خرید بک لینک

ایران آنلاین / با وجودی که پس از انقلاب خدماترسانی به روستاها شامل احداث راههای آسفالته، آب، برق و... در دستورکار دولتها قرارگرفت، ولی ارائه این نوع خدمات هم مانع از مهاجرت نشد و عمده روستائیانی که به امید درآمد و زندگی بهتر کاشانه خود را رها کرده بودند، درحاشیه شهرها باقی ماندند و پدیده حاشیه نشینی را پررنگ تر کردند. به گونهای که درمیان کشورها، ایران همراه با ترکیه بیشترین شیب کاهش جمعیت روستایی را تجربه کردند وسهم 33 درصدی روستائیان از کل جمعیت طی سالهای اخیر به 27 درصد کاهش یافت.

حال مهمترین سؤالی که دراین بخش مطرح میشود این است که چرا برنامهها و هزینههای هنگفتی که در بیش از سه دهه گذشته برای توسعه روستایی انجام شد به نتیجه دلخواه نرسید و همچنان کسانی هستند که شهر را برای زندگی به موطن اصلی خود یعنی روستا ترجیح میدهند. برای پاسخگویی به این پرسش اساسی و دهها سؤال دیگری که دراین خصوص وجود دارد درمیزگردی با حضور سه نفر از صاحبنظران این حوزه، نقادانه و کارشناسی به این موضوع مهم نگاه کرده ایم.

در خصوص مسأله نخست که به تعریف روستا برمیگردد باید گفت که قدیم براساس میزان آبی که وجود داشته روستا شکل گرفته است و بر همین اساس نام آن را آبادی گذاشتهاند. بدین ترتیب بسته به میزان آبی که وجود داشته تعدادی از مردم دور هم جمع میشدند و زندگی میکردند. به همین دلیل تعداد روستاها در کشور بسیار زیاد است.

دراین میزگرد که در روزنامه ایران و با حضور برخی از رسانههای دیگر برگزار شد، دو استاد دانشگاه و کارشناس یعنی داود دانش جعفری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شهرزاد برومند جزی استاد دانشگاه علامه طباطبایی و یک مقام دولتی و مجری طرحهای روستایی یعنی سید ابوالفضل رضوی معاون توسعه روستایی و مناطق محروم کشور در ساختار معاونت اول ریاست جمهوری حضور داشتند که هریک از نگاه خود آنچه درگذشته اتفاق افتاده است و آنچه هم اکنون در دستورکار دولت یازدهم قرار دارد را بررسی کردند. ماحصل این میزگرد دو ساعته را در ادامه میخوانید.

