
ایران آنلاین / با نگاه به تاریخچه این ساز خواهیم دید بعد از استادانی چون ابراهیم آقا باشی و نایب اسدالله و... استاد حسن کسایی، تحول بزرگی در این ساز به وجود آورد به گونهای که موسیقی ایرانی را تحولی عمده بخشید؛ در کنار حسن کسایی اما، محمد کاظم موسوی هم توانست سبک جدیدی را در این ساز خلق کند. استاد محمد موسوی در 12 اردیبهشت سال 1395 پای در هفتاد سالگی گذاشت.
|
من محمد موسوی زندگی ام را به امید خدا شروع کردم و در واقع ندا و امری از سوی پروردگار بود که من را برای موسیقی انتخاب کرد. هیچگاه محمد موسوی دکتر، راننده یا مهندس نمیشد سرنوشت من را خدا نوشته بود. به قول حضرت حافظ «همه رفت و آمد تو چو باختیار نبود بک استعین ارضی بقضاک یاالهی» |
او بیش از پنجاه سال به موسیقی ایرانی خدمت کرده است و در این سالها با استادان بزرگ و مطرح موسیقی همنوایی و همنوازی داشته است. محمد کاظم موسوی معتقد است هویت ایرانی پنج مؤلفه دارد: نوروز، یلدا، شاهنامه، تخت جمشید و موسیقی ایرانی. در بعد از ظهر یک روز بهاری و به بهانه تولد استاد نی ایران میهمان منزل ایشان بودیم. البته از مدتها پیش در انتظار این گفتu2009وگو با استاد بزرگ نی بودیم که به علت عمل حنجره و کسالتی که داشتند میسر نشد. منزل استاد با شعر و موسیقی چیدمان شده است، در سالن پذیرایی او پیانوی مشکی رنگی قرار دارد و با عکسهای یادگاری از استاد غلامحسین بنان و استاد احمد عبادی مزین شده است. اتاقش نهانخانه سازهای نی ازگذشته تا به امروز بود از نایب اسدالله تا نیهای ساخته شده به دست استاد. بیش از 3000 نی در پستوی این اتاق مونس روزهای گذشته محمد موسوی هستند که به گفته خود در تعدادی از این نیها چهره استادان بزرگ موسیقی حک شده است. محمد موسوی از آذرماه سال 87 تا به امروز هیچ اجرای کنسرتی نداشته است و دلیل این امر را بیتوجهی و حمایتنکردن دستاندرکاران موسیقی میداند. با استاد موسوی از گذشته تا به امروز موسیقی به گفتوگو نشستیم که متن کامل آن را در ادامه میخوانید:
جناب استاد موسوی در ابتدا از حضورتان در عرصه موسیقی بفرمایید؟
من محمد موسوی زندگی ام را به امید خدا شروع کردم و در واقع ندا و امری از سوی پروردگار بود که من را برای موسیقی انتخاب کرد. هیچگاه محمد موسوی دکتر، راننده یا مهندس نمیشد سرنوشت من را خدا نوشته بود. به قول حضرت حافظ «همه رفت و آمد تو چو باختیار نبود بک استعین ارضی بقضاک یاالهی»
استاد از دورانی بگویید که آتش نی در دل شما افکنده شد و تصمیم گرفتید به دنبال این ساز بروید.آیا در این زمینه حمایتی هم از سوی خانواده بوده است؟
ساز نی برایم بسیار مقدس است و حدود 56 سال است که نوازندگی میکنم. من در اهواز و در یک خانواده مذهبی متولد شده ام، شهرستان کوچکی که پدرم مدیر اتاق بازرگانی آنجا بود. درخانوادهای زندگی میکردم که در خوزستان سرشناس بودند اما مخالف هنر؛ ولی از آنجا که لطف حضرت پروردگار و سرنوشت تعیین شده بود باید این مسیر را انتخاب میکردم و موفق هم شدم.
