
ایران آنلاین /سال 1394 هجری شمسی در حالی به پایان رسید که تحولات تلخ و شیرین متعددی برای مردم ایران، منطقه و جهان در آن رقم خورد. سال 1394 برای مردم ایران سالی امیدبخش بود که با کلید تدبیر و درایت دیپلماسی دولت یازدهم، قفلهای اساسی پیش روی سیاست خارجی کشور یک به یک گشوده شدند. مهمترین این قفلها، بحران غیرضروری پرونده هستهای کشور بود که کشورمان را در وضعیت تحریم و انزوای بینالمللی قرار داده بود. در نتیجه یکی از مهمترین تحولات سال 1394 حصول توافق هستهای بین ایران و 1+5 بود که ضمن رفع تحریمها و لغو قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران، زمینهساز بازگشت کشورمان به جایگاه واقعی خود در عرصه مناسبات منطقهای و جهانی نیز گردید. این توافق که پس از بحثها و مذاکرات طولانی بین ایران و قدرتهای جهانی به دست آمد، با توجه به لغو تحریمها و محدودیتهای بانکی و صادرات نفت، فرصتهای گستردهای را برای اقتصاد و تجارت کشورمان فراهم میکند. با این حال این تنها عرصه اقتصاد کشور نیست که تحت تأثیر برجام رنگ تحول و پویایی به خود میگیرد؛ سیاست و روابط خارجی کشور نیز در ماههای پس از تصویب برجام آرام آرام به جایگاه اصلی و کنشگر خود باز میگردد. پس از تصویب و اجرایی شدن برجام اقتدار و ثبات جمهوری اسلامی ایران در منطقه، رویکرد معتدل و مسالمتجویانه دولت یازدهم و فرصتهای اقتصادی و تجاری بکر رابطه با ایران، کشورمان را به مرکز توجه دیگر کشورها تبدیل نموده است. اگر از هجوم و رقابتجویی هیأتهای تجاری اروپایی و نیز سفر مقامات سیاسی عالیرتبه اروپایی که پس از سالها مجدداً در اولین ماههای پس از تصویب برجام به ایران سفر کردند، بگذریم، پس از آن نیز عرصه سیاسی، اقتصادی، نظامی و توریسم کشور با استقبال گسترده و کم نظیری مواجه بوده است.
بر این اساس از بین قدرتهای شرقی، چین که در دوران تحریم به طور نسبی یار غار ایران بود، پس از تصویب برجام نیز خواهان تقویت و گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران شده است. لحن خصمانه و اتهامزنیهای مکرر کشورهای غربی به کشورمان نیز بعد از توافق هستهای کاهش یافت و بیشتر جای خود را به تأکید بر نقش مؤثر ایران در حل بحرانهای منطقهای و ابراز تمایل برای همکاری اقتصادی با ایران داده است. دعوت از ایران برای شرکت در نشستهای مربوط به حل بحران سوریه در وین و اذعان به نقش تأثیرگذار ایران در خاورمیانه، رویکرد جدید غرب پس از برجام بود و ایران را در جایگاه کشوری محوری در روند مبارزه با تروریسم قرار داد.
با وجود این سال 1394 برای مردم منطقه و جهان سال چندان امیدبخشی نبود. وخیمتر شدن بحرانهای سوریه و عراق، یکی از تلخترین رویدادهای سال 94 بود که عواقب و اثرات جانبی متعددی بر مردم این کشورها و نیز کل منطقه و جهان داشت. از یکسو جنگ داخلی زیرساختها و تأسیسات این کشورها را به نابودی کشید و مسیر توسعه و پیشرفت آنها را سالها به تأخیر انداخت و از سوی دیگر گسترش ناامنی، موج آوارگان جنگی را روانه کشورهای همسایه و نیز کشورهای اروپایی نمود که این امر ضمن درگیر نمودن کشورهای اروپایی با بحث پذیرش مهاجران، بدترین تصاویر از نقض حقوق این آوارگان را نیز به نمایش گذارد.