پس از انقلاب تمام دولتها برنامههای ویژهای برای توسعه روستاها در دستور کار خود داشتهاند ولی با وجود گذشت بیش از سه دهه همچنان شاهد وجود مشکلات متعددی در سطح روستاها هستیم و در واقع روستا به جایگاه واقعی خود دست نیافته است، ضمن اینکه مسئولان دولتی نیز از این جایگاه و نقش رضایت ندارند. طی این دوره چه مسائل و موانعی باعث شده تا با وجود تمام طرحها و برنامهها و صرف اعتبارات هنگفت، توسعه روستایی در کشور اتفاق نیفتد؟
رضوی: برای آسیبشناسی این موضوع باید به چند مسأله توجه کرد. اول نوع نگاه و تعریفی که از روستا داریم. دوم نظام برنامهریزی که در کشور حاکم بود، آیا یک نظام عادلانه و مردم محور بوده است یا خیر؟ و سوم وجود تشکلهای روستایی مردم نهاد برای اینکه خواسته روستاییان را به دولتمردان و برنامهریزان منعکس کند.
در خصوص مسأله نخست که به تعریف روستا برمیگردد باید گفت که قدیم براساس میزان آبی که وجود داشته روستا شکل گرفته است و بر همین اساس نام آن را آبادی گذاشتهاند. بدین ترتیب بسته به میزان آبی که وجود داشته تعدادی از مردم دور هم جمع میشدند و زندگی میکردند. به همین دلیل تعداد روستاها در کشور بسیار زیاد است.
حال پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای خدمترسانی به مناطق روستایی، آنها را به روستا و آبادی تفکیک کردند. به این معنا که مناطق با جمعیت بیش از 20 خانوار یا 100 نفر را روستا و بخشهای کمتر از 20 خانوار یا کمتر از 100 نفر را آبادی نامیدند که همین جداسازی و نگاه یکی از مشکلات اصلی در این بخش محسوب میشود. غافل از اینکه تمام این مناطق مراکز تولید نیازهای مردم هستند.
بدین ترتیب از زمانی که روستا و آبادی از هم تفکیک شد، مشکلات خدمترسانی به آنها هم بیشتر شد. اتفاقی که در زمینه نظام برنامهریزی رخ داد این بود که این نظام پس از انقلاب هم تغییر نکرد. در حالی که قبل از انقلاب هدف توسعه شهری بود، پس از انقلاب نیز نگاه اصلی توسعه شهری بود. افزایش نرخ حاشیهنشینی شهرها را میتوان حاصل همین نظام برنامهریزی توسعه شهری دانست.
این در حالی است که راه توسعه شهری از توسعه روستایی میگذرد و بدون وجود روستاهای توسعه یافته نمیتوان انتظار شهرهای توسعه یافته داشت. ولی متأسفانه در پی این نگاه و نظام هم روستاها از توسعه واماندند و هم شهرها به توسعه واقعی دست نیافتند. چرا که افزایش حاشیهنشینی در شهرها که حاصل این نظام برنامهریزی بود، مشکلات اقتصادی و اجتماعی شهرها را نیز افزایش داد.
از سوی دیگر در تعریف خدماتی که باید در اختیار روستاها قرار میگرفت، احداث راه، برقرسانی و آبرسانی در اولویت قرار گرفت. غافل از اینکه روستاها نیازهای دیگری هم دارند که به تولید و اشتغال آنها مربوط میشود. بنابراین در این نظام برنامهریزی که یک نیاز اصلی روستاها دیده نشد، شهرها به سرابی برای روستاییان تبدیل شد و سیل مهاجرت به سوی شهرها آغاز شد. از طرف دیگر تولیداتی که در روستاها انجام میشد نیز به شدت کاهش یافت و در شهرها آلودگی و مشکلات شهری افزایش پیدا کرد.

در حالی که در گذشته نسبت جمعیت روستایی به شهری 70 به 30 بود امروزه این نسبت عکس شده و 70درصد جمعیت کشور در مناطق شهری زندگی میکنند که این تغییر ترکیب جمعیتی حاصل مهاجرت روستاییان به شهرها بوده است.یکی از مهمترین نظریات این است که جمعیت به دنبال کسب درآمد حرکت میکند. یعنی هر جا که درآمد بیشتری وجود داشته باشد، جمعیت بیشتری به آن جذب میشود و برعکس مناطق کمدرآمد خالی میشود. البته مهاجرت تنها از روستا به شهر اتفاق نمیافتد و از شهرهای کوچک به بزرگ نیز انجام میشود.

دانش جعفری: در مقوله توسعه روستایی در ابتدا باید درباره تعریف آن به اجماع رسید. یک نگاه این است که روستا بهعنوان یک بخش از کشور به حداکثر رشد بهینه خود دست یابد. یا اینکه روستا توسعه یابد که بالطبع تعریف دوم با تجارت جهانی در تعارض است. آن تناقض در این است که وقتی روستا توسعه پیدا میکند، ماهیت خود را از دست میدهد و به شهر تبدیل میشود. برای مثال در چین منطقهای که امروزه درچین با نام «شتون» شناخته میشود و حدود 20 میلیون نفر جمعیت دارد، پیش از آنکه به منطقه آزاد تجاری تبدیل شود روستای بود که تنها 20 هزار نفر جمعیت داشت. ولی با توسعهای که در این منطقه اتفاق افتاد، این روستا به یک شهر بسیار بزرگ بدل شد.
تاریخ تمام شهرهای بزرگ در ایران را که نگاه کنیم در گذشته روستا بودهاند و به شهر تبدیل شدند. پس باید مشخص کرد که منظور از توسعه روستایی چیست. آیا منظور این است که توسعه کشاورزی محور توسعه روستا قرار گیرد. البته طی سالهای اخیر بهدلیل تشدید معضل کمآبی توسعه کشاورزی نیز با محدودیتهای زیادی مواجه است و نمیتوان به میزان زمینهای زراعی آب تأمین کرد. سیاستهایی هم که در چندسال گذشته سطح زیرکشت کشاورزی را افزایش داد، میزان برداشت از منابع آبی محدود را بالا برد و در واقع منابع جدیدی برای آب تعریف نشد.
بر این اساس در حالی که در گذشته نسبت جمعیت روستایی به شهری 70 به 30 بود امروزه این نسبت عکس شده و 70درصد جمعیت کشور در مناطق شهری زندگی میکنند که این تغییر ترکیب جمعیتی حاصل مهاجرت روستاییان به شهرها بوده است.
یکی از مهمترین نظریات این است که جمعیت به دنبال کسب درآمد حرکت میکند. یعنی هر جا که درآمد بیشتری وجود داشته باشد، جمعیت بیشتری به آن جذب میشود و برعکس مناطق کمدرآمد خالی میشود. البته مهاجرت تنها از روستا به شهر اتفاق نمیافتد و از شهرهای کوچک به بزرگ نیز انجام میشود.
اگر در تعاریف ارائه شده اصالت را بر حفظ روستا و کشاورزی قرار دهیم، باید به گونهای باشد که توجیه اقتصادی و درآمد فعالیتهای اقتصادی در روستا بیشتر از شهر باشد. در این صورت به طور خودکار تولید کننده ترجیح میدهد که در روستا فعالیت کند و همین عامل روستاها را حفظ میکند.
ولی تناقضی در اینجا وجود دارد که وقتی روستا توسعه پیدا میکند به شهر تبدیل میشود. این تناقض را برنامهریزان باید برطرف کنند. بدین منظور تعاریف از روستا باید تغییر کند. هماکنون اگر جمعیت روستا از حد معینی بیشتر شود، طبق قوانین موجود تبدیل به شهری میشود که در آن اولویتها تفاوت دارد و دیگر کشاورزی و دامپروری درصدر برنامهها نیست. این در حالی است که باید تقسیمبندیها از لحاظ معیشت باشد و نه مقداری. البته روستاها میتوانند به مناطق بزرگی تبدیل شوند ولی نباید اصالت خود را از دست بدهند.
سیاستهای روستایی در واقع جزیی از سیاست توسعه شهری بود که هدف آن تأمین نیروی انسانی برای صنایع شهری بوده است. بر این اساس لازمه توسعه شهرها در این نوع برنامهریزی این بوده است که از روستاها کارگران صنعت تأمین شود. البته این نگاه محور یکی از برنامههای توسعه است که در آن باید روستاها در خدت توسعه شهرها باشند. بدین ترتیب اگر هدف ما در برنامهریزیها توسعه شهری بوده است باید گفت که تحولات اخیر در همین راستا شکل گرفته است، اما اگر هدف توسعه روستاها باشد باید در نظام برنامهریزی خود تجدیدنظر کنیم. بدین ترتیب باید میان روستا بهعنوان کانون تولیدات کشاورزی و شهر بهعنوان محور توسعه صنعت تفاوت قائل شد.
شما در توضیحات خود به تعارضی که در تعریف روستا وجود دارد اشاره کردید، این در حالی است که مزیت نسبی روستاها که کشاورزی است با بحران کمآبی به خطر افتاده است. نبود یا کمبود آب بسیاری از روستاها را در مناطق خشک تخلیه کرده است. این بحران آب نوع نگاه و برنامهریزی برای روستا را تغییر میدهد؟

بعد از شوک نفتی 1972 سعی کردند که جلوی این روند منفی و مهاجرت روستاییان را بگیرند و بر همین اساس حتی در رژیم پهلوی و سپس پس از انقلاب این برنامهریزیها صورت گرفت ولی هیچگاه این برنامهها همه جانبه نبود و تمام ابعاد را درنظر نگرفتند.

برومند: مسأله مهاجرت روستاییان به شهرها به طور دقیق پس از شوک نفتی دهه 70 میلادی رخ داد، دورهای که به واسطه افزایش قابل توجه درآمدهای نفتی شهرها توسعه یافتند ولی روستاها از این درآمدها بینصیب ماندند.
هرچند روستاییانی که به شهرها مهاجرت کردند و به عنوان کارگر در واحدهای صنعتی مشغول به کار شدند درآمد زیادی به نسبت شهرنشینان کسب نکردند، اما همین درآمد اندک از درآمد آنها از کشاورزی بیشتر بود و این باعث شد که روند تخلیه روستاها با سرعت بیشتری ادامه یابد. از سوی دیگر در حاشیه شهرها هم قشری از کم درآمدها حلبیآبادها را بنا گذاشتند.
در حالی که از نگاه سازمان ملل متحد، ایران یک کشور کشاورزی محسوب میشود، جای تأسف دارد که کشاورزی که در آن مزیت داشتیم را رها کردیم و به صنعتی بها دادیم که هیچ مزیتی در آن برای رقابت با محصولات جهانی نداریم.
بعد از شوک نفتی 1972 سعی کردند که جلوی این روند منفی و مهاجرت روستاییان را بگیرند و بر همین اساس حتی در رژیم پهلوی و سپس پس از انقلاب این برنامهریزیها صورت گرفت ولی هیچگاه این برنامهها همه جانبه نبود و تمام ابعاد را درنظر نگرفتند.
در پی این نوع برنامه توسعه روستایی محقق نشد و بسیاری از روستاها تبدیل به شهر شدند. در صورتی که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته روستا همچنان روستا باقی مانده و با دارا بودن درآمد کافی نیازی به مهاجرت نمیبیند.
بنابراین آنچه در این بخش از آن غفلت کردهایم، بومی کردن برنامهها براساس سنت و نیاز روستاها بوده است. این که هم اکنون با مشکل کمآبی مواجهیم نمیتوان توسعه روستایی را متوقف کرد. بلکه این مشکل راهکارهای زیادی دارد.
زمانی که با کمبود آب مواجهیم باید به جای کاشت برخی محصولات آن را وارد کرد و کشتهای گلخانهای و مدرن را توسعه داد. وقتی در محصولی مزیت نداریم هیچ نیازی به کاشت آنها نیست و تنها باید محصولاتی را در داخل کشت کنیم که دارای مزیت است.
از سوی دیگر جوانان تحصیلکردهای که هم اکنون بیکارند و از دانش لازم هم برخوردارند با فراهم کردن زیرساختهای موردنیاز به سمت روستاها هدایت کنیم.
یکی از اهدافی که از سوی دولتها دنبال میشود، معکوس کردن روند مهاجرت یعنی از شهر به روستاست. هرچند دستیابی به این هدف بسیار دشوار است، ولی از چه طریقی میتوان آن را محقق کرد؟

هم اکنون روستاییان با سه مشکل عمده روبهرو هستند که مهمترین آن که حدود 60 درصد مشکلات را شامل میشود، مشکل اقتصادی است. دوم تبعیض در ارائه خدمات بین شهر و روستاست و سوم علوم تکریم روستاییان از سوی مسئولان است.

رضوی: برای پاسخگویی به این سؤال در ابتدا باید به چند آمار اشاره کرد. در حالی که در گذشته روستاییان تنها نیروی کار داشتند، امروز این نیروی کار به سرمایه انسانی تبدیل شده به طوری که از هر پنج خانوار روستایی یک تحصیلکرده دانشگاهی وجود دارد. همچنین درآمد خانوار روستایی 60 درصد خانوارهای شهری است. سوم این که شغل روستاییان به مراتب سختتر از شهرنشینان است. چهارم دسترسی به امکانات مانند خدمات درمانی کمتر و دشوارتر است. حال در این شرایط باید بررسی شود که چگونه میتوان جلوی مهاجرت از روستاها را گرفت و این روند را معکوس کرد. البته این موضوع در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب دیده شده است.
در بند هشتم اصل سوم قانون اساسی تأکید شده است که بسترهای لازم برای مشارکت آحاد جامعه در فعالیتهای اقتصادی- اجتماعی فراهم شود. پس از جنگ تحمیلی نیز حضرت امام خمینی (ره) درباره بازسازی کشور فرمودند که باید قشرهای کم درآمد و مستضعف درآن مشارکت فعال داشته باشند.
هم اکنون روستاییان با سه مشکل عمده روبهرو هستند که مهمترین آن که حدود 60 درصد مشکلات را شامل میشود، مشکل اقتصادی است. دوم تبعیض در ارائه خدمات بین شهر و روستاست و سوم علوم تکریم روستاییان از سوی مسئولان است.
بر همین اساس یک برنامه مدون و دقیق برای توان افزایی روستاییان در دولت یازدهم تهیه و در حال اجراست. بدین ترتیب مقرر شده است که روستاییان در قالب تشکل تجمیع کنیم و با منابع خود آنها و کمک دولت طرحهای اقتصادی ایجاد شود. بر همین اساس اعلام شد که اگر 25 خانوار روستایی با هم جمع شوند تا سقف 750 میلیون تومان به آنها وام پرداخت میشود، اگر 50 خانوار تجمیع شود تا سقف یک میلیارد تومان وام پرداخت میشود و اگر 100 خانوار باشد تا سقف 2 میلیارد تومان وام اعطا میشود و برای 150 خانوار تا سقف 3 میلیارد تومان وام در نظر گرفته شده است که بسته به تعداد خانوارها سهم بندی آورده نقدی این خانوارها و وام تعیین شده است به این معنا که 25 خانوار 65 درصد و 150 خانوار تنها 20 درصد باید آورده نقدی داشته باشند. البته تمام این وامها با سود 3 درصد محاسبه میشود. در دو سال اول دوره تنفس و مشارکت است و نیازی به پرداخت اقساط نیست. همچنین وثیقه تعیین شده نیز کارت یارانه نقدی روستاییان است.
برای روستاهای مرزی نرخ سود صفر درصد درنظر گرفته شده است.
دانش جعفری: برای توسعه واقعی روستاها نیازمند زیرساختهایی هستیم که اگر این زیرساختها وجود نداشته باشد مانع تحقق طرحهای مختلف میشود.
برای توسعه به نیروی انسانی، سرمایه، سرمایه انسانی (مهارت و دانش) منابع طبیعی و فناوری نیاز است که هر یک از این عوامل در توسعه نقش دارد. هم اکنون اتفاقی که در روستاها رخ میدهد این است که ارزش افزوده فعالیتهای اقتصادی از روستا خارج میشود. برای مثال عمده سود فروش محصولات کشاورزی به روستاییان نمیرسد و توسط دلالان یا فروشندگان شهری به دست میآید. همچنین سرمایه انسانی نیز از دو طریق کارگر ساده و نیروی تحصیلکرده از روستاها خارج میشود. بدین ترتیب از میان عوامل توسعه همواره چند عامل وجود ندارد و فقدان این عوامل زیرساختها مانع از این میشود که فرآیند توسعه در روستا شکل گیرد.
بنابراین برای اینکه تسهیلات پرداختی به روستاییان نتیجهبخش باشد باید ارزش افزوده و مازادها در روستا رسوب کند و در همانجا هزینه شود. اگر بتوانیم این کار را انجام دهیم شاهد توسعه روستا خواهیم بود.
در واقع باید مزیتها و منافع اقتصادی فعالیت در روستا بیشتر از شهر شود تا سرمایهگذار و فعال اقتصادی روستا را برای فعالیت انتخاب کند. بنابراین سؤال اساسی که در این خصوص مطرح است اینکه آیا تولید در روستا ارزانتر از شهر انجام میشود.

برای توسعه به نیروی انسانی، سرمایه، سرمایه انسانی (مهارت و دانش) منابع طبیعی و فناوری نیاز است که هر یک از این عوامل در توسعه نقش دارد. هم اکنون اتفاقی که در روستاها رخ میدهد این است که ارزش افزوده فعالیتهای اقتصادی از روستا خارج میشود. برای مثال عمده سود فروش محصولات کشاورزی به روستاییان نمیرسد و توسط دلالان یا فروشندگان شهری به دست میآید. همچنین سرمایه انسانی نیز از دو طریق کارگر ساده و نیروی تحصیلکرده از روستاها خارج میشود. بدین ترتیب از میان عوامل توسعه همواره چند عامل وجود ندارد و فقدان این عوامل زیرساختها مانع از این میشود که فرآیند توسعه در روستا شکل گیرد.