ازکودکی به موسیقی علاقهمند بودم و درهر جا و مکانی که صدایسازی را از رادیو میشنیدم به آنجا میرفتم وآن نغمات را گوش میدادم، تا اینکه در سن هشت سالگی پدرم ویولونی برایم تهیه کرد و آن را نزد ویولونیستی به نام «شباهنگ» به مدت چهار سال آموزش دیدم اما با شنیدن صدای سازاستاد کسایی از رادیو، تحت تأثیر ساز نی قرار گرفتم و خود آموخته شروع به فراگیری این ساز کردم. در نخست دیدارم با استاد کسایی وقتی نزد ایشان رفتم از استاد خواستم که مرا به شاگردی بپذیرند.زمانی که نزد استاد کسایی شروع به ساز زدن کردم ایشان گفتند: تو نیازی به آموزش نداری و میتوانی کارت را با گوش دادن به رادیو دنبال کنی.
از ورودتان به رادیو بفرمایید؟
حدوداً 20 سال سن داشتم که به تهران آمدم؛ در کنار یک فروشگاه ایرانی در خیابان سه راه جمهوری ایستاده بودم که آقای سیاوش زندگانی از دوستان عزیز من که خوزستانی هم بود مرا دیدند و گفت: حال که به تهران آمدی سازت هم همراهت است؟ گفتم بله. گفت: آقای مرتضی حنانه تصمیم دارند ارکستر بزرگی از سازهای ملی راهاندازی کنند شما هم اگر خواستید به آنجا بیایید. بنابراین از آنجا که سرنوشت مقدر شده بود به آنجا رفتم و نوازندگی ساز ما بر دل ایشان نشست و با حقوق 1500 تومان که درآن دوران پول بسیار زیادی بود استخدام شدم.
آن زمان هم نوازنده نی دیگری هم بودند؟
بله. آقای ناهید بودند که البته ایشان نی را با لب مینواختند که تکنیک صحیحی نبود و به ایشان گفتم استاد کسایی از این تکنیک ناراحت هستند و بهتر است آن را اصلاح کنید بنابراین حدوداً دو سال زمان برد تا سبک نوازندگی آقای ناهید تغییر پیدا کند و از حالت لب زدن خارج شد.
جالب است بدانید یک روز که استاد کسایی را دیدم از من سؤال کردند چطور شد سبک نوازندگی آقای ناهید تغییر پیدا کرده ؟گفتم من به ایشان آموزش دادم واستاد کسایی بسیار قدردانی کردند. درهمان دوران یعنی سال 1348 ایشان نامهای خطاب به استاد حنانه نوشتند با این مضمون که تکنیک آقای موسوی صحیح است و از این تکنیک برای نو آموزان هنرستان موسیقی استفاده کنید.
در واقع زمانی که به تهران آمدم علاقهمندان به ساز نی تکنیک صحیح نی زدن را نخستین بارتوسط من که روش استاد کسایی بود بهکار گرفتند به این سبب که استاد کسایی کمتر در تلویزیون حضور داشتند. این اتفاق به این علت بود که سال 1346 استاد کسایی با زنده یاد پیرنیا اختلاف پیدا میکنند و به حالت قهر رادیو را ترک و به اصفهان میروند بعد از آن هم هرچقدر تمنا کردند ایشان به رادیو بازنگشتند. بنابراین چون در بیشتر برنامههای رادیو و تلویزیون مانند «هفت شهر عشق»، «ارکستر بزرگ سازهای ملی»،«تک نوازان» و «برنامه گلها» شرکت میکردم مردم با این شیوه نی نوازی بدین طریق آشنا شدند.
لازم است این نکته را یادآوری کنم که استاد کسایی برای من بسیار محترم بوده و هستند و تا زمانی که ایشان در قید حیات بودندهیچ گاه اجازه نمیدادم کسی به من لقب استادی بدهد! این انسان بزرگ براین نظر بودند که من و آقای موسوی یک روح هستیم در دو جسم.
