خرید بک لینک

ایران آنلاین /از سالها پیش در آموزش و پرورش بحث داغی جریان دارد که «محور» آموزش و پرورش چیست ؟ آیا مدرسه، «محور» است یا معلم یا وزیر یا کتاب و...؟ این بحثها انحرافی است. معلم و ناظم و مدیر و مربی و وزیر و... برای آموزش و تربیت دانش آموزان استخدام شدهاند و برای این کار حقوق میگیرند. عوامل آموزش و پرورش اگر با اصول اولیه تعلیم و تربیت آشنایی داشته باشند، میدانند که غایت، هدف و مقصد آموزش و پرورش دانش آموزان هستند.
همه عناصر از وزیر تا سرایدار مدرسه اعتبار خود را از دانش آموزان میگیرند. هر بحثی که بجز دانش آموز، عنصر دیگری را در آموزش و پرورش محور و اصل کاری بداند، انحرافی است. اما هرم اعتبار وارونه شده، در اغلب مدارس، دانش آموز موجودی ترس خورده است. تنبیه بدنی هرچند در مدارس ممنوع است، اما به شکلهای مختلف انجام میشود. دلایل تنبیه بدنی متنوعند. حداقل سه علت عمده برای تنبیه بدنی وجود دارد: 1-اعتقاد به آثار تربیتی تنبیه بدنی بر اساس برخی پارادایمها.2- حفظ اقتدار معلم و کارکنان مدرسه از طریق قدرت نمایی در مقابل دانش آموز 3- توانایی نداشتن معلمان و عوامل اجرایی مدرسه در مدیریت خشم و جلوگیری از تبدیل آن به پرخاشگری. بیشتر معلمان و ناظمها و مدیرانی که دانش آموزان را کتک میزنند، تنبیه بدنی را ابزار «رو کم کنی» و قدرت نمایی مقابل دانش آموزان میدانند و از تنبیه بدنی به عنوان راهی برای تثبیت اقتدار خود استفاده میکنند. برخی هم توانایی مهار خشم خود را ندارند و خشم مدیریت نشده آنها به شکل پرخاشگری ظاهر میشود. این گروه از معلمان میگویند: «از کوره در رفتم... دست خودم نبود... نمیدانم چرا این اتفاق افتاد.» گستردگی تنبیه بدنی در مدارس چقدر است؟ تنبیه بدنی فقط در شرایطی که به قتل یا جرح دانش آموز منجر شود و مدیر و ناظم و رئیس منطقه نتوانند با واسطهگری و ریش سفیدی قضیه را حل کنند به رسانهها کشیده میشود.
اداره کل ارزشیابی و رسیدگی به شکایات آموزش و پرورش هم تاکنون آماری در مورد فراوانی و گستردگی این پدیده منتشر نکرده است. اما دانش آموزان زیادی میتوان پیدا کرد که تجربهای شخصی یا مشاهداتی از تنبیه بدنی دارند. برخی معلمان میگویند جرأت نداریم یک تلنگر به دانش آموز بزنیم رسانهها جوسازی میکنند. تلنگر یعنی چه ؟ تنبیه بدنی این روزها معنایش دیگر چوب و فلک نیست. معلمان ترکه آلبالو در دست ندارند. سیلی زدن، پس گردنی، کشیدن مو، اردنگی، کشیدن گوش، هُل دادن و با کتاب و دفتر توی سر دانش آموز زدن، نمونههای آشنای تنبیه بدنی است.
نوعی از گفتمان صنفی و معیشت محور، رفتارمعلم را در مدرسه تابع جبر شرایط مادی تعریف میکند. برخی میگویند: «کلاسهای شلوغ،دانش آموزان بیتربیت، گیرا نبودن مباحث درسی و مشکلات معیشتی معلم و... جبراً باعث میشود که معلم از کوره در برود و دانش آموز را کتک بزند. پس به جای معلم باید یقه دولت و سیستم را گرفت...» این نظر را به سادگی میتوان رد کرد. در مدارس شلوغ حاشیه شهرها، معلمان بسیاری کار میکنند که دانش آموزان بیتربیت و درس نخوان را کتک نمیزنند. معلم، عامل بیاراده شرایط و جبر محیطی نیست.
معلم در تعریف پداگوژیکی، انسانی آگاه و با شعور و آموزش دیده است که قدرت تصمیمگیری و واکنش معقول دارد. اتفاقاً توانایی و مهارت معلم واقعی در چنین کلاسها و مدارسی خود را نشان میدهد. همه چیز به سلیقه معلم و ناظم بر میگردد. خندیدن، جنبیدن، حاضر جوابی، شوخ طبعی، حرف زدن، انجام ندادن تکلیف و درس بلد نبودن، برخی معلمان را خشمگین میکند و ادامه اش کتک زدن است و... در علوم تربیتی هیچ کدام از این موارد مستحق تنبیه نیستند. مدرسه یک بنگاه فرهنگی برای تربیت دانش آموز است. دولت از محل مالیات و منابع عمومی که متعلق به مردم است برای هر دانش آموز در سال حدود 2 میلیون و500هزار تومان هزینه میکند. معلم، مدیر و ناظم، رئیس منطقه، مدیرکل و وزیر حقوق میگیرند که به دانش آموز خدمت کنند. آموزش و پرورش مثل هر بنگاه اقتصادی دیگری و البته با ملاحظات تعلیم و تربیتی، یک بنگاه مشتری محور است.
اینکه ناظم در مدرسه دانش آموز را کتک بزند مثل این است که کارکنان یک رستوران مشتریان را به دلیل تفاوت ذائقه کتک بزنند، مثل این است که پزشک به بیمارش، به دلیل بیمارشدن آمپول هوا تزریق کند. مثل این است که مأمور آتش نشانی خانههای مردم را به آتش بکشد و.... میتوان سیستم را مقصر دانست. میتوان دولت را مقصر دانست.می توان جبر شرایط را به عنوان مقصر معرفی کرد.این حرفها کاملاً بیربط نیست.
اما آن کس که دانش آموز را زیر ضرب میگیرد انسانی صاحب اختیار و شعور و اراده به نام معلم، معاون مدرسه، مدیر و در مواردی سرایدار مدرسه است. به این فرد باید گفت که تنبیه بدنی دانش آموز از نظر اخلاقی، انسانی، اداری و قانونی جرم است./روزنامه ایران


برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت: 12:16

صفحه بندی