آثار سوء بحرانهای سوریه و عراق به همین جا ختم نمیشد، تضعیف دولتهای این کشورها، فضای مساعدی برای رشد گروههای تروریستی و خصوصاً داعش فراهم آورد و سبب شد این گروه افراطی ضمن افزایش مناطق تحت تصرف خود در عراق، سوریه و لیبی، به عملیاتهای تروریستی فرا مرزی نیز اقدام نموده و موج وحشت را به امریکا و اروپا منتقل کند. عملیاتهای گسترده داعش در پاریس یکی از عجیبترین حوادث سال 1394 بود که بخوبی نشان داد تروریسم فقط مختص خاورمیانه نیست و زمانی که تفکری افراطی به عنوان وسیلهای برای براندازی حکومتهای مخالف شکل گرفت و حمایت شد، آتش آن دامن خودیها را نیز خواهد گرفت و امکان شیوع آن به سراسر جهان وجود دارد. در نتیجه چنین حوادثی بود که جدیت غرب برای مبارزه با تروریسم بیشتر گردید، جنبههای عملیتری به خود گرفت و در صدور قطعنامههای شورای امنیت با هدف ترسیم نقشه راهی برای حل سیاسی بحران سوریه و خشکاندن منابع مالی دو گروه تروریستی القاعده و داعش نمود یافت.
البته این تنها کشورهای غربی نبودند که به دنبال راه حلهایی برای مبارزه با داعش و حل بحران سوریه برآمدند. سال 94 سال قدرتنمایی روسیه و باز شدن پای این کشور به مناسبات دیپلماتیک و نظامی خاورمیانه و تلاش برای ارائه نسخه روسی حل بحرانهای خاورمیانه نیز بود. پوتین، رئیس جمهوری روسیه ضمن طرح ادعای عدم جدیت کشورهای غربی در حل بحران سوریه و در مقابل کمک آنها و برخی کشورهای منطقه به گروههای تروریستی برای براندازی بشار اسد، از سیاست حزم و احتیاط خود فاصله گرفت و با حضور نظامی در سوریه تحولات منطقهای و جهانی را به حال و هوای نظام دوقطبی بازگرداند.
سال 1394 همچنین یکی از بدترین سالها برای وحدت و همبستگی در جهان اسلام بود. در آغازین روزهای این سال عربستان سعودی که پس از تغییرات متعدد در هیأت حاکمه داخلیاش رویکردی عجولانه و بی پروا در سیاست خارجی را در پیش گرفته بود، با دخالت آشکار در مسائل داخلی یمن، به این کشور حمله نمود و علاوه بر کشتار مردم مسلمان این کشور و نابودی همه زیرساختهای آنها، سبب تقویت و رشد گروههای افراطگرا در این کشور نیز گردید. از سوی دیگر افزایش تمرکز مقامات سعودی بر مسائل خارجی خصوصاً یمن، سبب ناتوانی این کشور در اداره و مدیریت مناسک حج گردید و این امر سبب کشته شدن تعداد زیادی از مسلمانان کشورهای مختلف و اعتراض کشورهای اسلامی گوناگون از جمله ایران گردید. اعدام شیخ نمر روحانی مبارز شیعه در عربستان یکی دیگر از مسائلی بود که به تیرگی هر چه بیشتر روابط ایران و عربستان انجامید و سببساز حوادث تلخی همچون حمله به سفارت عربستان در برخی شهرهای ایران نیز گردید. با وجود تلاشهای ایران برای جبران این امر، عربستان سعودی در ادامه سیاستهای خصمانه و تفرقهافکنانهاش، از این حادثه نیز برای جبههگیری علیه ایران استفاده فراوان نمود؛ هر چند از بین 57 کشور مسلمان عضو سازمان همکاریهای اسلامی، تنها چهار کشور کوچک حاضر به همراهی با عربستان و قطع و کاهش روابط با ایران گردیدند. از دیگر سو اختلافات کشورهای نفتخیز اسلامی در بازارهای نفتی نیز منعکس شده و به دلیل عدم هماهنگی در سقف تولید، قیمت نفت در سال 94به پایینترین سطح خود در 13 سال اخیر رسید.