|
در واقع زمانی که به تهران آمدم علاقهمندان به ساز نی تکنیک صحیح نی زدن را نخستین بارتوسط من که روش استاد کسایی بود بهکار گرفتند به این سبب که استاد کسایی کمتر در تلویزیون حضور داشتند. این اتفاق به این علت بود که سال 1346 استاد کسایی با زنده یاد پیرنیا اختلاف پیدا میکنند و به حالت قهر رادیو را ترک و به اصفهان میروند بعد از آن هم هرچقدر تمنا کردند ایشان به رادیو بازنگشتند. بنابراین چون در بیشتر برنامههای رادیو و تلویزیون مانند «هفت شهر عشق»، «ارکستر بزرگ سازهای ملی»،«تک نوازان» و «برنامه گلها» شرکت میکردم مردم با این شیوه نی نوازی بدین طریق آشنا شدند. |
خاطرم است سال 58 بود، استادان ادیب خوانساری، دادبه، جلیل شهنازمیهمان منزل ما بودند، دراین میهمانیهای دور همی که گاهاً در طول هفته برگزار میکردم سازو آوازی هم برقرار بود که آنها را بصورت نوار ضبط و جمعآوری کردهu2009ام. استاد کسایی آن روز در جمع دوستان فرمودند: «من در خلقت خدا شک کرده ام و فکر نمیکردم بعد از خودم کسی بیاید و بتواند به مانند من نیبنوازد.» این تعریف و تمجید از سوی نابغه تاریخ موسیقی ایران سبب شد افراد بسیاری مشکلاتی برای من ایجاد کنند. آنها ازسال 1348 برای من کارشکنی کردند. در سال 1349 جعبه نی ام را از داخل ماشینم دزدیدند و کاملاً مشخص بود از قبل برنامهریزی شده و قصد فلج کردن من را داشتند. به خاطردارم یکروز برای اجرا وضبط برنامه به تلویزیون میرفتم، در طول راه جهت خرید، توقف کوتاهی کردم واز ماشین پیاده شدم، پس از خرید متوجه شدم که جعبه نی وکتم را از داخل اتومبیل بردهاند.
من در آن زمان وضع مالی مناسبی نداشتم که بتوانم فوراً نی بخرم وبرنامه اجرا کنم، بنابراین دوستانم از این موضوع آگاهی یافتند ودهان به دهان به گوش شادروان دکتر اسفندیار یگانگی رسید؛ایشان که در آن زمان نماینده زرتشتیان درمجلس بودند، بهبنده تلفن زدند ومرا به منزلشان دعوت کردند ومن هم ازهمه جا بیخبربه منزل ایشان رفتم.چند نفر میهمان داشتند و من با یک نی که به دور آن چسب زده بودم شروع به ساز زدن کردم زمانی که میخواستم به خانه برگردم یک نامه کوچک درون جیب من نهادند وخواستند تا منزل آن را باز نکنم ونخوانم، به منزل که رسیدم کاغذ را ازجیب در آوردم و دیدم چکی به مبلغ ده هزار تومان است و در کاغذ دیگرشرح ضمیمه آن چک بود که نوشته شده بود «مقداری ازمبلغ چک را صرف مخارج زندگی ومقداری را صرف خرید نی کنید تا در هنرنوازندگی شما وقفهای ایجاد نگردد.»
از اینکه انسانی شریف، موقعیت آن وقت مرا درک کرده بود، هم متأثر شدم و هم خوشحال. آن دوران حقوق ثابتی نداشتم و بصورت دستمزدی بود و اگر در رادیو و تلویزیون ساز نمیزدم زندگیام بسختی میگذشت.البته این اتفاق بعدها حکمتی شد تا ساختن نی را یاد بگیرم. پس از این اتفاق به اصفهان به نزد شخصی به نام رضا بیلیاری از سازندهها و نوازندههای خوب نی رفتم وگفتم نی می خواهم ولی جای سوراخهای آن را خود انتخاب میکنم، ایشان قبول کردند و نی را پیش خودم ساختند درواقع با دو هزار تومان هم صاحب چهار نی شدم وهم نیسازی را آموختم.زمانی که به تهران آمدم با آقای ناهید به نیزارهای کاشان رفتیم ودر آنجا مقداری نی بریده و جمعآوری کردم و با آنها برای خود و تنی چند از دوستان نزدیک نی ساختم.
البته آن دوران اتفاق ناخوشایند دیگری هم برایم رقم خورد. درگروه استادان و در برنامه «پیغام اهل راز» با زنده یاد استاد پایور و استاد شجریان همکاری داشتم و ضبط کاری را انجام میدادیم.یک روز متوجه شدم عکس بنده روی جلد نوار چاپ شده اما نامی از من نیست به استاد پایور گفتم این کار به چه معنایی است یا ما جزو این گروه هستیم و یا نیستیم! بعدها فهمیدیم ماجراهایی در پس این پرده بوده است. استاد احمد عبادی سخن زیبایی دارند.ایشان میگویند:«حسادت آتش سوزنده ونابودگر یک هنرمند است.»
