
ایران آنلاین /این مجموعه که طی زمانی بس طویل، سینهبهسینه، به نسلهای بعدی منتقل شده است و میشود، اثر روانی و تربیتی عمیقی بر کودک و نوجوان باقی میگذارد. بنابراین، اگر بگوییم ادبیات کودکان سرچشمه در فولکلور و فرهنگ عامه دارد و به کهنسالی زندگی بشر روی زمین است خلاف نگفتهایم.
سیر تحول ادبیات کودک در ایران که ماحصل آن جایگاه نهچندان ثابتش در ایرانِ امروز است در حوصله یکهزار و چهارصد واژه پیشِرو نیست و لذا تنها فشردهای از تغییر نگاه به ادبیات کودک از یک دید صرفاً تعلیمی-آیندهنگری به ادبیاتی که امروز بهعنوان ادبیات کودک در ایران از آن نام میبریم را برای ورود به وضعیت امروز مرور خواهیم کرد.
ادبیات شفاهی ؛ ادبیات کتبی
اگر ادبیات را به دو بخش شفاهی و کتبی تقسیم کنیم، بخش عمدهای از تاریخ ادبیات کودک تا قبل از دوره مشروطیت و ورود صنعت چاپ به ایران را ادبیات شفاهی که خوانشی سادهشده از اساطیر، افسانهها، مثلها و... است، دربرمیگیرد. بخش دیگر نیز که بهشکل کتیبهها، لوحها و نوشتههای کهن از آن دوره کشف شده است نیز جز در چند مورد، جملگی در زمره ادبیات تعلیمی و به قصد آموزش مفاهیم اجتماعی به اشرافزادگان قرار میگیرد. شاید اگر موش و گربه اثر عبید زاکانی در قرن هشتم را که به دلیل شکل روایی روان و خالی از کلمات غیرقابل فهم برای کودکان مناسب است و نیز مثنویالاطفال محمود مفتاحالملک در عهد ناصری را که برای مخاطب کودک و نوجوان نگاشته شدهاند در نظر نگیریم، جامعه ادبیاتی ایران نیازی به تولید اثر برای کودکان به عنوان مخاطب مستقیم نداشته است. اما قرن چهاردهم هجری خورشیدی متأثر از ارتباط با جامعه جهانی رو به پیشرفت و نیاز مبرم به سوادآموزی و نیز عمومیتر شدن ادبیات بهدلیل سهولت در دسترسی به منابع ادبیاتی را میتوان شروع فصل تازهای در ادبیات کودک نیز مانند سایر حوزهها دانست. در سال 1300 گام بلندی توسط جبار عسگرزاده(باغچهبان) با بازنویسی و تألیف داستانهای عامیانه در قالب نمایشهای موزیکال کودکان برداشته شد. 10 سال بعد، صادق هدایت در ادامه گسترده شدن فعالیتها و پژوهشهای خود و در ارتباط با طرح موضوع اهمیت نشر داستانهای کوتاه عامیانه در پرورش کودکان، کتاب «اوسانه» و تألیفات دیگری را در حوزه ادبیات کودک منتشر کرد. در ادامه فعالیتهای هدایت، فضلالله مهتدی (صبحی) دوست و همکار وی در مجله موسیقی گردآوری داستانهای شفاهی کودکان سرتاسر ایران را با مدد گرفتن از برنامه قصهگویی رادیویی خود آغاز کرد که حاصل آن یازده جلد داستان کودکانه شد. اما پس از کودتای 28 مرداد و جهش قدرت حکومت و نیز افزایش توان مالی دولت، همگام با بهوجود آمدن نهادهای فرهنگی متفاوت دولتی، دو جریان تازه نیز در ادبیات کودکان ایران بهوجود آمد:
جریان نخست با تأسیس مجله «سپیده فردا» دکتر آذر رهنما و سلسله مقالات مرتبط با کودک در آن و نیز کلاسهای درس دکترمحمدباقر هشیار در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ایجاد شد که سهم بسزایی در ایجاد حساسیت بر لزوم پرداختن بیشتر به ادبیات کودک و نوجوان بر جامعه ادبیاتی ایران داشت. توران میرهادی در کنار لیلی ایمن، معصومه سهراب و بسیاری دیگر با حضور در تمام حوزههای دولتی و اجتماعی مرتبط با کودک و نوجوان و نیز تشویق ناشران به نشر آثار ادبیات کودک جهان، این جریان را نمایندگی میکردند که ماحصل آن برگزاری نخستین نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان در دانشگاه تهران شد. برگزاری این نمایشگاه جامعه ادبی و نیز عموم مردم را به ادبیات کودک و نوجوان بیشتر متوجه ساخت.
جریان دیگر نیز که تحت تأثیر جریان نخست بود با بازنویسی آثار مهم ادبیات کهن ایران و جهان بازار کتاب کودک و نوجوان را تغذیه میکرد. «قصههای خوب برای بچههای خوب» مهدی آذر یزدی و «داستانهای ایران باستان» احسان یارشاطر از مهمترین مجموعههای ادبی این جریان بودند.
تأسیس شورای کتاب کودک
ورود به دهه چهل خورشیدی نیز با تأسیس شورای کتاب کودک به همت توران میرهادی همراه بود که نتیجه فعالیتهای این شورا تأسیس کانون پرورش فکری کودک ونوجوان در سال 1345 بود. کانون محلی شد برای جذب و گردآمدن مترجمان، مؤلفان و نقاشان این حوزه که به مدد امکانات مالی ویژه کانون، عرضه و تقاضای ادبیات کودک را با تغییرات اساسی روبهرو کردند. دریافت جایزه بولونیا توسط فرشید مثقالی، تصویرگر کتاب «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی از مهمترین دستاوردهای این دوره برای جامعه ادبی کودک و نوجوان ایران بود. در ادامه این روند در دهه پنجاه، شورای کتاب متولی برگزاری روز جهانی کتاب کودک و نیز اهدای جایزه ویژه کتاب سال کودک شد که این دو اتفاق نشاط ویژهای برای جامعه ادبی کودک و نوجوان به ارمغان آورد.