دولت یازدهم قرار است که هزار میلیارد تومان تسهیلات ارزان قیمت به روستاییان پرداخت کند تا صرف اجرای طرحهای اقتصادی شود، این در حالی است که در دو سال گذشته نیز تسهیلاتی به روستاها اختصاص یافته است. با توجه به تجارب گذشته آیا پرداخت چنین تسهیلاتی میتواند به توسعه روستا منجر شود؟
برومند : در اینباره باید به چند سؤال پاسخ داده شود. اول اینکه چه ضمانتی برای اینکه این تسهیلات به سرنوشت تسهیلاتی که در قالب طرح بنگاههای زودبازده پرداخت شد وعمده آن به انحراف رفت،دچار نشود؟ موضوع دوم این است که با توجه به نبود فرهنگ کار جمعی، چگونه میتوان چند ده خانواده روستایی را گردهم جمع کرد تا یک مشارکت اقتصادی داشته باشند. در مجموع باید گفت که اگر تمام جوانب این طرح دیده نشود به سرانجام نمیرسد و مانند بسیاری از طرحهای دیگری که میلیاردها تومان تسهیلات در آن پرداخت شد و به نتیجه قابل قبولی نرسید، این طرح هم سرنوشت مشابهی پیدا میکند.
رضوی: طرحی که به آن اشاره کردم و قرار است طی آن تسهیلات ارزان قیمت به روستاییان پرداخت شود، پیش از این تجربه شده و به نتیجه رسیده است. سالها قبل که نماینده مردم نائین در مجلس بودم طرح مشابهی با مشارکت 7 هزار نفر از اهالی 180 روستا اجرا کردم که کتاب آن نیز به چاپ رسیده است.
بنابراین امکان تجمیع روستاییان در طرحهای اقتصادی وجود دارد. در روستای نیستانک سه واحد تولیدی در زمینه تولید قطعات خودرو و همچنین کیک از همین طریق راهاندازی شد در قالب طرحی که در دولت یازدهم عملیاتی شده است، مردم روستاهای خراسان جنوبی که رتبه دوم فقیرترین میان استانها را دارند از محل آورده نقدی خود 12 میلیارد تومان جمعآوری شد و صرف راهاندازی طرحهای اقتصادی شده است. در استان خراسان رضوی که از لحاظ تعداد جمعیت روستایی رتبه نخست را میان استانهای کشور دارا است، تاکنون 11 میلیارد تومان جمعآوری شده است. استان ایلام نیز 7 شرکت بالای 100 خانواده تشکیل دادهاند این در حالی است که هنوز سال نخست اجرای این طرح است. البته کار دشوار است ولی با برنامهریزی میتوان آن را اجرا کرد. بنابراین با توجه به سرمایه انسانی و امکانات هر روستا طرحهای اقتصادی و تولیدی تعریف شده است.
البته موضوع وجود زیرساختهایی که آقای دانشجعفری به آن اشاره کرد نکته بسیار مهمی است که اگر به آن توجه نشود در تحقق اهداف طرح به مشکل برخواهیم خورد.
بر همین اساس در کنار اجرای این طرح آموزشهای مهارتی را برای ساکنان روستا پیشبینی کردهایم تا از این طریق توانمندسازی آنها انجام شود. با اجرایی شدن این طرح امیدواریم در دهه فجر سال جاری 70 شرکت تأسیس شده در روستاهای کشور با حضور معاون اول رئیسجمهوری به بهرهبرداری برسد.
دانش جعفری: در خصوص منابع مالی تأمین هزار میلیارد تومانی که قرار است به صورت تسهیلات ارزان قیمت بین روستاییان توزیع شود، باید محل تأمین آن مشخص شود که از وجوه اداره شده است یا اعتبارات معاونت توسعه روستایی.
رضوی: ردیف اعتباری معاونت توسعه روستایی در سالهای 90 و 91 در بودجه صفر شده بود که در سال 93 به 150 میلیارد تومان رسید. در همین سال بررسی شد که بسیاری از روستاهای کشور با وجود دارا بودن امکاناتی مانند راه آسفالته و آب و برق تخلیه شدهاند. بر همین اساس با استفاده از اعتباراتی که در قالب مصوبه در کمکهای فنی – اعتباری که شامل وامهای ارزانقیمت، بلاعوض و... است این طرح را تدوین کردیم. برای سال 94، اعتبار 150 میلیارد تومان سال 93 و 150 میلیارد تومان سال جاری را با پست بانک و صندوق کارآفرینی داریم قرارداد منعقد شد به این معنا که 5/3 برابر مبلغی که معاونت توسعه روستایی نزد آنها میسپارد، وام پرداخت شود.
بنابراین300 میلیارد تومان اعتبار معاونت به هزار میلیارد تومان افزایش یافت. همچنین برای جلوگیری از انحراف در هزینه کرد تسهیلات پرداخت شده به جای تعاونی که طبق قانون 7 عضو دارد، حداقل 25 خانوار را شرط دریافت در نظر گرفتیم، ضمن اینکه این تسهیلات به صورت مرحلهای و براساس پیشرفت طرح ها پرداخت میشود و بر مراحل اجرای طرح نظارت میشود.

بنابراین300 میلیارد تومان اعتبار معاونت به هزار میلیارد تومان افزایش یافت. همچنین برای جلوگیری از انحراف در هزینه کرد تسهیلات پرداخت شده به جای تعاونی که طبق قانون 7 عضو دارد، حداقل 25 خانوار را شرط دریافت در نظر گرفتیم، ضمن اینکه این تسهیلات به صورت مرحلهای و براساس پیشرفت طرح ها پرداخت میشود و بر مراحل اجرای طرح نظارت میشود.

در عمده کشورهای توسعهیافته، روستاها همانند قبل حفظ شده و کارکرد خود را دارند. دلیل اینکه در این کشورها با وجود توسعهیافتگی، روستاها جایگاه خود را حفظ کردهاند چیست؟
برومند: مهمترین عامل از بینرفتن روستاها توزیع ناعادلانه درآمد میان آنها و شهرهاست. بر همین اساس افزایش درآمدهای نفتی در ابتدای دهه 50 به روستاها نرسید و تنها در شهرها هزینه شد. اگر بتوانیم درآمد در روستاها را به اندازه شهر بالا ببریم به هدف خود دست مییابیم. در سالهای اخیر به دلیل تشدید مشکلات شهری مانند آلودگی، بسیاری از شهرنشینان ترجیح میدهند که به روستا بازگردند که اگر امکانات و شرایط در روستا فراهم باشد، به طور قطع این اتفاق رقم میخورد. علاوه بر این چشمانداز اقتصادی ایران در دو تا سه سال آینده بسیار روشن است و مشاغل و طرحهای بسیاری شکل خواهد گرفت و با یک برنامهریزی میتوان این کسب و کارهای جدید را به سوی روستاها سوق داد.
دانش جعفری: برای تأمین زیرساختها و امکانات مورد نیاز در روستاها تنها احداث جاده و تأمین آب و برق کفایت نمیکند و هر چند که این نوع امکانات ضروری است ولی به تمام نیازها پاسخ نمیدهد. زیرساختهای مورد نیاز برای نگهداشتن روستاییان در محل روستا افزایش درآمد است تا برای درآمد بیشتر پدیده مهاجرت شکل نگیرد.
رضوی: برای تکمیل توضیحات ارائه شده باید به این نکته اشاره کرد که ایران به همراه ترکیه در سالهای اخیر بالاترین شیب کاهش جمعیت روستایی و افزوده شدن به جمعیت شهری را داشتهاند. در این سالها در حالی که جمعیت روستایی اتریش 34 درصد بوده هم اکنون نیز همان 34 درصد باقی مانده است ولی سهم 33 درصدی روستاییان در جمعیت ایران هم اکنون به 27 درصد کاهش یافته است.

منبع:ایران

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 دی 1394 ساعت: 11:37

صفحه بندی