خرید بک لینک

ایران آنلاین /این روزها پروژه پژوهشی تان در تالار قشقایی چگونه میگذرد؟
خوشبختانه با توجه به زمان کمی که پیش از شروع پروژه داشتیم استقبال نسبتاً خوبی شد. ما تصمیم گرفتیم که عنوان آزمایشگاه را برای پروژه انتخاب کنیم تا مثل همیشه که همراه گروهمان و در تمام کارهای گذشته به آزمون و خطا میپرداختیم این بار هم در کنار کسانی که اعلام آمادگی کردند، در زمینه کمدی و انواع کمدی بصورت کارگاهی و شورایی کار کنیم. دستاورد خوبی هم به نسبت زمان کوتاه و اندک برای خود من به دست آمده و افرادی را برای پروژههای بعدی ام انتخاب کردم.
آیا کمدی در ایران شکل درستش در اجراها را پیش روی مخاطبانش قرار میدهد؟
اینکه کمدی در ایران به چه شکلی اجرا میشود نیاز به یک کار پژوهشی و علمی دارد... اما به نظر من کمدی در ایران و در اجراهایی که من به عنوان تماشاگر دیدم معنی خودش را از دست داده...در حال حاضر طبقه روشنفکر جامعه با کمدی میانه خوبی ندارند. چرا؟ چون کمدی از درون تخلیه شده و گروهها تنها به ظاهر ماجرا بسنده کردهاند...البته این مشکل دلایل بسیاری دارد که مهمترین آن نبود مطالعه از جانب هنرمندان و البته ممیزیهای سلیقهای در دورههای گذشته بوده. شما تصور کنید اگر انتقاد را از کمدی بگیریم (که معمولاً در ممیزیها این اتفاق میافتاد) از اثر به اصطلاح کمدی تنها پوستهای از خندههای بیخاصیت باقی میماند البته خوشبختانه در حال حاضر این مشکل کمتر شده و نظارت بر نمایشها منطقی تر و علمی تر شده است.
آیا در روزگار ما هنوز هم باید به شیوه و ویژگیهای کهن کار کرد؟
به هیچ وجه، اگر سؤال شما این بود که باید شیوههای کهن را فراموش کنیم یا نه؟ من باز هم میگفتم نه.... ما باید از شیوهها و تجربههای گذشته کمدی در تئاتر نهایت استفاده را بکنیم اما نباید همان الگوها را در عصر معاصر به کار گیریم... دنیا و ریتم زندگی مردم تغییر کرده مثلاً فاصله زمانی اجرای عمل کمیک تا خنده مخاطب امروز با روزگار گذشته تغییر کرده... و این یعنی ریتم زمانه عوض شده و ما باید بر اساس همین ریتم کار کنیم اما حرف خودمان را بزنیم...نه حرفی که زمانه به ما تحمیل میکند. به عبارت ساده تر ما باید در فرم به دنبال فرمی متناسب با روزگار خود باشیم اما در محتوا باید حرف خودمان را بزنیم نه حرفی که مد جامعه است.
گروه شما بیشتر دغدغه کمدی مدرن دارد. چرا کمتر به متدهای ایرانی مانند روحوضی توجه نشان میدهد؟
شاید بشود گفت به نحوی جواب این سؤال در پاسخ سؤال قبلی مستتر بود اما برای روشن شدن بیشتر ماجرا باید عرض کنم ما روحوضی یا هر شیوه نمایشی خنده آور فرهنگ خودمان را فراموش نکرده اما کمی کلی تر به معنی کمدی نگاه کردیم...به این شکل که ابتدا در مورد تمام شیوههای ایجاد خنده در تاریخ تئاتر و در تمام بسترهای فرهنگی جهان پژوهش و سپس سعی کردیم با پشتوانه و تکیه بر اصول مشترک کمدی در دنیا شیوه خاص گروه خودمان را بیابیم که البته دور از شیوههای تئاتری کشور خودمان هم نباشد. به عبارتی ما کمی جهانی تر به کمدی پرداختیم ولی از فرهنگ خودمان غافل نشدیم. به عنوان مثال در شخصیت پردازی کاراکترهای نمایشهایمان میشود رد پایی از کاراکترهای کمدیا دل آرته و حتی شخصیتهای کمیک نمایشهای ایرانی را پیدا کرد مثل سیاه یا شلی.
با اینکه کمدی مشتاقان زیادی دارد اما گروه شما سالیان درازی طول کشید تا مورد التفات واقع شود و برای اولین بار در تئاتر شهر دو نمایش تان همزمان اجرای عمومی گرفته است؟
پاسخ این سؤال را باید از کسانی بپرسید که از سال 85 تا سال 92 به ما اجرای عمومی نمیدادند. ما که همیشه در موضع خودمان ایستاده بودیم و بیادعا کارمان را میکردیم و خودمان را درگیر نمایشهای سفارشی نکردیم. اما حالا روزگار روشنتری است، امید حالا کم کم دارد خودش را نشان میدهد.
در حال حاضر دو اجرای کمدی اتفاقات و کمدی استشمامات با نظرگاه و ساختار نسبتاً متفاوتی اجرا میشوند؛ این تفاوت ساختار جزو اصول کاری شماست؟