سیر این روند در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی به دلیل دگرگونیهای اجتماعی تا سالهای میانی جنگ هشت ساله با عراق متوقف شد و ادبیات کودک و نوجوان به دلیل ویژگی نمادپردازی، بستری برای پرداختن به مفاهیم مختلف مرتبط با التهابات اجتماعی-سیاسی آن دوره برای بزرگسالان شد که رشد کمی آثار تألیفی را در برابر آثار ترجمه به ارمغان آورد. البته در همین دوران «قصههای مجید» اثر هوشنگ مرادی کرمانی بهصورت کامل چاپ شد و وی را میتوان نویسنده ویژه ادبیات کودک و نوجوان در دهه شصت دانست.
دهه 70 و دستاوردهایش
دهه هفتاد را با نامهایی چون احمدرضا احمدی (نویسنده آثار فانتزی کودک)، ناصر کشاورز و کاظم مزینانی (شاعران برتر این دوره)، بهزاد غریبپور و نسرین خسروی(تصویرگران کتاب کودک) و افزایش رشد نقد ادبی آثار ادبیات کودک و نوجوان میتوان شناخت. تأسیس خانه ترجمه کودک و نوجوان و نیز انجمن نویسندگان کودک و نوجوان که تأسیس انجمن تصویرگران کتاب کودک در سال 1382 را در پی داشت از مهمترین دستاوردهای این دهه هستند. چاپ کتاب شش جلدی تاریخ ادبیات کودک در سالهای ابتدایی دهه هشتاد در کنار فعالیتهای مهم پژوهشی ادبی دیگر به همت انجمنها، شوراها و مؤسسات متعدد فعال در حوزه کودک، نشان از افزایش اهمیت ادبیات کودک و نوجوان به عنوان پایه ساختمان فرهنگ جامعه است که این مهمترین دستاورد تمام تاریخ ادبیات کودک و نوجوان در پایان دهه هشتاد است.
ضعفu2009ها و قوتu2009ها در دوران ما
وضعیت فعلی جامعه ادبی کودک و نوجوان در گذر صدساله خود از یک کنش صرفاً شفاهی محدود به قصهگویی تا پرداختن به تمام موضوعات جهان امروز از دریچه کودکان توسط مؤلفان و مترجمان بیشک دارای نقاط قوت و ضعف متعددی است که در بخش انتهایی این نوشته به بنیادیترین نقطه قوت و ضعف آن میu2009پردازم:
اگر امروز به کتابفروشی جهت تهیه کتاب کودک و نوجوان مراجعه کنیم، با شمار زیادی از کتابهای این حوزه اعم از تألیفات و ترجمهها در تمام موضوعهای مختلف از ادبیات داستانی تا علم و فناوری، موضوعات سیاسی و اجتماعی تا فلسفه، روانشناسی و هنر مواجه میشویم که نشان از توجه بالای جامعه ادبی و ناشران ایران به این حوزه مهم است. تلاش جهت بهبود کیفیت، از چاپ صفحات و جلد تا تصویرسازی و تولید محتوا بخصوص در رده سنی کودکان زیر 12 سال کاملاً مشهود و قابل فهم است. درواقع ادبیات کودک و نوجوان که روزی صرفاً توسط جبار باغچه بان، صادق هدایت، توران میرهادی و شمار اندکی از روشنفکران و ادیبان تولید میشد و بهدست قلیلی از جامعه میرسید، امروز دارای جایگاه ویژهای در سیاستگذاریهای فرهنگی اعم از دولتی و خصوصی و نیز نقشی مهم در سبد خرید کالای فرهنگی خانواده های ایرانی دارد و این بزرگترین نقطه قوت ادبیات کودک و نوجوان در میانه دهه حاضر است.
اما همین نقطه قوت ذکر شده در بالا، خود بزرگترین ضعف نیز هست. افزایش توجه به ادبیات کودک و نوجوان در پی تلاش مؤسسات و انجمنهای متعدد پژوهشی-ادبی در شناساندن این مهم به جامعه، این حوزه را به بازار بزرگی برای ناشران تبدیل کرده است. ناشران مختلف بهدلیل بهرهگیری از این بازار بزرگ، دست به تولیدات ادبی کم یا بیارزش میزنند. رشد چشمگیر و کمی آثار مختلف بهشکل قارچگونه توسط مؤلفان و مترجمان که اطلاعات درستی از این حوزه ندارند، تهدید بزرگی برای ادبیات کودک و نوجوان است. در واقع درحال حاضر بخش زیادی از تولیدات فرهنگی کودک و نوجوان به شکل ترجمه و بهدست ناشران و مترجمان بیتعهد است که صرفاً بهدلیل تقاضای ایجاد شده بالای این حوزه ادبی مشغول به تولید محتوا هستند. بخش کوچکی که نیز به تألیفات داخلی مشغول است جز چند ناشر متعهد و مطلع از چیستی ادبیات کودک و نوجوان باقی توسط شمار زیادی از واحدهای کودک نشرهای مختلف تولید میشوند که در بیشتر موارد، این واحدهای کودک، از آشنایان و اطرافیان ناشران که کاملاً بیاطلاع از دنیای کودک هستند تشکیل شده است./ایران
برچسب:
نویسنده: استخدام کار