ایران آنلاین / آنها درگیر حل کردن مسائلاند، درگیر حل المسائل، درگیر کتابهایی شبیه آمادگی کنکور، درگیر «کلاغ سپید» و «کلاغ سیاه»، در حال آموزش روشهای تستزنی برای یافتن دقیقترین پاسخ، تمرینی گیج کننده و بیپایان برای آموختن فن و تکنیک. انگار نه ادیبان و زباندانان و فرهنگشناسان که مهندسان الکترونیک، این کتابها را تدوین کرده باشند.
کنکور اگرچه در این سالها اقتدار خود را از دست داده و خیلی از دانشگاهها برای پر کردن صندلیهای خالیشان دنبال دانشجو میگردند، اما همچنان مهمترین هدف نظام آموزشی است. کنکور موذیانه و خزنده بیآنکه کسی متوجه شود، دامنه اقتدار خود را تا اول ابتدایی گسترده است؛ یک لیسانس نظام قدیم، یک فوق دیپلم نه چندان قدیم و یک دیپلم کاملاً جدید، ورقه کار در منزل ورودی پاییز امسال را دست به دست میکنیم و به بحث و جدل میپردازیم اما واقعیت این است که هیچ کدام چیزی دستگیرمان نمیشود. بهتر که بگویم سر از چیزی در نمیآوریم.
پرسش بسیار ساده است: «جدول را مانند الگو پر کنید» اما واقعیت این است که فهم الگو هم کار سادهای نیست و معلوم نیست از چه منطقی پیروی میکند؛ اگر عمودی حرکت کنیم باید یک مثلث در جای خالی بکشیم و اگر افقی، یک شاخه گل. پیچیدگی جدول به اینجا ختم نمیشود؛ مثلث باید قرمز باشد یا سبز؟ مداد را دست دانشآموز میدهم و میگویم عمو جان هرچی دوست داری بکش و بچه یک جعبه میکشد. یاد جعبه خلبان در شازدهکوچولو میافتم و گوسفندی که لابد توی آن پنهان شده است.
چیزهای پیچیدهای هست که شما نمیدانید
|
پرسش بسیار ساده است: «جدول را مانند الگو پر کنید» اما واقعیت این است که فهم الگو هم کار سادهای نیست و معلوم نیست از چه منطقی پیروی میکند؛ اگر عمودی حرکت کنیم باید یک مثلث در جای خالی بکشیم و اگر افقی، یک شاخه گل. پیچیدگی جدول به اینجا ختم نمیشود؛ مثلث باید قرمز باشد یا سبز؟ مداد را دست دانشآموز میدهم و میگویم عمو جان هرچی دوست داری بکش و بچه یک جعبه میکشد. یاد جعبه خلبان در شازدهکوچولو میافتم و گوسفندی که لابد توی آن پنهان شده است. |
اجازه دهید از برگه کار در منزل اول ابتدایی برویم سراغ کتاب قطور منطق پیش دانشگاهی. تا جایی که میدانم همه 40 یا 44 اصل منطق صوری را با همه توضیحات و کلیاتش میشود در یک کتاب 40 صفحهای جا داد. همان کتابی که 20-30 سال پیش میخواندیم و اگر یادتان باشد درسی در این کتاب بود با نام «نسب اربعه» یا نسبتهای چهارگانه. این درس به زبانی ساده میگفت که هرچیز در عالم با هرچیز دیگری نسبتی دارد؛ تباین، تساوی، عموم و خصوص مطلق و عموم و خصوص من وجه که در چهار صفحه نیز توصیح میداد و تبیین میکرد. آنقدر ساده که بعد از 25 سال حالا هم به روشنی در چند خط میتوانم برایتان توضیح دهم. اما باور میکنید توضیح همین اصل ساده منطق در کتب پیشدانشگاهی امروز بیش از 40 صفحه باشد و کل کتاب بیش از 400 صفحه؟
تا دلتان بخواهد شاخ و برگهای ساختگی و جزئیات بینتیجه و نکتههایی مثلاً باریکتر از مو که اجازه نمیدهد تصوری دقیق از اصل بحث در ذهن دانش آموز شکل گیرد. دانشآموز اساساً نمیداند چه چیزی میخواند و آنچه میخواند به چه دردی میخورد. او در نامهای ساختگی و توضیحات اضافه و حتی غیرلازم و شاخ و برگهای بیهوده غرق میشود و وحشت میکند. اما چارهای ندارد؛ باید به بهترین شکل تست بزند.
میگویند وظیفه نظام آموزشی این است که به دانش آموز «خواندن را بیاموزد» تا او بتواند «بخواند و بیاموزد.» اما نظام آموزشی ما با کنار گذاشتن این اصل ساده، مدام به دانش آموزان تلقین میکند «چیزهایی هست که شما نمیدانید و مسائلی هست که در ذهن کوچک شما نمیگنجد. پاسخ این نکتههای باریکتر از مو هم نه اندیشه بلکه نیاز به مجموعه روشها و فنون و تکنیکهایی دارد که ما آنها را در کتابهای قطور و پیچیدهای عرضه میکنیم. در کلاسهای تقویتی، حلالمسائل، کلاسهای کنکور، کلاغسفید و...»
دهشتناکتـرین مسأله خانوادههای ایرانی
دکتر یوسف اباذری استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در مصاحبهای کنکور را به عنوان یکی از مصادیق فروپاشی اجتماعی اینگونه توصیف میکند: «کنکور اکنون به دهشتناکترین مسأله خانوادهها و جوانان بدل شده است. کنکور دیگر یک امتحان ساده نیست، بلکه آیین و مناسک گذار مخوفی است که رد شدن یا نشدن از سد سدید آن به مسألهای وجودی بدل شده است. پیروز شدگان همانند کسانی که از دست دیو مخوفی رها شده باشند، زندگی خود را در دو سه سال اول تمام شده یا به عبارت دیگر به کمال رسیده متصور میشوند و زمانی که از این خواب دو سه ساله بیدار میشوند، درمییابند که «زندگی» هنوز در برابر آنهاست و آنهایی که شکست خوردهاند انگار با سر درون مغاکی وهم آلود رها شدهاند. من خودم در جریان تمرینی جامعه شناسانه در مورد نظریه خودکشی «دورکیم» که هیچ ربطی به کنکور ندارد از تعدادی دانشجو پرسیدم آیا تا به حال به فکر خودکشی افتادهاند؟ همه آنها گفتند بله در زمان کنکور...»
این مصاحبه شورانگیز که 6 سال پیش انجام شده، کنکور را یکی از اختلاف برانگیزترین مسائل خانوادهها و درنتیجه یکی از عوامل اصلی فروپاشی اجتماعی معرفی میکند. دکتر اباذری آیین کنکور را نشانه رها کردن خانوادههای ایرانی برای کسب موفقیت در ناامیدی میداند: «مدارس ما در عمل چیزی نیستند مگر مکانی که فرد را برای شرکت در کنکور آماده میسازند و البته واضح است که همین کار را هم نمیکنند. کم نیستند مادرانی که پا به پای فرزندانشان تا دیپلم بالا میآیند و آن وقت همین مادران، چه فرزندانشان موفق به ورود به دانشگاه بشوند چه نشوند، زمانی که پا به میانسالی میگذارند، احساس میکنند که جوانی خود را بیهوده با ازبر کردن چیزهایی که ربطی به زندگی واقعی آنها ندارد، تلف کردهاند. سرخوردگی و استیصال و حتی عصیان زنان در حال حاضر ربط مستقیمی با رفتار آنان با کودکان و شوهرانشان دارد، شوهرانی که در جریان بسیج همگانی برای موفقیت در کنکور باید به همراه زنان یا بدون همراهی آنان پول کلاسهای مختلف را دربیاورند و در مقام رانندهای زحمتکش، فرزند خود را از این کلاس به آن کلاس حمل کنند.»
|
در خانوادههای ایرانی پدران و مادران کمتر فرصتی مییابند تا برای فرزندان پدری و مادری کنند، چراکه آنها باید پابه پای کودکان درس بخوانند و حل المسائل ورق بزنند و از این کلاس به آن کلاس بروند و در میدان «مسابقه موفقیت» از دیگران عقب نمانند. در مقابل تئوری و شیوه «مدرسه بدون کیف» به عنوان الگویی موفق از نظام آموزشی جهان توسعه یافته به زبانی ساده میگوید؛ کودکان حق ندارند تکالیف خود را به خانه ببرند. آنها در مدرسه دانش آموزند و در خانه فرزند. معلم میآموزد و مادر مادری میکند. |
وی کتابهای کنکور را از حیث فرهیخته ساختن فرد بدترین کتابها و در عین حال پرفروشترین کتابها میداند و در این زمینه به موضوع مهم و طنزآلودی اشاره میکند که البته معلوم نیست که یک واقعیت عینی است یا یک استعاره تمثیلی و طنزآلود؛ و آن اینکه درآمد آموزشگاههای کنکور آنقدر بالاست که حتی برخی از دانشگاه های کمتر شناخته شده برای تأمین مخارج خود اغلب ساختمانهایشان را به این مؤسسهها و آموزشگاهها اجاره میدهند: «جاها عوض شده؛ جایی که برای رسیدن به آن این همه مرارت کشیده میشود، تاب ایستادن ندارد و خرجش را از کسانی تأمین میکند که افراد را آماده ورود به آنجا میکنند!»
از مدرسه بدون کیف تا مدرسه رفتن اولیا
نظام آموزشی ما تا مقطع دیپلم، کودکان را برای کنکور آماده میکند و از این مرحله به بعد تبدیل به خود کنکور میشود؛ یعنی دانشجو حتی در مقاطع پایانی تحصیل نیز با فرهنگ منتشر شده تست و کنکور درس خواهد خواند و مسأله حل خواهد کرد. کنکور به دانشآموز و دانشجو یاد میدهد باید غرق در جزئیات بیفایده شد و از آموختن کلیات که اساس تفکر است دوری کرد. کنکور به کودکان و نوجوانان ما میآموزد توانایی درک مطلب و توانایی خواندن برای آموختن، کمترین اهمیتی ندارد بلکه باید همواره در حال آموزش تکنیکهایی برای حل مسأله بود و درنهایت اینکه فرهنگ گسترده کنکور همه این مسئولیتها را بر عهده خانواده میگذارد و این نهاد شکننده را با چنین مسئولیت بزرگی به حال خود رها میکند و «بیماری موفقیت» و ناامیدی از شکست را انتشار میدهد.
در خانوادههای ایرانی پدران و مادران کمتر فرصتی مییابند تا برای فرزندان پدری و مادری کنند، چراکه آنها باید پابه پای کودکان درس بخوانند و حل المسائل ورق بزنند و از این کلاس به آن کلاس بروند و در میدان «مسابقه موفقیت» از دیگران عقب نمانند. در مقابل تئوری و شیوه «مدرسه بدون کیف» به عنوان الگویی موفق از نظام آموزشی جهان توسعه یافته به زبانی ساده میگوید؛ کودکان حق ندارند تکالیف خود را به خانه ببرند. آنها در مدرسه دانش آموزند و در خانه فرزند. معلم میآموزد و مادر مادری میکند.
اینها چیزیهایی نیست که به فکر نخبگان نظام آموزشی نرسیده باشد، اما چرا هنوز به این رویه غلط تن میدهیم و جوانانی بار میآوریم که توانایی خواندن و آموختن ندارند؟ دانش آموختگانی که نخبهترین آنها تنها شیوههای حل مسأله را بلدند؟ پاسخ را باید در شبکهای جست و جو کرد که یکسره در حال تلقین جامعه درباره اهمیت کنکور است؛ شبکهای که دست و پای خود را از کلاس کنکور و تدوین کتابهای کمک آموزشی و طراحی سوالات کنکور و تولید برنامههای آموزشی در صدا و سیما درازتر کرده و اکنون به طراحی متون درسی اول ابتدایی رسیده است. این شبکه پیچیده اکنون به کودکان اول ابتدایی و خانوادههایشان در حال تلقین بیاهمیت بودن توانایی خواندن و نوشتن است. کودکان زیر سایه این شبکه یاد میگیرند که مثل یک مهندس الکترونیک جدول حل کنند، نمودار بکشند، دو طرف معادله را به هم متصل کنند و در سالهایی که به سرعت باد از راه میرسند، برای کنکور آماده شوند؛ دیگر نه مجالی برای ریزعلی باقی میماند تا قطاری را نجات دهد و نه تصمیم کبری تا...
منبع:ایران
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار