خرید بک لینک

ایران آنلاین /در این سفر 18 هزار کیلومتری اوبه 150 اثر باستانی و فرهنگی کشور سر زد و با تهیه فیلم از این آثار، مستندی یک دقیقهای را در فضای مجازی قرار داد و به طرز فوقالعادهای مورد توجه قرار گرفت. حالا این جوان 26 ساله این روزها در حال برنامه ریزی برای سفری یک ساله به 429 شهرستان ایران است تا با تهیه فیلم مستند همه ناشناخته های ایران را به تصویر بکشد. آنچه میخوانید روایت اکبری از ماجرای 31 روز ایرانگردیاش و اتفاقاتی است که در طول این سفر رخ داد. او همچنین از برنامه ای میگوید که برای سفری یک ساله به همه شهرستان های ایران دارد.

صادق اکبری، فیلمساز مبتکر چنین آغازمیکند: ایده ایرانگردی زمانی در ذهن من شکل گرفت که در اصفهان دوره آموزش فیلمسازی میدیدم. در جمع دوستانم موضوع سفر به همه استانهای ایران در 31 روز را مطرح کردم. آنها میگفتند انجام چنین کاری محال است ولی من پافشاری کردم و گفتم با آزمایشهایی که من در چند سفر کوتاه انجام دادهام امکان چنین سفری وجود دارد. البته عملیاتی شدن این ایده 5 سال بعد اتفاق افتاد. بر اساس مطالعاتی که انجام داده بودم با هزینه 300 هزار تومان میتوانستم در سال 88 سفری به همه استانهای کشور انجام بدهم اما این سفر در سال 94 و با هزینه 6 میلیون تومانی کلید خورد. برای شروع کار ابتدا از شمال تا جنوب کشور را با اتوبوس طی سه روز سفر کردم و با کسب آمادگیهای لازم سرانجام سفرم را از مقبره شهریار در تبریز آغاز کردم.
ناشناختههای ایران
وقتی قرار شد از انگیزه انجام این سفر و سختیها و مشکلاتی که با آن مواجه شده، بگوید با صراحت از دلبستگی مهارناپذیری که به سفر پیدا کرده، گفت و ادامه داد: برای تأمین هزینه این سفر دوربین عکاسیام را فروختم. میخواستم پاسخی برای کنجکاوی هایم پیدا کنم. میدانستم که ناشناختهها و دیدنیهای بسیاری درایران وجود دارد که شاید بسیاری از ما در طول زندگی برای یک بار هم آنها را از نزدیک نبینیم و باید از این فرصت استفاده میکردم. دوست داشتم همه جای ایران را از نزدیک ببینم و سپس با شناخت کامل از کشورم پا را فراتر از مرزها گذاشته و سراغ جهانگردی بروم. تصمیم گرفتم با اتوبوس به شهرهای مختلف کشور سفر کنم و با رسیدن به هر شهر پیاده به آثار باستانی و مکانهای تاریخی بروم و فیلم و عکس تهیه کنم. در برنامهریزی که انجام داده بودم خواب و استراحت در اتوبوس بود و زمانی که به مقصد میرسیدم کار شروع میشد. 18 هزار کیلومتر با اتوبوس سفر کردم و بیش از هزار کیلومتر نیز پیاده روی کردم تا بتوانم همه نقاط دیدنی و باستانی کشور را ببینم. پیراهنی را طراحی کرده بودم که روی آن بیت معروف شاهنامه «چو ایران نباشد تن من مباد» نوشته شده بود و آن را در همه روزهای سفر به تن میکردم و از همه آثار باستانی هر شهر فیلم و عکس تهیه میکردم. مستند اصلی این سفر در 6 دقیقه و با تصویربرداری از 150 مکان تاریخی و باستانی تهیه شده است و یک دقیقه از آن در شبکهu2009های مجازی به نمایش درآمده است.

همه سعی و تلاشم این بود که از زمان عقب نمانم. در هر شهر هم از غذاهای محلی میخوردم تا با غذاهای هر شهر نیز آشنا شوم. در این سفر درسهای زیادی آموختم و اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری برای من رخ داد. شبهایی که به خاطر خستگی از اتوبوس جا ماندم و روزهایی که به دام قاچاقچیان افتادم و با ترفندی از دست آنها رهایی پیدا کردم همگی برای من خاطره ساز شدهاند. بزرگترین افسوس این سفر نرفتن به تخت جمشید به خاطر همکاری نکردن یکی از هموطنان است و در فیلم و عکسهایی که از همه آثار باستانی و دیدنی کشور تهیه کردهام جای تخت جمشید خالی است


اکبری ادامه میدهد: همه سعی و تلاشم این بود که از زمان عقب نمانم. در هر شهر هم از غذاهای محلی میخوردم تا با غذاهای هر شهر نیز آشنا شوم. در این سفر درسهای زیادی آموختم و اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری برای من رخ داد. شبهایی که به خاطر خستگی از اتوبوس جا ماندم و روزهایی که به دام قاچاقچیان افتادم و با ترفندی از دست آنها رهایی پیدا کردم همگی برای من خاطره ساز شدهاند. بزرگترین افسوس این سفر نرفتن به تخت جمشید به خاطر همکاری نکردن یکی از هموطنان است و در فیلم و عکسهایی که از همه آثار باستانی و دیدنی کشور تهیه کردهام جای تخت جمشید خالی است.
تلخ و شیرین
«ایرانگردی علاوه بر شناخت کامل کشور با تجربههای جدید نیز همراه است. تجربیاتی که برای برخی از آنها مجبور به پرداخت هزینههای سنگینی نیز شدم.» جوان ایرانگرد با اشاره به این نکته، از تجربههای تلخ و شیرین خودش گفت: در کرمان وقتی قرار بود ساعت 10 شب سوار اتوبوس شوم در ترمینال از خستگی خوابم برد و وقتی چشم بازکردم ساعت 10 و 30 بود. در سفرهایم با اتوبوس تأخیر آنها برای من عادی شده بود اما این بار اتوبوس رأس ساعت حرکت کرده بود. برای اینکه خودم را به اتوبوس برسانم خودرویی را کرایه کردم و مبلغ 10 هزار تومان به راننده دادم تا من را به اتوبوس برساند. در ابتدای بزرگراه خارج از شهر راننده توقف کرد و گفت مبلغ کرایهای که دادهای تا اینجاست و جلوتر از این حرکت نمیکنم. با التماس و دادن مبلغ بیشتر از او خواستم به مسیر ادامه بدهد. این ماجرا بازهم اتفاق افتاد 60 کیلومتر خارج از شهر به اتوبوس رسیدیم و من مجبور شدم مانند ماشینهای شارژی به راننده پول بدهم تا مرا به اتوبوس برساند. یک بار نیز قرار بود با اتوبوسی که به سنندج میرفت به کرمانشاه بروم اما به خاطر خستگی زیاد خوابم برد و وقتی چشم باز کردم در سنندج بودم و مجبور شدم از آنجا به کرمانشاه بروم.
وی ادامه داد: در جادههای زاهدان و کرمان ایست بازرسیهای زیادی وجود دارد و مأموران با توجه به تردد قاچاقچیان مواد مخدر یا اشرار در این جادهها اتوبوسها را متوقف و سرنشینان را برای بازرسی از آن پیاده میکردند و حتی سگهای مواد یاب داخل اتوبوس میآوردند. از آنجایی که تنها ساعت استراحت من در این سفرها در اتوبوس بود به دلیل این ایست بازرسیها نمیتوانستم خواب راحتی داشته باشم. در مسیر جنوب شرق کشور به دلیل ایست بازرسیهای متعدد خوابم به هم خورده بود و از فرط خستگی چشمانم ورم کرده بود. در یکی از این ایست بازرسیها مأموران به من مشکوک شدند و تصور کردند که معتاد هستم. میگفتند چه موادی مصرف میکنی؟ از فرط خستگی نای ایستادن نداشتم. به هر سختی که بود فیلمها را به آنها نشان دادم و ماجرای سفرم را گفتم و با التماس درخواست کردم اجازه بدهند بخوابم. سرانجام وقتی به مقصد رسیدم از فرط خستگی بیهوش شدم.در شیراز به دلیل تعداد زیاد آثار باستانی با کمبود زمان مواجه بودم و برای اینکه بتوانم از همه این مکانها فیلم و عکس تهیه کنم از دوچرخههایی که شهرداری شیراز در اختیار مردم قرار میداد، استفاده کردم و بر اساس ساعت درساعت 14 باید دوچرخه را تحویل مسئول جایگاه میدادم. وقتی رأس ساعت بازگشتم مسئول جایگاه رفته بود و با وجود تماس و خواهش و التماس برای تحویل گرفتن دوچرخه و پس دادن کارت ملی بازنگشت و مجبور شدم تا ساعت 19 در آنجا بمانم تا دوچرخه را پس بدهم. این تأخیر باعث شد نتوانم به تخت جمشید بروم و از این اثر باستانی منحصر به فرد عکس و فیلم تهیه کنم. در مسیر قشم وقتی سوار کشتی بودم چند قاچاقچی مواد مخدر سعی داشتند مواد را داخل کیف من قرار داده تا بتوانند آن را از ایست بازرسی عبور دهند اما خودم را به کر و لالی زدم و یکی از آنها دلش به رحم آمد و از انجام آن کار منصرف شدند. از اکبری درباره جذابترین بخشهای سفرش میپرسیم. میگوید: در بین همه آثار باستانی کشور گنبد قابوس در شهر گنبد کاووس برای من جذابیت خاصی داشت. این مکان تاریخی مربوط به سده چهارم هجری است و معماری آن به شکلی است که صدا در فاصله نزدیک گنبد حالت پژواک پیدا میکند و هنوز هم کارشناسان نتوانستهاند علت آن را پیدا کنند. در این سفر محبتهای خاصی از مردم منطقه کردنشین ایران دیدم که هیچگاه آنها را فراموش نمیکنم. با برنامهریزیهایی که انجام دادهام در آینده نزدیک سفر یک سالهای به 429 شهرستان ایران انجام خواهم داد و این بار هم با اتوبوس مسافت 200 هزار کیلومتری را طی خواهم کرد. میخواهم جایی در ایران نباشد که من آن را ندیده باشم. در این سفر از دوربینهای« گوپرو» برای فیلمبرداری 360 درجه استفاده خواهم کرد و مستندی با هدف معرفی ایران خواهم ساخت و امیدوارم این اثر ماندگار شود.
در کشورمان ایرانگردهای بسیاری هستند که ناشناختهاند و دلیل آن نیز این است که آنها هیچ اطلاعرسانی برای کاری که انجام دادهاند،نکردهاند وعکس یا فیلمی تهیه نکردهاند. معتقدم ایرانگرد باید با تصویربرداری از سفر خود و نقاطی که به آنجا سفر میکند زیباییهای ایران را به همه نشان بدهد و در غیر این صورت او تفاوتی با یک مسافر ندارد./روزنامه ایران

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 13:00

صفحه بندی