خرید بک لینک

ایران آنلاین / در این صورت، او رویه خودش را قبول دارد و نیازی نمیبیند که آن را تغییر دهد یا کسی این تغییر را از او طلب کند. رویهای که چه بسا از نظر ما که با او در مراودهایم به هیچ وجه خالی از نقصان نیست، اما در این مواقع، چاره کار چیست؟ دست روی دست بگذاریم و غمباد بگیریم یا نه راهکاری پیدا کنیم و دست به کاری بزنیم؟ عقل سلیم حکم میکند که راه دوم را انتخاب کنیم. بنابراین گاهی این طرف مقابل ما نیست که باید دست به کار شود و تحولی ایجاد کند، بلکه اتفاقاً برعکس، این ما هستیم که باید در خودمان تغییر ایجاد کنیم. این تغییر چیزی نیست جز آموختن یک هنر و یک مهارت به اسم «انتقاد». اما نه با زبان تیزو برنده، بلکه با زبان نرم و ملایم؛ یعنی اینکه اول باید اصول انتقاد کردن را آموخت، بعد آن را به کار گرفت. در غیر این صورت راه به جایی نمیبریم جز بنبست!

هر آدمی به طور طبیعی و به لحاظ شخصیتی ویژگیهای مثبتی دارد و در کنار آن، ویژگیهایی که شاید به نظر ما منفی باشد (شاید، به این خاطر که چه بسا از نظر خودش منفی قلمداد نشود). به همین خاطر اگر بنا را بر این گذاشتهایم که زبان به انتقاد باز کنیم پس عجله نکنیم. اول از همه و بدون اینکه به نقاط منفی در رفتار و کردار طرف مقابل فکر و روی آنها تمرکز کنیم، باید با صبر و طمأنینه ویژگیهای مثبت فردی را که قرار است مخاطب ما باشد در ذهنمان فهرست کنیم.

انتقاد لازم است؟
ما تنها زندگی نمیکنیم و باید حواسمان به دیگران باشد. این دیگران شامل خانواده، دوستان، همکاران و... است. رفتار و کردار و حرفهای ما روی دیگران تأثیر میگذارد، همچنان که ما از دیگران تأثیر میپذیریم. گاهی این تأثیرگذاری مثبت، ولی گاهی هم منفی است. البته بعضی وقتها هم این تأثیرگذاری از جنبه شخصی و فردی فراتر میرود و مصالح اکثریت مطرح میشود. حال وقتی دامنه تأثیرگذاری تا این اندازه وسیع و مهم تلقی میشود آیا میتوان سکوت اختیار کرد و آیا اصلاً این سکوت جایز است؟ اگر از بعد فردی به این تأثیر نگاه کنیم شاید با سکوت و نارضایتی (که هر چند این هم صحیح نیست) خودمان کنار بیاییم، اما آنجا که مصلحت جمع مطرح میشود دیگر فقط موضوع خود ما نیستیم، بلکه در برابر بقیه هم مسئولیت داریم. اگر سکوت اختیار کنیم؛ یعنی خیر و صلاح جمع را نادیده گرفتهایم. پس عقل و شرع و اخلاق حکم میکند راه درست را در پیش بگیریم. راه درست همان انتقاد کردن صحیح است. پس لزوم آن را نمیتوان نادیده گرفت.


اول خودمان آماده باشیم
حالا که تصمیم گرفتهایم منتقد خوبی باشیم باید یک نکته را از همین الان در نظر بگیریم. میگویند «منتقد عزیز نیست»، پس این جمله را آویزه گوشتان کنید، بعد زبان نقادانه بگشایید. ضمن آنکه اگر قرار را بر این گذاشته اید که از فردی انتقاد کنید، البته فرقی هم نمیکند این فرد والدین و همسر شما باشد یا فرزند و دوست و همکار شما، ابتدا باید در خودتان این آمادگی را ایجاد کنید که اگر دیگران هم خواستند شما را مورد نقد قرار دهند پذیرای نقد آنها باشید. این بیانصافی است که فضا را برای نقد خودمان تنگ کنیم، ولی عرصه را برای نقد دیگران وسیع. اگر خود شما آماده نقدپذیری باشید دیگران هم حرفهای شما را بهتر میپذیرند. پس بهتر است در رفتار و برخورد و حرف زدنها و لحن کلاممان بازنگری کنیم و به شیوهای که صلاح میدانیم به دیگران تفهیم کنیم که من برای ارتباط بهتر با اطرافیانم یا بهبود شرایط کاریام آمادهام تا با من وارد مذاکره شوید. آمادهام تا حرفهای شما را بشنوم و درباره آنها فکر کنم. تلاش میکنم روابطم را با شما در جهت مثبت تغییر دهم. این؛ یعنی مهمترین قدم برای شروع یک نقد. در این یک قدم شما قدمهای زیادی نهفته است تا به سمت اصلاح رفتار و کردار اطرافیانتان زودتر حرکت کنید و بهتر به نتیجه برسید. از طرفی اگر شما با دیگران راحت و صمیمی ارتباط برقرار کنید آنها هم متقابلا از این صمیمیت شما تأثیر میپذیرند و فضا برای رد و بدل کردن حرفهای نه چندان شیرین نقد آماده میشود. مثل این است که شما بخواهید هم به شیوهای درست به دوست نزدیکتان نقد وارد کنید هم به رئیستان که ارتباطتان با او فقط در حد سلام و نگاه خلاصه شده است.
اول نقاط قوت را ببینید

