
ایران آنلاین /او که از نابترین نویسندگان ایرانی بود؛ ناب از این جهت که تمام زندگیاش معطوف به داستاننویسی بود و توانست با مجموعه «خیمهشببازی» خود را در کنار صادق هدایت و محمدعلی جمالزاده به عنوان یک کوتاهنویس مطرح کند. اگرچه در ادبیات معاصر نیما یوشیج در نظم و هدایت در نثر، دو مقلَّد بودند و نمیتوان منکر تأثیر پذیرفتن چوبک از هدایت بود اما از «انتری که لوطیاش مرده بود» در آستانه دهه 1330، خود را از سایه او رها و راه خود را پیدا کرد. او به مرور، زبان و هویت مستقلی یافت و حتی ـ بهزعم نگارنده – نسبت به هدایت، یک سر و گردن پیشی گرفت. به گفته حسن کامشاد، او بسان یک مینیاتوریست در داستاننویسی فارسی عمل میکرد. چوبک تسلط مثالزدنی بر مضمون، فرم و زبان داشت و چنان گونههای عامیانه و فاضلانه را در هم آمیخت که محصولی درخشان به یادگار گذاشت. درونمایه آثارش به نحو بارزی ـ چه در ظاهر و چه در باطن- اجتماعی بود. حتی در «تنگسیر»، داستان از یک مسأله شخصی شروع و به یک مفهوم اجتماعی تبدیل شد. اگرچه دید و نگاه خاص خود را داشت و شخصیتهای داستانیاش عموماً نوعی خوشبینی داشتند اما خود میکوشید با ترسیم نارساییها و تباهیها، جامعه به سوی اصلاح گام بردارد و با نابودی فسادها، به سعادت برسد. برخی میگویند بویژه در «سنگ صبور»، او تحت تأثیر امیل زولا، ارنست همینگوی و هنری جیمز، نگاهی ناتورالیستی (نوعی واقعگرایی اجتماعی) داشت که آن هم به سبب فضای غالب ادبیات آن روز بود اما نمیتوان در این باره حکم قطعی داد. چوبک علاقهای خاص به زادگاه خود (بوشهر) داشت و نشانههای روشن فضای جنوب و بافت جغرافیایی آن بر «چرا دریا طوفانی شد» و «تنگسیر» قابل ردیابی و بررسی است. صادق چوبک، اگر چه واجد شخصیتی مستقل بود اما نمیتوان او را چندان مؤثر بر نویسندگان آینده خود دانست./روزنامه ایران
برچسب:
نویسنده: استخدام کار