
ایران آنلاین /در پی مرگ دکتر شکوهی، علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش پیام تسلیتی صادر کرد؛ در این پیام آمده است: هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق؛ خبر فقدان استاد فرزانه مرحوم دکتر غلامحسین شکوهی نخستین وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران و پدر تعلیم و تربیت کشور موجب تأثر و تأسف عمیق و اندوه فراوان شد.
شکوهی که بود؟
هنوز کشور در هیاهوی یک تغییر بزرگ و انقلابی بود که مهندس بازرگان نام غلامحسین شکوهی را به عنوان نخستین وزیر آموزش و پرورش دولت موقت بر زبان آورد. مردی که زاده بیرجند بود و کارنامه علمی درخشانی هم برای نشستن بر صندلی وزارتخانه پراهمیت آن روزهای دولت داشت. انگشت اشاره مهندس بازرگان متوجه شخصی بود که بعد از اتمام دوره دانشسرای مقدماتی در زادگاهش به حرفه معلمی پرداخت و لیسانسش را نیز در رشته آموزش و پرورش گرفت. او همان سال با بورس دولتی به سوئیس رفت و در 36 سالگی دکترایش را در رشته تعلیم و تربیت گرفت. این چهره ماندگار تعلیم و تربیت، جزو خوشنام ترین و کم حاشیه ترین مردان کابینه دولت مهندس بازرگان به حساب میآمد. خودش در گفتوگویی با شیرزاد عبداللهی از خاطرات آن سالها میگوید که نامش برای وزارت آموزش و پرورش بر سر زبانها آمد: «آقای مهندس بازرگان به من گفت، برنامه شما برای آموزش و پرورش چیست؟ گفتم، تا یک ماه پیش نه من امیدوار بودم که کسی مرا دعوت به وزارت کند و نه کسی مرا واقعاً وزیر میکرد. این است که فعلاً برنامه ای ندارم، ولی از وزیرانی که تا حالا بوده اند، از هیچ کدام کمتر نیستم.»
با این جمله سکان وزارت آموزش و پرورش را به دست گرفت. اما ریاستش بر این وزارتخانه فقط 10 ماه بیشتر دوام نیاورد، همین زمان کم هم موجب شد تا او نتواند برنامه ویژه ای برای این دستگاه پرحاشیه آن روزهای دولت داشته باشد: «آن روزها اشخاصی تعیین شده بودند که به وزیر کمک کنند. یکی از آنها آقای کاظم موسوی بود، آقای اسدی لاری هم بود، آقای باهنر معاون آموزش و پرورش بودند (ولی کمتر میآمدند.) آقای رجایی هم بود.
عده ای از دانش آموزان از ساری آمده بودند. در اعتراض به سختی سؤال امتحانی، در امتحان تک ماده نمره نیاورده بودند. شعار میدادند: طراح این سؤالات اعدام باید گردد. یک عده از مهندسان و کارمندان اداره نوسازی که آقای کتیرایی ادارهشان را بسته بود در یکی از اتاقهای وزارتخانه تحصن کرده بودند. یکی از آنها با مشت به در اتاق من میکوبید و میگفت: شاه را بیرون کردیم، شما را هم بیرون میکنیم.»
نشستن بر صندلی وزارت آموزش و پرورش برای شکوهی تجربهای کوتاه اما پرخاطره بود. برای همین است که همگان او را نه یک سیاستمدار جدی بلکه معلمی دلسوز و عاشق شغلش میدانستند:« 57 سال معلم بودم. هیچ گاه آرزو نکردم که ای کاش شغل دیگری داشته باشم. جهان درست نخواهد شد جز با تعلیم و تربیت.» 60 سال خدمت در آموزش و پرورش موجب شد تا به او لقب « پدر تعلیم و تربیت ایران» داده شود. کسی که تمام زندگیش را وقف آموزش کرد.»/ایران
برچسب:
نویسنده: استخدام کار