هر آدمی به طور طبیعی و به لحاظ شخصیتی ویژگیهای مثبتی دارد و در کنار آن، ویژگیهایی که شاید به نظر ما منفی باشد (شاید، به این خاطر که چه بسا از نظر خودش منفی قلمداد نشود). به همین خاطر اگر بنا را بر این گذاشتهایم که زبان به انتقاد باز کنیم پس عجله نکنیم. اول از همه و بدون اینکه به نقاط منفی در رفتار و کردار طرف مقابل فکر و روی آنها تمرکز کنیم، باید با صبر و طمأنینه ویژگیهای مثبت فردی را که قرار است مخاطب ما باشد در ذهنمان فهرست کنیم.
این کار باعث میشود موردی که بهانه نقد قرار گرفته از نظر ما بزرگ و عظیم تصور نشود و همه جانبه به آن نگاه شود. علاوه بر این، باید موضوع را به گونهای مطرح کنیم که کمترین ناراحتی برای طرف مقابل و بیشترین تغییر به وجود بیاید. ضمن اینکه ما با این کار از شدت و حدت تلخی حرفمان کاستهایم بیآنکه متوجه آن باشیم. اساساً یکی از مهمترین اصول انتقاد همین است که حرفهای تلخ و تند و تیز را به حساب نقد کردن نگذارید. گاهی ما اسم حرکتمان را نقد میگذاریم، ولی متأسفانه در نهایت از آن تسویه حساب شخصی بیرون میآید.


هدف فرد نیست، بخشی از رفتار اوست!

قرار است شرایط را به نفع خودمان و بقیه تعدیل و تلطیف کنیم. قرار نیست کینه و دشمنی را در پیش بگیریم و خودمان را خالی کنیم و دیگری را پر از غم و ناراحتی. اشتباه نکنید، قصدمان از نقد دشمن تراشی و دشمن کشی نیست، بلکه قدم برداشتن برای به دست آوردن گشایش است. قضیه اصلاً پیچیده نیست. ما باید نه به خود فرد که به بخشی از رفتار و کردار او نقد وارد کنیم. ما به کلیت افراد و شخصیت آنها کاری نداریم که اگر جز این باشد شاید اهداف دیگری در پیش گرفته ایم، مثلاً خدای ناکرده تخریب شخصیت طرف مقابل مان. اگر به این فکر کنیم که داریم قدم مثبتی برمیداریم اوضاع فرق میکند. آن وقت حرفها و حرکتهای ما هم بر حول محور تغییر مثبت میچرخد.

زبان متناسب!

هیچ کس بدش نمیآید شرایط و روابط او با اطرافیانش در هر مقام و جایگاهی که قرار دارد، بهتر شود، اما نکته ظریف اینجاست که هر کس زبان ویژه خود را میطلبد. نمیشود با همه با یک زبان مشترک تکلم کرد. روحیات و شخصیت و جایگاه فکری و شغلی افراد و نحوه تربیت و جهان بینی افراد با هم متفاوت است. گاهی تفاوتها چیزی در حد فاصله زمین تا آسمان است. آیا آدمهای این دو سو زبان مشترک میخواهند؟ برای ارتباط کلامی با هرکس، باید راهی متناسب پیدا کرد.


نکاتی درباره نقد کردن

هیچ کس بدش نمیآید شرایط و روابط او با اطرافیانش در هر مقام و جایگاهی که قرار دارد، بهتر شود، اما نکته ظریف اینجاست که هر کس زبان ویژه خود را میطلبد. نمیشود با همه با یک زبان مشترک تکلم کرد. روحیات و شخصیت و جایگاه فکری و شغلی افراد و نحوه تربیت و جهان بینی افراد با هم متفاوت است. گاهی تفاوتها چیزی در حد فاصله زمین تا آسمان است. آیا آدمهای این دو سو زبان مشترک میخواهند؟ برای ارتباط کلامی با هرکس، باید راهی متناسب پیدا کرد.

