خرید بک لینک

ایران آنلاین /صدای سکوت و خوشامدی ناگوار. وارد شهر میشوم. خیابانها خلوت است و پیادهروها شلوغ. چند ساعتی به ظهر مانده است. باد خنک و پاکیزهای میوزد. خیابان 30 متری شورا در شهر قدس، مملو از مغازههای مکانیکی اتومبیل است به شکلی که مغازه دیگری در این خیابان به چشم نمیآید؛ صافکاری، نقاشی، میزان فرمان... انگار تمامی ندارد. سایت شهرداری شهرقدس، جمعیت را بالغ بر 350 هزار نفر محاسبه کرده است. با یک حساب سرانگشتی و شناختی که از اقتصاد این شهر دارم، برایم سؤال میشود که آیا واقعاً این شهر به این همه مکانیکی اتومبیل احتیاج دارد؟ آن هم با این خیابانهای خلوت؟ اگر نه، پس این همه اینجا چه میکنند؟

مردی با پیراهن سفید تمیزی روی صندلی نشسته و با علی آقا که زیر ماشین است، در حال حرف زدن. از زیر ماشین جواب سلامم را میدهد و خودش را بیرون میکشد. علی آقا چند سالی هست که در این خیابان مکانیکی دارد و میگوید: «خیابان عوارضی هم پر از مکانیکی است و هر چقدر مکانیکی داشته باشیم، کم است.» مرد پیراهن سفیدی هم که آن دست خیابان نمایشگاه ماشین دارد، میگوید: «اینجا از هر 10 نفر 8 نفر ماشین دارند و مکانیکی لازم است.» پلاک ماشینهای اطراف مکانیکیها اما چیز دیگری را نشان میدهد و اکثر آنها یا متعلق به تهران هستند یا کرج. اما علی آقا مصرانه میگوید تمام اینها اهالی همین جا هستند. انگار چیز تهدیدآمیزی در سؤالهای من حس کرده است.
مغازه تمیز و مرتب است و از آن روغن و سیاهی متداول دیوارهای مکانیکیها خبری نیست. شاگرد مغازه جوان مشغول ور رفتن با کاپوت ماشین است. سرش گرم است و حضورم را احساس نمیکند. از او میپرسم برای رو به راه کردن یک پراید چپ کرده، چقدر هزینه باید بدهم؟ از بالکن مغازه مردی سرش را بیرون میآورد و سلام میکند و از چند و چون تصادف میپرسد. برایش توضیح میدهم.
- چرا میخواهی از تهران ماشین را بیاوری اینجا؟
- به خاطر اینکه شنیدهام قیمت تعمیر ماشین اینجا ارزانتر است.
سرش را به نشانه تأیید تکان میدهد و میگوید: «من خودم هم ساکن تهران هستم و به خاطر همین ارزانی قیمت مغازه، اینجا مغازه باز کردم. ماشین مشتریهای تهرانم را میآورم اینجا تعمیر میکنم.» میخندم. میپرسم با همان قیمت تهران؟ میگوید: «بستگی به مشتریاش دارد.» او آدرس یک تعمیرکار در تهران را به من میدهد و میگوید کارش خیلی خوب است. اما خیلی قیمتش با اینجا فرق ندارد. البته تنها مشکل تعمیرکارهای اینجا این است که خیلی از تعمیر ماشینهای مدل بالا سردر نمیآورند اما چون قیمتها خیلی پایینتر از تهران و کرج است خیلیها میآیند اینجا.»
داخل مغازه خالی مکانیکی میشوم. به اطراف نگاه میکنم. کسی از چند مغازه آن طرفتر به سمت من میدود. جوان است و لباس کار به تن دارد.
- پرایدم چپ کرده و میخواهم ردیفش کنم چقدر هزینهاش میشود؟
- باید ماشین را ببینم اما نگران نباش هزینهاش زیاد نیست.
- چطور مگر فرقی میکند؟
- بله که فرق میکند الان شما از کجا آمدهای؟
- تهران.
- خب لابد فرقی داشته که تا اینجا آمدهای.
کمکم دارم دلیل تجمع این همه مغازه در این خیابان را میفهمم. میگوید: «آقا مسعود هم هست کار صافکاری و نقاشی را به او میدهم او هم با انصاف است.» به سمت در کوچکی میرود و با صدای بلند مسعود را صدا میکند. جوابی در کار نیست. به من میگوید برو پایین، مسعود آنجاست. لابد سرش شلوغ است. پلههای سیمانی را پایین میروم و به تعمیرگاه آقا مسعود میرسم. چندتا ماشین با نمرههای کرج و تهران داخل مغازهاش پارک است. صدایش میکنم. دست تکان میدهد. برایش توضیح میدهم که پرایدم چپ کرده و احتیاج به صافکاری دارد. میگوید: «باید ماشین را ببینم.» میپرسم دستمزدتان چقدر است؟ این بار سعی میکنم یک گام جلوتر بروم و میگویم آدرس اینجا را یکی از دوستان به من داد و گفت در شهر قدس ارزان تر تمام میشود به نسبت تهران. توضیح میدهد: «بله ارزان تر تمام میشود چون شما همین مغازه را اگر بخواهید در تهران اجاره کنید خیلی کرایهاش بالاتر از اینجاست و اینجا به همین خاطر دستمزدها ارزان تر است.» اتومبیلی کنار دستش را نشان میدهد و میگوید: «اینجا اکثر ماشینها را از تهران یا کرج میآورند. به خاطر همین ارزانی.» دوست دارم در ادامه حرفهایش بگویم بله کاملاً درست است و همین مسأله باعث تغییر چهره شهر شده است.
نمی دانم این همه مکانیکی و انواع و اقسام شغلهای تعمیر ماشین در این شهر کوچک خوب است یا بد، به هر حال خیلیها از این راه دارند نان میخورند و مزد ارزان میگیرند اما شهر که نمیشود یکسره تعمیرگاه باشد. میشود؟/روزنامه ایران

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1395 ساعت: 12:57

صفحه بندی