جالب است بدانید طی همکاری هایم با استاد شهیدی چندین نوار ضبط و جمعآوری کرده ام اما در یکی از برنامههای گلها که در دستگاه سهu2009گاه بود نامی از من برده نشد و تنها نام خواننده اثر اعلام شد. این موضوع را پیگیری کردم و متوجه شدم اسم من را به عمد پاک کردهاند. البته آن دوران چون ریاست آرشیو را برعهده داشتم اسم خود را درپشت جلد نوار نوشتم. آخر این حسادتها و ناراحتیها تا به کجا مگرمی شد تقدیر را تغییر داد!!
استاد اهالی خوزستان و اهواز معمولاً موسیقیu2009هایی با ریتم شادمانه را دنبال میu2009کنند. چطور شد این ساز را انتخاب کردید؟
بله؛ خوزستان موسیقیهای ریتمیک دارد. اما طبیعت من درونگرا بود و تنهایی را دوست داشتم در واقع تنها هنرمندی هستم که ارتباطات اجتماعی کمی دارم. من عمر و وجودم را فدای موسیقی کرده ام. هر انسانی در سنین مختلف باید از زندگی لذت ببرد اما از همه اینها خود را محروم کرده و به دنبال هنر موسیقی ام بودم. من در مدت 6 ماه نی زدن را آموختم و در هر جای خوزستان که نی مینواختم میگفتند استاد کسایی! اینها همه عشق بود وبه قول حضرت حافظ «در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد. عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد» اما امروز با وجود داشتن شاگردان بسیار وعلاقهمند به ساز نی شاید تعداد بسیار معدودی توانستند در این راه موفق شوند تنها به این علت که عشق به این ساز کمتر شده است. هر شاگردی که به من مراجعه میکند به او میگویم درون نی را ببین خالی و تهی است تو نیز باید به مانند نی درونت از کینه و دروغ تهی کنی تا مثل این ساز صدایت بر دل بنشیند.
جالب است بدانید نی و نوازندگی آن تنهاسازی است که ارتباط مستقیم با وجود انسان دارد اما دیگرسازها مانند تار یا سه تار به اینگونه نیست. حضرت مولانا میفرمایند:
« دو دهان داریم گویا همچو نی / یک دهان پنهانست در لبهای وی
|
در سخنرانی جشن نینوازان حوزه هنری که سال 70 برگزار شد در آنجا اشاره کردم حضرت نایباسد الله نی را از آغل و گوسفند به دربار شاهی بردند اما حضرت استاد کسایی نی را از دربار شاهی به افلاک رساند. استاد بنان از دوستان قدیمی من بودند که حدوداً 20 سال با ایشان زندگی کردهu2009ام. استاد بنان تنها خوانندهای بودند که صدایشان به دل من مینشست وعاشقانه صدایشان را دوست میدارم. ایشان تعریف میکردند به محفلی رفته بودم و هنرمندان درزیر زمین آن منزل مشغول نواختن ساز بودند استاد بنان گفتند زمانی که وارد منزل شدم و صدای نی استاد کسایی را شنیدم بهطوری محو این ساز و صدا شده بودم که در پله سوم نشستم و فراموش کردم من غلامحسین بنان هستم. |
یک دهان نالان شده سوی شما /های هویی در فکنده در هوا
لیک داند هر که او را منظرست / که فغان این سری، هم زان سرست»
یعنی هر آنچه در موسیقی است از درون من و استاد کسایی است.
استاد در خصوص فلسفه این ساز کمی توضیح میدهید!
نی اولینسازی است که بشر به آن پی برده و تاریخ آن به 6500 سال قبل میرسد. موسیقی ما درایران قدمت بسیاری دارد که در هیچ جای دنیا حتی تاریخ مدنیشان به سههزار سال نمیرسد.
