاطر کمکهایی بود که از سوی دولت قبل به صداوسیما می شد که در بودجه صدا و سیما منظور نمی شد، لذا هیچ وقت آمار و رقم بودجه صدا و سیما به شکل واقعی نبود. مثلا قبل از سال 92 مخارج سازمان دو هزار و هفتصد میلیارد تومان بود که سازمان حدود دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه کرد در حالی که بودجه مصوب صدا و سیما شامل کمک دولت و درآمد های سازمان حدود 1800 میلیارد تومان بود، این هم یکی از مشکلات سازمان بود. دولت فعلی هم قول داد که برای سال آینده، بودجه صدا و سیما را واقعی ببیند که متاسفانه این کار را نکرد. این دو دلیل عمده است که موجب فشار مالی بر سازمان صدا و سیما شد.

سر افراز حتی بطور ضمنی کمبود بودجه را توجیهی برای افت کیفی برنامه سازی در صدا و دانست و بدون توجه به سایر مولفه های مدیریتی از جمله هدف گذاری، اولویت بندی و... گفت:

وقتی یک سازمان رسانهای مانند صداوسیما، با کسری بودجه و کمبود منابع مالی مواجه میشود، طبعا نمیتواند آن مقدار که لازم و مطلوب است تولیدات داشته باشد که این افت هم جنبه کیفی خواهد داشت و هم کمی؛ البته تلاش شد که این اتفاق نیفتد. این را هم در نظر بگیرید که با انبوهی از رسانههای متخاصم و مخالف با صدا و سیما نیز مواجهه هستیم که تلاش میکنند تا از اعتبار رسانه ملی کم کنند، اما خوشبختانه علیرغم مشکلات مالی و فشارهای درونی و بیرونی، تلاش شد تا اعتبار رسانه ملی حفظ شود و ضمن اینکه در مقاطعی یا مواردی مثلا در برخی از شبکهها یا برنامهها، بر این اعتبار افزوده شد که خوشبختانه با افزایش مخاطب هم روبهرو شدیم. بیشک اگر با مشکلات مالی مواجه نباشیم و بتوانیم نیازهای مالی سازمان را در ابعاد مختلف تولید محتوا و فنی برطرف سازیم، آیندهای به مراتب بهتر را برای رسانه ملی شاهد خواهیم بود. رسانهای که خواهد توانست گوی سبقت را از رقبای خود در حوزههای تولید و نیز محتوا برباید و امواج شبکههای ماهوارهای را کم فروغ سازد.


سر افراز در گفتگو با روابط عمومی صدا و سیما افزایش 8 درصدی بودجه صدا و سیما نسبت به سال گذشته را کافی ندانست و گفت: به نظرم مدارک و دلایل روشنی وجود دارد و می توان با رجوع به عدد و رقمهای آماری، میزان واقعی افزایش بودجه را اثبات کرد. واقعیت این است که سازمان مدیریت و برنامه ریزی، بودجه جاری صدا و سیما را برای سال آینده حدود 8 درصد اضافه کرده و این در حالی است که دولت اعلام کرده برای افزایش حقوق ومزایای کارکنان دستگاههای دولتی باید تا 12 درصد افزایش حقوق در نظر گرفته شود. با فرض اینکه کمکی که دولت میکند صرفا برای تامین و ترمیم حقوق کارکنان باشد بازهم 4 درصد کمتر از مصوبه دولت است و من بارها اعلام کردم که این افزایش 8 درصدی، کفاف تامین حقوق کارکنان و بازنشسته های سازمان را هم نمی دهد و ما باید مبلغی بر آن اضافه کنیم تا فقط بتوانیم حقوق را پرداخت کنیم، کسری بودجه در حوزه برنامه سازی که جای خود دارد. نکته دیگر اینکه سازمان مدیریت و برنامه ریزی به شکل یکطرفه و دراتاق های دربسته، تصمیم گرفته که درآمدهای بازرگانی صدا و سیما را به شدت افزایش بدهد که هم در سال گذشته و هم امسال این اتفاق افتاده است. در واقع وقتی میگویند بودجه اضافه شده، به این معنی است که ما را مکلف کردند که مدام درآمدمان را از طریق آگهیها بالا ببریم. از سویی دیگر، دولت در حالی که خودش در حالت رکود به سر میبرد و بسیاری از پروژهها تعطیل و نیمهتعطیل یا متوقف است، سازمان صداوسیما مکلف به افزایش درآمد میشود. در واقع سازمان مدیریت و برنامهریزی میتواند درآمد سازمان را 300 درصد اضافه کند و با کمک مالی خودش جمع بزند بعد اعلام کند که بودجه صداوسیما مثلا 200 درصد اضافه شده است!

سر افراز حتی بطور ضمنی کمبود بودجه را توجیهی برای افت کیفی برنامه سازی در صدا و دانست و بدون توجه به سایر مولفه های مدیریتی از جمله هدف گذاری، اولویت بندی و... گفت:

وقتی یک سازمان رسانهای مانند صداوسیما، با کسری بودجه و کمبود منابع مالی مواجه میشود، طبعا نمیتواند آن مقدار که لازم و مطلوب است تولیدات داشته باشد که این افت هم جنبه کیفی خواهد داشت و هم کمی؛ البته تلاش شد که این اتفاق نیفتد. این را هم در نظر بگیرید که با انبوهی از رسانههای متخاصم و مخالف با صدا و سیما نیز مواجهه هستیم که تلاش میکنند تا از اعتبار رسانه ملی کم کنند، اما خوشبختانه علیرغم مشکلات مالی و فشارهای درونی و بیرونی، تلاش شد تا اعتبار رسانه ملی حفظ شود و ضمن اینکه در مقاطعی یا مواردی مثلا در برخی از شبکهها یا برنامهها، بر این اعتبار افزوده شد که خوشبختانه با افزایش مخاطب هم روبهرو شدیم. بیشک اگر با مشکلات مالی مواجه نباشیم و بتوانیم نیازهای مالی سازمان را در ابعاد مختلف تولید محتوا و فنی برطرف سازیم، آیندهای به مراتب بهتر را برای رسانه ملی شاهد خواهیم بود. رسانهای که خواهد توانست گوی سبقت را از رقبای خود در حوزههای تولید و نیز محتوا برباید و امواج شبکههای ماهوارهای را کم فروغ سازد.

خب این یک محاسبه غیرمنطقی و غیرواقعی است که متاسفانه دو سال است که دارد اتفاق میافتد. در قسمت تملک داراییها نیز امسال تنها یک سوم آنچه که در مجلس تصویب شده به صداوسیما پرداخت شده است. این در حالی است که رسانه ملی در دوران گذار از تکنولوژی آنالوگ به دیجیتال و توسعه انواع تجهیزات دیجیتال مثل فرستندهها و تبدیل آن به شبکهها از پخش معمولی به پخشHD قرار دارد و برای طی کردن این دوران گذار به بودجههای عمرانی کلانی نیاز دارد. همچنین تکمیل ارسال سیگنالهای تلویزیونی از طریق فیبر نوری و مواردی دیگر از این قبیل، سازمان را مکلف به انجام توسعههای زیرساختی مهمی میکند و اهل فن نیز بر ضرورت این تغییرات فنی اذعان دارند ولی متاسفانه در این بخش شاهد کاهش بودجه برای سال آینده هستیم؛ البته من باور دارم که این مشکلات در مجلس و با همکاری نمایندگان دلسوز حل خواهد شد و مجلس کاملا مطلع است و درک میکند که باید پوشش فرستندههای رادیویی و تلویزیونی کامل شود و تجهیزات دیجیتالی جدید نصب شود تا امکان بهرهبرداری بهتری فراهم شود. سازمان باید به سمت استقلال بیشتر در حوزه ماهواره و سیگنال رسانی برود که همه اینها نیاز رسانه ملی به بودجه عمومی را ضروری می سازد.
صدا و سیما به حرف کارشناسان اقتصادی گوش دهد

انتقادات مسئولان صداو سیما از دولت درباره کمبود بودجه واکنش سایر رسانه ها را نیز برانگیخت. از جمله سایت عصر ایران در مطلبی با اشاره به دلایل کسیری بودجه در صدا و سیما نوشت: در خود همین صدا و سیما بارها کارشناسان اقتصادی تاکید کرده اند که بودجه ریزی کنونی ایران که بر پایه ارقام سال قبل برآورد می شود در دنیا منسوخ شده زیرا به جای بهبود وضع گذشته، همان وضع را با تحمیل هزینه بیشتر و بدون تضمین افزایش بهره وری و کارآمدی به آینده تسری می دهد.