زمان و مکان مناسب برای انتقاد را دست کم نگیرید. فرض کنید شما به خانه میآیید و میبینید در خانه میهمان دارید و همسرتان در حال پذیرایی از
میهمانهاست، ولی نوع پذیرایی از نظر شما مناسب نیست. شما نباید نارضایتی خود را همان لحظه و در حضور میهمانها ابراز و شروع به انتقاد کنید، بلکه باید صبر کنید بعد از رفتن میهمانها و با بردباری نظرخودتان را به همسرتان بگویید.
زبان به انتقاد گشودن در جمع و حضور دیگران به هیچ وجه کار شایستهای نیست. اگر میخواهید نقدی به کسی وارد کنید وقتی که او تنهاست به سراغش بروید. لزومی ندارد دیگران هم متوجه این قضیه باشند و همین طور حتماً مخاطب ما هم دوست ندارد در جمع دیگران مورد انتقاد قرار بگیرد.
ضربالمثل وزین فارسی «به در بگو دیوار بشنود» هنگام انتقاد کردن بسیار کاربرد دارد. داشتن زبان رک در این مسأله گاهی اصلاً بجا نیست، بنابراین راه دیگری را باید برگزید. بهتر است حرفهایمان را غیر مستقیم بگوییم و از این طریق فرد را آگاه کنیم و مطمئن باشیم که اگر بدرستی منظور خود را منتقل کنیم او هم حتماً متوجه میشود. البته در بیان مسأله نه آنقدر غیر مستقیم و دور از ذهن حرف بزنیم و نه شسته و رُفته و مستقیم. این توانایی ماست که چطور انتقاد کنیم تا بهتر به نتیجه برسیم.
وقتی انتقاد میکنید نسخههای کلی نپیچید و از کلمهها و جملههای ویرانگر استفاده نکنید. جملههایی مثل «هرگز این کار را نکن»، «همیشه باید اینگونه باشد»، «اصلا این کارت درست نیست» و... را براحتی آب خوردن بر زبان جاری نکنید که نه تنها به هدف نمیرسید، بلکه اوضاع را خرابتر میکنید. انتخاب درست واژهها و جملات راهنمای خوبی است. مثلاً بار معنایی و تأثیر این دو جمله را ببینید «این کار را نباید میکردی» و «بهتر بود این کار را میکردی» کدام را ترجیح میدهید؟ قطعاً دومی را!
در زمان انتقاد دو چیز را در ذهن داشته باشید. یکی اینکه هدف شما تغییر مثبت است و دیگر اینکه ما به شخصیت فرد کاری نداریم پس مبادا او را نشانه برویم. وقتی این دو را مدام در ذهنتان مرور کنید هنگام صحبت با فرد هم با تن صدای ملایم و با صمیمیت انتقاد میکنید.
یادمان باشد به یکباره سراغ انتقاد کردن نرویم. ابتدا کمی از محاسن و ویژگیهای مثبت فرد بگوییم و بعد نقد را مطرح کنیم. این کار باعث میشود فرد مقابل هم با گارد با ما روبه رو نشود. علاوه بر اینکه از ویژگیهای مثبت طرف مقابل حرف میزنید، از ویژگیهای منفی و اشتباهات خود هم بگویید. در واقع شما این گونه زمینه پذیرش را مساعد میکنید.
اگر زبان طرف مقابل را بلدید و میدانید که میتوانید منشأ اثر باشید، انتقاد کنید. یعنی امید واهی داشتن راه را به بنبست میکشاند. پس باید حواستان کاملاً جمع باشد. اگر غیر از این باشد و شما آگاه باشید که با گفتن، شرایط کوچکترین تغییری نمیکند، پس ترجیح را بر این بگذارید که نگفتن بهتر از گفتن است.
وقتی انتقاد را شروع میکنید، سعی کنید جملات کوتاه و با تعداد کلمات کمتری استفاده کنید و موضوع را بیدلیل کش ندهید که مناسب نیست. مراقب باشید نگاه از بالا به پایین نباشد، یعنی هرگز نباید خودمان را عقل کل و دور از عیب تصور کنیم و طرف مقابلمان را برعکس.
یادمان نرود وقتی بر مسند انتقاد مینشینیم بر مسند قضاوت ننشستهایم. طرف مقابلمان نه محکوم است و نه مجرم که بخواهیم حکم برایش صادر کنیم. باید تصورمان از او یک دوست باشد مثل ما و همردیف ما با دانایی و اشتباهاتی در حد خود ما. همین.
راههای مختلفی هست که ما انتقادمان را به گوش مخاطبمان برسانیم. تنها راهش این نیست که رو در رو با او بنشینیم و حرف بزنیم. میتوانیم در قالب یک یادداشت یا یک نامه، محترمانه نقد خود را برای او مکتوب کنیم یا در قالب یک پیامک یا یک نامه الکترونیکی منظورمان را مودبانه به گوشش برسانیم.
اگر یک بار به طرف مقابلمان انتقاد کردیم و او هم رفتار یا برخورد یا حرف خود را اصلاح کرد، نباید به خودمان این اجازه را بدهیم که به کرات باز هم او را مورد نقد قرار دهیم. اصلاح رفتار را به این حساب نگذاریم که او همیشه ناآگاه است و این من هستم که باید درست و غلط را به او متذکر شوم. نباید چنین اجازهای به خودمان بدهیم که من دانای کل و آگاهم و او نیست پس نیاز است که مدام او را مورد نقد قرار دهم. اگر او یک بار، دوبار یا بیشتر به حرف ما گوش داد، ما نباید دچار توهم شویم که قطعاً همیشه اینگونه خواهد بود، شاید اتفاقاً دفعات بعد، نتیجه، عکس انتظار ما باشد.


منبع:ایران هفت

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 14 بهمن 1394 ساعت: 14:50

صفحه بندی