نی از نیزار به وسیله طوفان و باد قطع میشود و برسر یک شاخه درخت قرار میگیرد و به مرور زمان و عبور هوا از داخل آن بصورت یک زوزه یا ناله صدایی از آن به بیرون میآید و بشر کنجکاو میشود و این کار را انجام میدهد و از آن زمان شروع به نواختن نی میکند.در همه جای دنیا این ساز وجود دارد اما سلطان نی برای ایران است. نی یک ساز الهی و عرفانی است و هیچ صوتی به زیبایی نی نیست. در هر ارکستری هم که قرار میگیرد ارزش خاصی به آن ارکستر میدهد.
ردیف نی به قبل و بعد استاد کسایی تقسیم میشود در صورتی که پیش از ایشان ابراهیم آقاباشی، نایب اسد الله و.. حضور داشتند.در دوران استاد کسایی چه تغییراتی در آن صورت گرفته است؟
تغییرات بسیار زیاد در حد معجزه، شاید از زمین تا افلاک.
در سخنرانی جشن نینوازان حوزه هنری که سال 70 برگزار شد در آنجا اشاره کردم حضرت نایباسد الله نی را از آغل و گوسفند به دربار شاهی بردند اما حضرت استاد کسایی نی را از دربار شاهی به افلاک رساند. استاد بنان از دوستان قدیمی من بودند که حدوداً 20 سال با ایشان زندگی کردهu2009ام. استاد بنان تنها خوانندهای بودند که صدایشان به دل من مینشست وعاشقانه صدایشان را دوست میدارم. ایشان تعریف میکردند به محفلی رفته بودم و هنرمندان درزیر زمین آن منزل مشغول نواختن ساز بودند استاد بنان گفتند زمانی که وارد منزل شدم و صدای نی استاد کسایی را شنیدم بهطوری محو این ساز و صدا شده بودم که در پله سوم نشستم و فراموش کردم من غلامحسین بنان هستم.
امروزه علاقهمندانی که به سراغ این ساز میروند تقلید و الگویی از استاد کسایی هستند به نظر شما آیا باید در ساختار آموزش آن تغییر و تحولی ایجاد شود.
بله. خاطرم است یک روز در خدمت استاد کسایی بودم نواری را برای ایشان در دستگاه همایون گذاشتم.استاد کسایی فرمودند: شماهستید یا بنده! این موضوع موجب شد که سبک جدیدی به نام خود ابداع کنم.از آن روز به بعد با نوارکاستی که استاد حنانه لطف کردند برای من تهیه کرده بودند توانستم مسیر نی نوازی ام را تغییر بدهم.دراین نوارکاست شخصی در کوههای کردستان و با شمشال کردی نی مینواخت در واقع میتوانم بگویم این تغییرات و تحولاتی که در ساز نی ایجاد کردم از شمشال کردی اقتباس شده است.
آیا بعد از این همه نیاز است تغییر و تحولی در آن ایجاد شود؟
بله صددرصد! نمیتوان گفت بعد از نایب اسدالله، استاد کسایی و من نی تمام میشود بلکه باید متناسب با زمان این موسیقی را به جلو ببریم.
یعنی نسل امروز هم میتوانند در این باره دخل و تصرفی داشته باشند؟
بله، جوانان بسیاری نزد من آمدند و در خصوص تغییر و تحولات ساز نی از من مشورت گرفتند که البته با تکنیک صحیح و بدرستی این تغییرات ایجاد شده ومجوز آن را هم گرفتند و به ثبت رسید.
روند نوازندگی نی را بعد از خود چگونه ارزیابی میکنید؟
متأسفانه عاشق دلسوختهای در راه نمیبینم.
امروزه ارتباط استاد با هنرجو به چه صورت است؟
ارتباط هنرجو با استاد باید عاشقانه باشد. من شاگرد استاد کسایی نبودم اما عاشقانه ایشان را دوست داشتم. نوازندههای امروز باید اول عاشق باشند بعد شاگرد.