حال آن که بودجه ریزی مدرن بر پایه «صفر» است. یعنی هر سازمان موظف می شود تمام فعالیت ها و برنامه های خود را همچون یک برنامه جدید ارزیابی و اهمیت و اولویت آنها را مشخص کند.
در روش سنتی می گویند چون این سازمان امسال 1000 میلیارد تومان بودجه داشته سال دیگر باید 1200 میلیارد تومان بگیرد تا 20 درصد افزایش آن اعمال شده باشد.

در بودجه ریزی بر مبنای «صفر» اما بنگاه مورد نظر باید مشخص کند اولویت های آن کدام ها هستند و بدون توجه به گذشته و با افق آینده می خواهد با این پول چه برنامه هایی را به اجرا گذارد.

شاید گفته شود مسوولیت این تغییر نگاه و روش با سازمان مدیریت و برنامه ریزی است نه صدا و سیما یا هر سازمان و بنگاه دیگری و در واقع این مجلس است که باید شروع کننده باشد.

در ادامه این مطلب آمده است: این سخن درست است اما مگر صدا و سیما بیش از هر دستگاه دیگر خود را در قبال « اقتصاد مقاومتی» متعهد و مسوول و حتی مدعی مطالبه نمی داند؟ پس چرا از خود شروع نمی کند؟ یا حداقل چرا این بحث را مطرح نمی سازد و درنمی اندازد؟

بنا به ملاحظاتی محور این گفتار نوع بودجه ریزی است و نمی خواهیم به عاملی چون ریزش مخاطبان صدا و سیما و در نتیجه کاهش آگهی دهندگان اشاره کنیم یا بپرسیم طی سه هفته پس از انتخابات هفتم اسفند نمایندگان جدید به چند برنامه دعوت شده اند یا با نماینده اول و از نامزدهای ریاست مجلس آتی اساسا گفت و گویی انجام داده اند تا مردم احساس کنند صدا و سیمای خودرا در صدا و سیما می بینند یا نه.

فارغ از چالش های سیاسی بر این نکته می توان تاکید کرد که دولت مشکل را باید ریشه ای حل کند.

روشن و صریح این که به جای این که هر سازمانی به اعتبار بودجه سال قبل بودجه بیشتری مطالبه کند و همه با هم مسابقه جذب و مصرف بگذارند تا در تخصیص بودجه سال بعد بیشتر بگیرند وسرشان بی کلاه نماند، بهترین روش ،بودجه ریزی بر پایه صفر است.

یعنی هزینه ها و برنامه های یک بنگاه دوباره ارزیابی شوند و هر یک از مدیران بودجه درخواستی خود را به تفکیک توجیه کنند و فرض را بر این بگذارند که آنچه در حال حاضر انجام می دهند نقطه شروع تلقی نمی شود.

یک مثال ساده منظور را روشن می کند. فرض کنید بنیاد سعدی یا هر نهاد غیر مولد دیگر در سال جاری 5 میلیارد تومان بودجه می گیرد.

در حال حاضر تخصیص بودجه به این صورت است که 20 درصد به نسبت سال افزایش می دهند و 6 میلیارد می پردازند!

در حالی که باید اولا «اهمیت» و ثانیا « اولویت» ها روشن شود. چنانچه مدیر مربوطه نتواند سازمان مدیریت و برنامه ریزی را درباره اهمیت و اولویت ها توجیه کند نه تنها نباید بودجه بیشتر اختصاص یابد که در صورت ضرورت می تواند کم شود. این همان بودجه ریزی بر مبنای صفر است و درمورد خاص صدا و سیما نیز این بنگاه با ارزیابی مجدد باید بتواند از ضرورت فعالیت این همه شبکه دفاع کند.

کافی است تعداد پرسنل رسانه های مشابه در دنیا را مقایسه کنند تا روشن شود اگر فی المثل فلان مجری هنوز حقوق نگرفته به این خاطر است که سازمان به دلایل مختلف نیروی مازاد جذب کرده یا دلیل دیگری دارد.

وقتی از دولت بودجه بخواهند متقابلا تخصیص دهندگان می توانند بپرسند چرا دریافتی برخی تهیه کنندگان هم اندازه درآمد بهترین جراحان این مملکت است و چرا جدول کامل و شفافی از اسامی آنها منتشر نمی شود؟

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 23 اسفند 1394 ساعت: 23:45

صفحه بندی