خرید بک لینک

ایران آنلاین /. در چهارمین سال فعالیت دولت یازدهم نیز این موضوع نمود دارد اما نکته مهمی که در برآورد اقتصادی دوره یازدهم را از دورههای دیگر متمایز میکند شرایط اقتصادی کشور در زمان انتقال دولت دهم به دولت یازدهم است که به اعتقاد بسیاری از فعالان اقتصادی نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولت سازندگی و اصلاحات که عضو کمیته منتخب کشاورزی از سوی رئیس جمهوری بعد از انتخابات سال 92 نیز بود دوره انتقالی دولت دهم به دولت یازدهم را بدترین شرایط اقتصادی در بین دولتهای بعد از انقلاب عنوان میکند و نمونه بارز آن را خالی بودن انبارهای کشور در آن زمان میداند که به گفته او در هیچ دولتی سابقه نداشته است. کلانتری کشاورزی را به عنوان اساس و پایه تولید در کشور مثال میزند که در دولت قبل ساختارهای آن نابود و تمام منابع صرف واردات شد. بیشترین انتقادها از طرف منتقدان دولت در حوزه تولید و تجارت مطرح میشود اما کلانتری این انتقادها را ادعای کسانی میداند که از شرایط تولید و واردات و کشاورزی در دولت قبل هم مطلع بودند اما سکوت کردند و الان طوری عملکرد دولت را در این حوزهها قضاوت میکنند که گویی از شرایط قبل بیاطلاع هستند. کلانتری در گفتوگو با «ایران» با تشریح وضعیت تولید، کشاورزی و واردات در زمان روی کار آمدن دولت یازدهم دستاوردهای اقتصادی دولت و مشکلات موجود را نیز بیان میکند.

در زمان انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم و بعد از پیروزی دکتر روحانی شما عضو کمیتهای بودید که از طرف رئیس جمهوری مأموریت داشت شرایط اقتصادی کشور را در آن زمان ارزیابی کند. گزارشهایی که به رئیس جمهوری منتخب ارائه میشد بیشتر شامل چه مواردی بود و چه موضوعاتی مورد توجه قرار میگرفت؟

دولت قبل طوری پیشبینی کرده بود که آخر دولت هیچ ذخیرهای نباشد و انبارها خالی باشد. آن زمان ناگهان متوجه شدیم تمام انبارهای کشور از 15 تا 20 مرداد خالی میشود. میدانیم اگر سفارش خرید بدهیم تا مراحل خود را طی کند تا دولت اجازه ورود میداد و ارز تأمین میکرد و مراحل واردات انجام میشد حداقل 2 ماه طول میکشید. فقط چون فصل برداشت گندم شروع شده بود وضعیت ذخیره این محصول بهتر از محصولات دیگر بود و امکان خالی کردن سیلوها نبود اما مثلاً انبارهای خوراک دام و روغن نباتی کاملاً خالی شده بود. نخستین اطلاعاتی که سه چهار روز بعد از انتخاب آقای روحانی به ایشان دادیم این بود که وضعیت انبارها خالی از ذخیره است، رئیس جمهوری ستاد ویژهای تشکیل داد. دولت وقت برای پر کردن انبارها همکاری نمیکرد، بنابراین به این نتیجه رسیدیم که اعلام کنیم کسانی که میتوانند هر مقدار خوراک دام وارد کنند با تعهد شخصی دکتر روحانی پس از آغاز ریاست جمهوری، پول آنها پرداخت خواهد شد. قضیهای که بعدها برخی دوستان در مجلس از آن به رانتخواری تعبیر کردند که نهایت بیانصافی بود. چون احتمالاً عدهای نتوانسته بودند واردات انجام دهند این اتهامات را متوجه دولت جدید کردند. چون ما اعلام کرده بودیم که هر کس هر مقداری که میتواند واردات انجام دهد. آن موقع هم اختیار در دست ما نبود و دولت وقت هم که ارزی به ما نمیداد تا واردات انجام دهیم. آن زمان فقط یک نفر آن هم با اعتبار شخص خودش توانست خوراک دام وارد کند در حالی که هیچ انحصاری نبود و ما اعلام کرده بودیم هر کسی میتواند واردات را انجام دهد که برخی با اعتبار شخصی خود بدون هیچ پیشپرداختی از طرف ما کالا وارد کردند و کشور را نجات دادند. بعداً کسانی که نتوانسته بودند رقابت کنند فریاد رانت را سر دادند در حالی که اصلاً این موضوع صحت نداشت من خودم شاهد بودم. من الآن هم عضو دولت نیستم اما با قاطعیت میگویم هیچگونه انحصار و رانتی در واردات آن زمان نبود. قول آقای روحانی به واردکنندگان باعث شد عدهای با هزینه شخصی کالای مورد نیاز کشور را وارد کنند.