بر این اساس سال 94 در حالی به پایان میرسد که جهان و منطقه خاورمیانه جای امن و باثباتتری نسبت به گذشته نیست. بسیاری از ملتهای خاورمیانه با وجود انقلاب و تحولخواهیها، همچنان از حکومتهای نامشروع و غیرمردمی رنج میبرند، گروههای تروریستی انشعاب بیشتری پیدا نموده و اهداف و روشهای آنها خشنتر و فراگیرتر شده است. از آن مهمتر با وجود آرمان کشورهای اسلامی، وحدت و انسجام در اتخاذ تصمیم و جهتگیری هنوز حلقه مفقوده آنهاست و اختلاف مواضع بین آنها همچون همیشه سبب افزایش نقش و نفوذ قدرتهای شرقی و غربی در منطقه شده است. در چنین شرایط ناامید کنندهای اما اوضاع جمهوری اسلامی ایران متفاوت است؛ ایران در سال 94 ققنوس وار از بین آتش و خاکسترهای خاورمیانه سربرآورد و میرود تا با کلید تدبیر و حزماندیشی خویش، قفلهای منطقهای را نیز بگشاید.
دستگاه دیپلماتیک کشور که با بسیج همه توان خود توانست در حوزه غالب کردن گفتمان دیپلماتیک سربلند شود، هم اکنون در موقعیتی است که بتواند این گفتمان را در عرصه منطقهای و جهانی تئوریزه و عملیاتی کند. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران که در آخرین روزهای سال 94 با پشت سر گذاشتن انتخابات موفق، امن و همراه با مشارکت بالای داخلی، چرخش مسالمتآمیز قدرت را تجربه کرده و به دنیا ثابت نمود که کارآمدی و شگفتیآفرینی آن تنها در حوزه سیاست خارجی نیست و در عرصه داخلی نیز میتواند الگویی موفق برای کشوهای منطقه باشد، حال باید با دیپلماسی کنشی خود مقدمات فضایی بهتر برای سال 95 خاورمیانه را رقم بزند.
در درجه اول لازم است جمهوری اسلامی ایران ابتکار عمل را در حوزه انسجام کشورهای اسلامی به دست بگیرد و با برگزاری نشستهای متعدد و دعوت از سران کشورهای اسلامی، شرایط گفتوگو و حل اختلافات را بین آنها به وجود بیاورد. بی شک اعتمادسازی و تنشزدایی که سبب تغییر رویکرد کشورهای غربی نسبت به ایران شد، میتواند در حوزه کشورهای اسلامی نیز مفید بوده و سبب شود این کشورها برای رسیدن به اهداف والاتر که همانا توسعه و پیشرفت جهان اسلام و مقابله با دشمن مشترک است، مجدداً گرد هم جمع شده و ضمن تعهد به عدم تهدید و مزاحمت برای یکدیگر، بر سر نکات مشترک با هم به توافق برسند. ایجاد منطقه امن و باثبات، بازگشت رویکرد اقتصادی به اپک و تنظیم بازار نفت و نیز گرفته شدن بهانه از عربستان سعودی و ترکیه برای تهدیدزا معرفی کردن ایران، از جمله ثمرات پیشتاز شدن ایران در حل اختلافات با کشورهای اسلامی
است.
گام بعدی تعمیق الگوی سیاست خارجی توسعه گراست که در افزایش و گسترش روابط اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهای مختلف نمود مییابد و نتیجه آن تبدیل جمهوری اسلامی ایران به قدرت فعال و کنشگر در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی، انرژی و... خواهد بود. پیگیری این سیاست سبب میشود ایران با حضور مقتدرانه در حل بحرانهای منطقهای، مبارزه با تروریسم و بهبود روابط تجاری، اقتصادی و سیاسی با سایر کشورها، فعالانه در امور بینالمللی ایفای نقش کند و با تداوم مشی دیپلماسی و گفتوگو از موضع قدرت، منافع ملی کشور را تضمین نموده و به صلح و ثبات در عرصه منطقهای و بینالمللی نیز کمک کند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار