خرید بک لینک

ایران آنلاین / در مورد خاص ایران، موضعگیری مثبت جان کری در هفتههای گذشته و تلاش او برای اطمینانبخشی به بانکهای اروپایی نسبت به کار با ایران قطعاً یک فاکتور مهم در این پروسه سنجش ریسک بانکها بوده است. با این حال عوامل متعدد دیگری هم وجود دارد که - در کنار عوامل مثبت - موجب تعلل بانکها شده است.

۱) یکی از این عوامل منفی این است که امریکا در «فصل انتخاباتی» به سر میبرد و بانکهای اروپایی هنوز به رویکرد کلی دولت آینده امریکا نسبت به ایران و تداوم روند «تنشزدایی» میان دو کشور اطمینان کامل ندارد. فراموش نشود که دستکم یکی از دو حزب اصلی (حزب جمهوریخواه) مواضع منفی و غیرسازندهای در قبال تعامل با ایران و تداوم «برجام» اتخاذ کرده است. در نتیجه، بانکها – با وجود اینکه موانع حقوقیشان با اجرایی شدن «برجام» رفع شده است - دستکم تا روشن شدن تکلیف انتخابات در امریکا نسبت به ورود به یک رابطه درازمدت با ایران مردد هستند. البته این تردید مطلق نیست و با عوامل گوناگونی قابل تعدیل و انعطاف است.
به عنوان مثال، یک موضعگیری مثبت از جانب خانم کلینتون (به عنوان نامزد احتمالی حزب دموکرات) و یک وعده انتخاباتی صریح ایشان مبنی بر اینکه دولت او نیز در آینده مشکلی با تعامل بانکهای غیرامریکایی با ایران نخواهد داشت، میتواند تا حدود زیادی روند اطمینانبخشی و ورود بانکها به ایران را تسریع کند.
۲) یکی دیگر از عوامل بازدارنده این است که ایران نیز در سال آینده وارد فصل انتخاباتی خواهد شد و با توجه به مواضع تند و آشکار جناح منتقد دولت نسبت به «برجام»، بانکهای خارجی - که از نزدیک تمام موضعگیریهای بازیگران مهم سیاسی ایران را رصد میکنند - این بیم را نیز دارند که با تغییر دولت روحانی، فضا به کل در جهت منفی و غیرسازنده تغییر کند. از این رو، تا روشن شدن تکلیف انتخابات در ایران نیز ضرورتی برای هزینه کردن و تطبیق دادن خود با شرایط «پسا برجام» نمیبینند. اگر جناح منتقد دولت - همسو با شورای عالی امنیت ملی، مطابق مصوبه مربوطه مجلس و در تطابق با اصول حقوق بینالملل - نسبت به پایبندی خود به «برجام» (در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده) اطمینانبخشی لازم را انجام میداد، قطعاً میتوانست در محاسبات و ریسکسنجیهای بانکها برای تعامل با ایران تأثیر بسزایی داشته باشد.
۳) عامل بازدارنده سوم، فضای منفی و زیانباری است که در خود ایران (به ویژه در رسانه ملی و در برخی تریبونهای رسمی) نسبت به آینده «برجام» به صورت تصنعی غالب شده است. به عنوان مثال، وقتی دیپلماتهای ایرانی «افکار عمومی امریکا» یا رسانههای غربی را مخاطب قرار میدهند – بویژه وقتی در خارج از کشور در مأموریت هستند – گاهی مجبور میشوند به صورت تاکتیکی از «عدم اجرای کامل برجام» صحبت به میان بیاورند و برای تسریع تعهدات طرف مقابل، از روند اجرای برجام گلایه کنند تا آنها را در تنگنای «اتهام بدعهدی» قرار دهند. اما متأسفانه، وقتی دیپلماتها و مذاکرهکنندگان ایرانی در خارج از کشور اینگونه تاکتیکهای مذاکراتی (که همه جا رایج است) را بهکار میبرند، رسانههای مخالف و جریان منتقد داخل کشور بلافاصله از اظهارات آنها برای تقبیح «برجام» و سیاهنمایی نسبت به رویکرد دیپلماتیک دولت استفاده میکنند؛ که اولین تأثیر این اقدام آنها ایجاد یک فضای منفی و بازدارنده برای سرمایهگذاران و بانکهای خارجی است.
بواقع، رفع نگرانی بانکها با فشارهای دیپلماتیک وزارت امور خارجه
- که بعضاً بلافاصله در داخل کشور از جانب جریانهای منتقدان دولت خنثی میشود- میسر نخواهد بود. عادیسازی روابط مالی و اقتصادی ایران با جهان مستلزم یک همافزایی چند جانبه و یک همکاری در سطح ملی است؛ و لازم است همه جریانها و بازیگران سیاسی نسبت به آن احساس مسئولیت کنند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 26 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:33

صفحه بندی