من در دولتهای قبل هم حضور داشتم و شاهد هستم که همیشه موقع انتقال دولت، دولت قبلی سعی میکرد که خیال دولت جدید را از نظر ذخایر تا چند ماه آسوده کند و در زمان انتقال تا چند ماه بعد انبارها پر از ذخایر بود اما دولت قبل این کار را انجام نداد.

کسانی که از واردات بیرویه سخن میگویند از این شرایط مطلع نبودند؟

کسانی که بحث واردات بیرویه را مطرح میکنند به دوران خودشان هم نگاه کنند بالاخره آمار و ارقام گمرکات و بانک مرکزی موجود است. منتهی ضعف دولت جدید در کارهای تبلیغاتی کاملاً مشهود است و علت بلند شدن صدای منتقدان به خاطر همین ضعف تبلیغاتی و اطلاعرسانی در بدنه دولت است. حتی اعضای دولت هم وضعیت را برای مردم تشریح نمیکنند و تمام دفاع از دولت بر دوش خود رئیس جمهوری است. اعضای دولت یا با بیتفاوتی یا با زیرکی خودشان را کنار میکشند و از وضعیتی که وجود داشت چیزی نمیگویند و از وضع موجود هم دفاع نمیکنند. به همین دلیل دولت روحانی را در دفاع از حق و حقوق خودش دولت مظلومی میدانم.

وقتی دولت تحویل شد ساختار کشاورزی کشور از هم پاشیده بود. این وظیفه وزیر جهاد کشاورزی است که بگوید کشاورزی را با چه وضعیتی تحویل گرفت... حتی ساختمان وزارت جهاد را هم فروخته بودند و وزیر جدید ساختمان هم نداشت. زیربناهای کشور مستهلک شده بود، منابع هزینه واردات شده بود، آبها غارت شده بود، با وجود اینکه بشدت در کشور کمبود آب داشتیم و بیلان منابع آبی منفی شده و به 16 میلیون متر مکعب در حوضههای زیرزمینی رسیده بود، تازه مسئولان در دولت قبل میخواستند با ایجاد «باغ شهرها» 2 میلیون هکتار توسعه جدید بدهند که در این صورت باید فاتحه کشور را در کوتاه مدت میخواندیم. وقتی چنین بلایی سر منابع طبیعی، منابع آبی و زیربناهای کشور میآید، انتظار ما از توسعه کشاورزی چه میتواند باشد؟ وقتی درآمدهای نفتی را به جای سرمایهگذاری در زیربناها هزینه واردات کنیم، انتظار توسعه و بهبود انتظار درستی نیست، سرمایهها به جای ایجاد شغل برای میلیونها جوان فارغالتحصیل صرف واردات شد، کسانی که الآن منتقد شدهاند آن زمان کجا بودند؟ هنوز هم برخی که ادعای دفاع از نظام را هم دارند از آن وضعیت دفاع میکنند و عدهای هم آگاهانه سکوت اختیار کردهاند. به غیر از چند وزیر، معاون اول و شخص رئیسجمهوری که وضعیت قبل را تشریح میکنند بقیه اعضای هیأت دولت و بسیاری مسئولان طوری رفتار میکنند که انگار در بهترین وضعیت و شرایط کشور را تحویل گرفتهاند. یک کلمه از نارساییهای قبلی به مردم نمیگویند، مردم از کجا بدانند دولت قبل چه بلایی بر سرشان آورده است.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از بخشهایی است که بیشترین آسیب را در سالهای قبل دید بخش کشاورزی است. آیا این انتظار که کشاورزی در زمان کوتاهی به وضعیت عادی برگردد انتظار درستی است؟ تعریف شما از شرایط عادی و مناسب کشاورزی در کشور چیست؟

در بخش کشاورزی خودکفایی هیچوقت اتفاق نمیافتد چون پتانسیل آن را نداریم. اگر ایدهآل ما در کشاورزی این باشد که زمانی برسد که چیزی را وارد نکنیم این ایدهآل محقق نمیشود، این انتظاری غیر علمی و غیر منطقی از بخش کشاورزی است. کشاورزی پتانسیلی دارد که باید ببینیم چقدر از این پتانسیل بالفعل شده است.

با توجه به جمعیت، منابع آب، تکنولوژی، قدرت سرمایهگذاری و بسیاری شرایط دیگر ما همیشه به واردات نیاز داریم. اما واردات دو چهره متفاوت دارد ممکن است واردات بیرویه باشد مثل واردات در دولت گذشته و فروشندگان تصمیم بگیرند چقدر واردات داشته باشیم و آنقدر وارد کنیم که جیب واردکنندگان پرپول باشد وتولید داخل روی دست ما بماند که این افراط است. یا اینکه باید ارزیابی کنیم چه میزان باید واردات داشته باشیم و چه زمانی و چگونه. حتی عدهای که میگویند نباید محصولات باغبانی وارد کنیم، من اعتقاد دارم که محصولات باغبانی را هم میتوانیم واردکنیم اما در زمانهایی که تولید داخل وجود ندارد. مثلاً در فصل بهار و تابستان که مرکبات تولید داخل نداریم هیچ اشکالی ندارد وارد کنیم، چرا باید مردم را در این دو فصل از مصرف مرکبات محروم کنیم؟ واردات آنگران هم نیست. اما اگر در فصل پاییز و زمستان مرکبات وارد کنیم، اشکال دارد. یا آنقدر شکر وارد کنیم که تولید داخل روی دست تولید کنند بماند. در سال 87-86 حدود 5/3 میلیون تن شکر وارد کردیم تا دو سال کارخانجات ورشکست شدند. ما کمبود شکر داریم و سالانه به واردات 700 تا 800 هزار تن شکر نیاز داریم که باید وارد کنیم نه 3 میلیون تن. منابع آبی کشور از نظر کمی در حال کاهش است، هم کم آبی داریم هم میزان شوری آب افزایش یافته است. کاهش تولید در اثر شوری آب بیشتر از کاهش تولید بهخاطر کم آبی است. با این شرایط هیچ وقت در زمینه برنج نمیتوانیم خودکفا شویم، هیچ وقت با امکانات فعلی نمیتوانیم در تولید خوراک دام خودکفا شویم. بنابراین نیاز به واردات داریم، اما خودکفایی در برخی تولیدات در برنامه دولت قرار دارد.

انتقاد من از بخش اقتصادی دولت این است که کاهش تورم را در دستور کار قرار دادهاند در حالی که کاهش رکود و افزایش سرمایهگذاری باید مدنظر باشد. نباید قسمتهای دیگر را فراموش کرد. خارج کردن رکود از واحدی تولیدی رقابتپذیر باید سرلوحه کار دولت در سال آخر باشد. البته حمایت از تولید داخل نباید به هر قیمتی باشد یعنی از واحدهایی دفاع کند که کالا با بدترین کیفیت را به دست مردم میدهند. واردات بیکیفیت و تولید بیکیفیت هر دو نباید به هیچ وجه مورد حمایت قرار گیرد. مخالف این نظر هستم که واردات را به هر قیمتی منع کنیم. برای ایجاد رقابت در تولید و حمایت از تولیداتی که استانداردهای صادراتی دارند باید واردات را محدود کنید اما در محصولی که نیاز داریم واردات منعی ندارد. رسانه ملی در این سه سال در مقابل دولت بوده امیدواریم با مدیریت جدید خدمات دولت هم به اطلاع مردم برسد ولی خود دولت هم در اطلاعرسانی مقصر است. نه نارساییهایی که دولت وارث آن بود برای مردم تشریح میشود نه دستاوردهای دولت. همین الان در کالاهای اساسی ما زیر 50 درصد خودکفا هستیم. امسال ممکن است به خاطر بارشهای خوب نیازی به واردات گندم نداشته باشیم اما هیچ وقت برخلاف انتظار برخی به تراز بازرگانی مثبت محصولات کشاورزی نخواهیم رسد چون بازار داخل نیازش بالا است و همه به خاطر کمبود آب و تکنولوژی کماکان نیازمند محصولات خارجی خواهیم بود و ادعای مثبت شدن تراز تجاری در آینده ادعای صحیحی نیست. نباید فوری بگویم در کالایی خودکفا هستیم مثلاً امروز در تولید شیر ممکن است خودکفا باشیم خودکفایی به خاطر تولید زیاد نیست به خاطر قدرت خرید کم مردم است. نباید اطلاعات مردم را از واقعیتها منحرف کنید اطلاعات صحیح به مردم بدهید و از پتانسیلها به خوبی استفاده کنید.

بخشی از کمبودها را با سرمایهگذاری زیاد میشود جبران کرد مثلاً در مقابل مصرف یک تن آب میتوان 4 کیلو گرم ماده خشک تولید کرد اما این کار سرمایهگذاری زیادی میطلبد، سرمایهگذاری 150 تا 200 میلیارد دلاری در بخش کشاورزی امکانپذیر نیست. کشوری که سالانه زیر 30 میلیارد دلار درآمد ارزی دارد نمیتواند 200 میلیارد دلار در کشاورزی سرمایهگذاری کند. در درازمدت با تفکر علمی میشود کمبودها را جبران کرد اما با احساسات نه، با عوامفریبی نمیشود. کسی ادعا میکند با امکانات کشور میتواند یک میلیارد نفر را غذا بدهد با ادعا نمیشود بیایند برنامههای اجرایی خود را بگویند، روش کار خود را اعلام کنند تا کارشناسان قضاوت کنند اگر روش صحیحی است دولت او را حمایت کند.

تشویش اذهان فقط کار ضدانقلاب نیست، خیلی از کسانی که ادعای انقلابی بودن را دارند با سخنان بیهوده تشویش اذهان عمومی میکنند. با زیر سؤال بردن کسانی که دارند تلاش میکنند نمیشود کشور را اداره کرد. کشور امکانات محدودی دارد، این امکانات محدود را در راستای اقتصاد مقاومتی بخواهیم حرکت دهیم نیاز به سرمایهگذاری سنگین داریم، بدون سرمایهگذاری هیچ اتفاقی نمیافتد.