استاد بعد از انقلاب رسماً از سال 70 به بعد فعالیت شما شروع شد اما باز هم مدت طولانی کم کار شدید ؟
بله از سال 87 کنسرتی در ایران برگزار نکردم.البته ما نباید به دنبال برگزاری کنسرت باشیم بلکه مسئولان باید از ما درخواست کنند اجرای برنامه داشته باشیم.اما متأسفانه اوضاع به گونهای شده است که برای یک اجرای کنسرت باید خواهش کنیم و از این اداره به آن اداره برویم.خاطرم است کنسرتی که در تهران و درسالن وزارت کشور برگزار کردم بلیت آن از مبلغ 15 تا 30 هزار تومان بود و حدود هجده میلیون و هفتصد تومان هزینه کردم و در طی 4 شب 21 میلیون تومان بلیت فروختیم یعنی کلا 3 میلیون تومان درآمد داشتیم.
امروزه اوضاع موسیقی سنتی به چه صورت است؟
در شرایط امروز همه چیز نابسامان است موسیقی که دیگر جای خود دارد.
شاید این اوضاع نابسامان به دلیل فقدان حضور استادان شناخته شده است؟
بله یقیناً همین است و بنده هم به همین دلیل دیگرتصمیم ندارم در عرصه موسیقی شرکت کنم. نوروز امسال آقای سریر با من تماس گرفتند گفتند برنامهای برای هنرمندان موسیقی ترتیب داده شده است تشریف بیاورید.من هم به این مراسم دید و بازدید و تبریک سال نو رفتم. پس از احوالپرسی پوشهای برای یکی از آقایان آوردند. ایشان اعلام کردند این پوشه حکم درجه یک هنری من است.شاید این مورد اتفاقی منحصر به آن روز نباشد، اما این شیوه برخورد پذیرفتنی نیست زیرا اگر فردی چون من با بیش از 50 سال سابقه هنری این نشان را دریافت کرده ام دیگران نیز باید واجد این ویژگیها باشند. خطاب من به مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این است که من در سالهای 1345و 1346 و 1347 به مدال طلای درجه یک هنری در رشته نی نائل شدم اما من محمد موسوی این حکم را به همراه یک سکه طلا به دفتر وزارت تحویل خواهم داد بهتر است این حکم را به شخصی بدهند که صلاحیت آن را دارد.
این حکم چه تسهیلاتی دارد؟
این را باید از مسئولان سؤال کرد؛ من از سن 60 سالگی تا به امروز که پای در هفتاد سالگی گذاشته ام هیچگونه وجهی بابت تکریم که به هنرمندان بالای شصت سال تعلق میگیرد دریافت نکرده ام. حکم درجه یک هنری برابر با درجه دکترا است برای هنرمندان چه مزایایی دارد؟
با وجود این روزگار به چه صورت میگذرد؟
من کارمند بازنشسته صدا و سیما هستم و نیازی به حمایت خانه موسیقی و نهادهای ذی ربط ندارم و روزگارم می گذرد.مگر این مسئولان برای استاد فرهنگ شریف چه کاری انجام دادند؟ ایشان در سن 84 سالگی هنوز بیمه ندارند.کم لطفی به هنرمندان دیگر قابل بخشش نیست.من محمد موسوی از این لحظه به بعد دیگر پایم را برای کسب مجوز آلبوم و کنسرت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخواهم گذاشت.
|
من کارمند بازنشسته صدا و سیما هستم و نیازی به حمایت خانه موسیقی و نهادهای ذی ربط ندارم و روزگارم می گذرد.مگر این مسئولان برای استاد فرهنگ شریف چه کاری انجام دادند؟ ایشان در سن 84 سالگی هنوز بیمه ندارند.کم لطفی به هنرمندان دیگر قابل بخشش نیست.من محمد موسوی از این لحظه به بعد دیگر پایم را برای کسب مجوز آلبوم و کنسرت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخواهم گذاشت. |
یعنی تصمیم دارید دیگر کنسرتی برگزار نکنید؟
خیر. اگر هم بخواهم کنسرتی برگزار کنم به اصفهان و یا کاشان خواهم رفت. حدوداً 20 سال گذشته اعلام کردند هنرمندان پیشکسوت نیازی به مجوز ندارند و مجوز برای افرادی است که موسیقی با کلام اجرا میکنند.
اما هنوز هم افراد بسیاری در انتظار اجرای استاد محمد موسوی هستند؟
بله میدانم اما هنرمند جایگاه و ارزش خود را دارد. مسئولان موسیقی احترامی برای ما قائل نبودند. گاهی اوقات شرمم میآید که چرا به دنبال موسیقی رفتم.
در مورد کارهایی که با آقای شجریان ضبط کرده اید اشارهای میفرمایید؟
من و آقای شجریان عاشقانه و عارفانه با هم زندگی و همکاری میکردیم اما بعدها بر اثر یک اتفاقاتی که در زندگی آقای شجریان افتاد احساس کردم باید خیلی محترمانه از ایشان کنارهگیری کنم و هر کدام راه موسیقیمان را بهصورت جدا ادامه بدهیم.
با توجه به اینکه داور جشنواره جوان بودید اوضاع نوازندگی نی در نسل امروز به چه صورت است؟
من داوری جشنواره را قبول نکردم البته ناگفته نماند کسانی که برگزار کننده اینگونه جشنوارهها هستند باید بهای بیشتری به جوانها بدهند تا انگیزه بیشتری در آنها بهوجود آید با این میزان انگیزههای مادی موسیقی رشد نخواهد کرد.
استاد چرا آثار امروز به مانند گذشته ماندگاری ندارد؟
به نظر شما آدمهای عاشق مانند گذشته هستند! امروزه دولت باید پشتیبان کسانی باشد که به دنبال هنر موسیقی میروند.
رسانه ملی چه حمایتی از موسیقی خواهد داشت؟
کدام رسانه ؟! رسانه ملی یعنی رسانهای که برای همه مردم باشد اما آیا ما دخالتی در رادیو و تلویزیون داریم.
در مورد کارهای آینده تان هم میفرمایید؟
هیچگاه احساس پیری نکرده ام و در حال حاضر مشغول بررسی روی آثارم هستم که تصمیم دارم آن را به چاپ برسانم.من در ساز نی به گونهای تغییر و تحول ایجاد کردم که امیدوارم تا دهههای آینده علاقهمندان بتوانند از آن بهرهگیری کنند. حضرت صائب تبریزی میفرمایند: «گرچه نی زرد و ضعیف و لاغر و بیدست و پاست چون عصای موسوی در خوردن غم اژدهاست.»
استاد به نظر میرسد شیوه و حس صدای ساز شما متفاوت است.
سپاسگزارم که این سؤال را میفرمایید. جالب است بدانید در زمان اجرای برنامه و در پشت سن دست به دعا میشوم و از روح تمام هنرمندان بزرگ کمک میگیرم که آبرویم حفظ شود و زمانی که ساز را بردست میگیرم دیگر از خود بیخود میشوم.
و در پایان آرزوی استاد در سن هفتاد سالگی...
سرفرازی سرزمینم و بهبودی شرایط حال حاضر موسیقی ایران.
نامهu2009ای از استاد حسن کسایی برای استاد مرتضی حنانه
جناب اجل عالی حضرت آقای مرتضی خان حنانه استاد گرانمایه ایران؛ تصدقت گردم آقای موسوی که امیدوارم مورد لطف حضرت عالی قرار گرفته و چون نی ساز اصیل ایرانی را با متد و روش صحیح مینوازند و این موضوع از نظر بینندگان تلویزیون بسیار اهمیت دارد چون برای برخی این اشکال پیش آمده که شاید نی باید با لب نواخته شود و با روش لب کاملاً بیاساس و غلط است و حتی صدای فلوت از نی خارج میشود لذا آقای موسوی برای نو آموزان بسیار قابل اهمیت هستند چون با کمال تأسف شنیده ام نوآموزانی که در هنرستان مشغول یادگیری هستند عموماً نی را با لب میu2009نوازند و این باعث دلتنگی و افسردگی اینجانب بوده و حتی باید تصمیمی اتخاذ گردد که نوآموز از متد آقای موسوی که با دندان مینوازند پیروی کرده تا این ساز ملی احیا گشته و غلط اجرا نشود. در خاتمه سلام و عرض ادب و بندگی چاکر را حضور حضرت اجل عالی آقای مهندس قطبی تقدیم دارید. قربان مرتضی عزیزم
همیشه با منی تا زمانه با من است عیش و عشق جاودانه با من است سلامتی وجود نازنینت را با موفقیت کامل از خداوند مسألت دارم قربانت سید حسن کسایی 30/ 7/ 48
برچسب:
نویسنده: استخدام کار