کمدی اتفاقات و کمدی استشمامات شاید به لحاظ ساختاری متفاوت باشند اما به لحاظ حال و هوا و فضا هویت واحد دارند. همچنان که کمدیهای قبلی گروه ما هم تفاوتهایی با هم دارند. اما چیزی که شاید در تمام آثار ما حلقه اتصال را شکل میدهد گرایش ما به معنامندی اثر و ایجاد تفکر در مخاطب است. ما لحظات کمیک را خلق نمیکنیم تا صرفاً خندهای را روی لبهای تماشاگر بنشانیم. ما کمدی کار میکنیم تا تلنگری بزنیم به تفکر مخاطب و مشکلات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... را در اثر مورد نقد قرار میدهیم.کمدی برای ما هدف نیست، وسیله است.
در کمدی استشمامات گروتسک فضای کار را در برگرفته است، چقدر برایتان گروتسک اهمیت دارد؟
این فضای گروتسک ابتدا در متن به وجود آمده و در اجرا هم تأثیر خودش را گذاشته. کمدی استشمامات اولین کاری بود که در آن فضای گروتسک را تجربه کردیم. قطعاً باز هم سراغ این فضا خواهیم رفت. خیلی تلاش کردم گروتسک موجود در نمایشنامه را حفظ کنم. حالا منتقدان باید بگویند چقدر این فضا، مؤلفههای گروتسک را دارد.
شما برای بهره وری درست از تکنیکها و شیوههای اجرایی کمدی چقدر پژوهش و تمرین را پشت سر میگذارید؟
شاید نشود بازه زمانی خاصی را معین کرد اما میتوانم بگویم ما تا در زمینه اثری که در حال تولیدش هستیم به بلوغ فکری و به نتیجه فرمی خاص همان اثر نرسیم به هیچ وجه کار عملی را شروع نمیکنیم. یادم میآید کمدی «ارتباطات» استارت ایده و جرقه شروعش در سال 79 زده شد اما در سال 82 به اجرا رسید شاید شعاری باشد اما کمدیهای ما مثل بچههای ما هستند نه فقط به لحاظ علاقهای که به آنها داریم بلکه به لحاظ وقت و عمری که برای هر کدامشان گذاشتیم تا بتوانند روی پای خودشان بایستند و زبان باز کنند و با مخاطبانشان حرف بزنند. البته همه افراد هسته مرکزی گروه ما پیش از شروع اولین کمدی یعنی کمدی افتضاحات روند علمی و پژوهشی در زمینه کمدی را شروع کرده بود.
در کمدی چقدر عناصر بصری و شنیداری برایتان اهمیت دارد؟
مگر میشود کمدی کار کرد و به عناصر دیداری و شنیداری بیتوجه بود؟ کمدی ژانر سختی است و باوجود ظاهر مهربان و پایان به اصطلاح خوشش برای بهوجود آمدنش انرژی زیادی از هنرمند میگیرد. در طول تاریخ تمام کمدین هایی که میشناسیم همه به این رنج و سختی اذعان داشتند. در کمدی استفاده از این عناصر است که کمی کار را سهل و آسان میکند. در تمام آثار کمدی دنیا این عناصر به شکل مطلوب به کار گرفته میشوند. مثلاً همیشه به بازیگرانم میگویم که موسیقی و ریتم مهم است. موسیقی عنصر تفکیک ناپذیر در کمدی است که اگر بازیگر ضرباهنگ را در موسیقی نشناسد، کمدی کلامی یا کمدی رفتاری او نه تنها شکیل و چشم نواز نمیشود بلکه به دلیل ناهماهنگی و شلخته بودن خنده مخاطب را هم در پی نخواهد داشت.
چقدر بداههسازی در کمدی هایتان مؤثر است؟
بداهه بازیگران در آثار گروه ما بشدت مؤثر است اما تمام کننده نیست... و حتی میشود به تعبیری گفت بداهه بازیگران شروع کننده هم نیست اما باز تأکید میکنم در تمام کمدیهای ما بداهه بازیگران نقش مؤثری دارد. به عبارت ساده تر من به عنوان کارگردان صحنه خاصی از نمایش را برای خودم آنالیز میکنم و بعد از تحلیل و بیرون کشیدن عناصر دراماتیک به دنبال شکل و فرم اجرایی همان صحنه میگردم و حتی گاهی اوقات چنان درگیر صحنه خاصی از نمایش میشوم که شبها خواب میزانسن میبینم. بعد از اینکه صحنه را به قول سینماییها دکوپاژ کردم حالا میآییم و با بازیگران اتود بداهه میزنیم روی بازیها و شیوه و شکل اجرای همان صحنه چون معتقدم اگر فرم خودم را به بازیگران منتقل کنم خلاقیت را از بازی آنها گرفته ام. بعد از این تمرین من تحلیل و فرم اجرایی همان صحنه را برای آنها شرح میدهم و بعد با مشورت همه به یک فرم واحد میرسیم. به نظرم کارگردان گاهی اوقات باید دانهای را در خاک بکارد به امید اینکه روزی سبز شود و گاهی اوقات باید مثل باغبانی با تجربه با قیچی سنگین و تیزش تنها شاخههای اضافی را هرس کند./روزنامه ایران

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 20 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:45

صفحه بندی