برای حفظ منابع و از طرف دیگر افزایش تولید، کشت فراسرزمینی قرار است توسعه یابد. این برنامه چه مقدار از نیازهای کشور را میتواند جبران کند؟

کشت فراسرزمینی یکی از بحثهای فرعی است. اولاً زمین زیادی در کشت فراسرزمینی به ما نمیدهند و همچنین وضعیت سیاسی و امنیتی کشورهای دیگر این اجازه را به ما نمیدهد. اشکالی ندارد در جاهایی که تولید ارزان تمام میشود کشت کنیم اما نمیتوانیم روی آن خیلی حساب کنیم. کشت فراسرزمینی ارتباطات سیاسی خیلی گستردهای میخواهد سرمایهگذاری وسیع میخواهد. هنوز از زیر بار مسائل سیاسی که دولت قبل بر کشور تحمیل کرد کمر راست نکردهایم. سفارتخانههای ما هنوز به 50 درصد وظایف خود عمل نمیکنند و موفقیت دیپلماسی ما فقط مدیون وزیر امور خارجه و شخص رئیسجمهوری است و حمایتهای رهبری در برجام. بنابراین نمیتوانیم خیلی روی این نوع کشت حساب کنیم.

من مخالف این برنامه نیستم اما 1 تا 2 درصد نیاز کشور با فعالیت 10 سال محقق میشود. بنابراین نباید پایه و امنیت غذایی را روی کشت فراسرزمین بنا کنیم.

اگر بخواهیم عملکرد بخش کشاورزی را در 3 سال گذشته ارزیابی کنیم موفقیت یا ناکامی کشاورزی در کدام حوزهها است؟

باید برنامهها را به 2 بخش تقسیم کنیم. بهعنوان کسی که 35 سال در کشاورزی حضور دارم میگویم در بخش حمایتی و پشتیبانی دولت یازدهم در بخش کشاورزی خوب عمل کرده است نهادهها بموقع تأمین شده، دولت بازار نسبتاً مناسب و مداومی را برای تولیدات بهوجود آورده است، واردات تا حد زیادی با تولید داخل تنظیم شده است. اما دولت نتوانسته در قیمت نهایی بسیاری از محصولات در بازار تأثیرگذار باشد. در بخشهای زیربنایی تولید هم عملکرد خوبی نداشتیم. بخش تحقیقات، آموزشی و ترویج فعال نبوده، در بخش بازرسانی عملکرد متوسط بود. البته بخش زیربنایی بهخاطر کمبود بودجه عمرانی کشور موفق نبوده است. در بخش تحقیقات و آموزش وزارت کشاورزی نیاز به تجدیدنظر جدی دارد. همچنین ارتباطات بینالمللی خوب نبوده و میتوانست بهتر از این باشد. مدیرانی در بخش کشاورزی هستند که اعتقاد به این کارها ندارند. در بخش کنترل آفات و بیماریهای گیاهی عملکرد خوب است، در کنترل بیماریهای دامی موفقیت زیادی نداشتیم. در بخش منابع طبیعی باوجود بودجه محدود موفق بودهایم. کشور به سیاست پایدار در بخش کشاورزی نیاز دارد. آب، خاک، جنگل، مرتع، تولید و مصرف در یک مجموعه قرار میگیرد. مدلی که در بخش کشاورزی همه گیر باشد نداریم، باید سیاست پایدار داشته باشیم و چارچوب مشخصی برای کشاورزی تعیین شود. مثلاً برنامه خودکفایی گوشت با برنامه حفظ آب و خاک در یک مسیر نمیگنجد و در تضاد با هم هستند، برنامه افزایش تولیدات زراعی با بهروری دام در یک مسیر نیست... باید برنامهای منسجم برای توسعه کشاورزی تدوین شود در این برنامه مشخص میشود واردات چقدر باشد، در کدام تولید خودکفا شویم. 15 سال است که برنامه خودکفایی روغننباتی را داریم روزی که این برنامه تدوین شد 92 درصد واردات داشتیم بعد از 15 سال باز هم 92 درصد واردات روغن نباتی داریم و علت آن این است که برنامهها با هم همخوانی ندارند. بعد از منحل شدن سازمان برنامه، لطمه بیشتر به بخشهای مختلف و برنامهریزیها وارد شد البته معتقدم برنامه ششم در بخش کشاورزی برنامهای منسجم نیست.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت: 20:19

صفحه بندی