
ایران آنلاین /معتقد است همه سیاستمداران و مدیران کشور بخصوص آنهایی که بحث اقتصادی میکنند باید لباس ایرانی بر تن کنند. از همان قدیمها آن روزهایی که مادربزرگ هایمان پارچه میخریدند و از روی ژورنالهای روز اروپا طرحی انتخاب میکردند و خیاطی زبردست هم برایشان با ظرافت خاصی لباس میدوخت تا امروز که انواع و اقسام لباسهای شیک و مدرن با طرحهای روز اروپا و قیمتهای نجومیاش بازار پوشاک را در قرق خود درآورده است، مد و لباس همیشه جزو بحثهای چالش برانگیز مسئولان فرهنگی و اقتصادی کشور بوده و هست. اگر منظور از طرح لباس ایرانی، لباس اقوام ایرانی نباشد، تاکنون در حوزه لباس و طرح ایرانی دچار نوعی سرگشتگی بودهایم. شاید فقدان یک راه درست در عرصه طراحی لباس ایرانی و تبلیغات نامناسب در این عرصه و همچنین کیفیت نامطلوب دوخت و خدمات ضعیف پس از فروش همگی دست به دست هم داد تا طرح و لباس ایرانی همچنان مهجور بماند. گفتوگوی حاضر با حمید قبادی دبیر کارگروه مد و لباس کشور پیرامون همین مباحث است که متن کامل آنرا در ادامه میخوانید.
جناب آقای قبادی بهعنوان پرسش اول بفرمایید که اصولا وظایف کارگروه ساماندهی مد و لباس چیست؟
کارگروه ساماندهی مد و لباس بر اساس قانون مصوب مجلس شورای اسلامی وظیفه ایجاد انسجام بین فعالیتهای مرتبط حوزه مد و لباس در کشور و الگوسازی در این حوزه را بر عهده دارد و به عنوان بالاترین مرجع هماهنگ کننده بین دستگاهها و تشکلهای مرتبط، وظیفه ایجاد ارتباط منطقی بین این اجزا را برعهده دارد. در سال 1385 قانونی بهعنوان قانون ساماندهی مد و لباس در کشور تصویب شد که دارای 11 ماده است. در ماده یک به صراحت اشاره شده که به منظور هدایت بازار، تولید و طراحی و نظارت حوزه مد و لباس در کشور کارگروهی با عضویت نمایندگان دستگاههای مختلف تشکیل شود. وزارت صنعت، معدن و تجارت در دو بخش صنعت و بازرگانی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، نماینده ناظر مجلس شورای اسلامی، نماینده صدا و سیما، نماینده تشکلها و صنوف مرتبط همه اینها عضو کار گروه هستند که با مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کارگروه تشکیل شد و از سال 1389 عملاً فعالیتهای گسترده آن به صورت اجرایی آغاز شد.
بازار به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه ارتباطی دارد؟
به نکته خوبی اشاره کردید که اساساً بازار یا گزینه هدایت و همچنین لباس چه ارتباطی با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد؟ در سابقه تاریخی ایران و دنیا لباس به عنوان یک محصول فرهنگی تعریف شده است. همچنین در عملکرد وزارتخانههای فرهنگ دنیا از مد به عنوان یک عنصر فرهنگی یاد میکنند. در ماده 4 قانون هم این موضوع به سایر موضوعات فرهنگی تعمیم داده شده و صراحتاً تأکید شده که حمایتهای فرهنگی در مجموعه قوانین به حوزه مد و لباس هم تعمیم پیدا کند و قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و پدیدآورندگان مشمول طراحان حوزه لباس هم شود. جایی که بحث فرهنگی باشد متولیان فرهنگی را میخواهد. هنر صنعت مد و لباس همانند بعضی از محصولات فرهنگی مثل چاپ و نشر جزو محصولات فرهنگی است. چون بخشهای صنعتی و تولید به نوعی باید تابع فعالیتهای فرهنگی باشند.
|
به نظر من قانونگذار با نگاه صحیح و منطقی و اصولی از موضوع در گام اول لباس را به عنوان محصول فرهنگی قلمداد کرده و در گام بعدی مشارکت سایر دستگاهها را در کنار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأکید کرده که این مسئولیت را دنبال کنند |
به نظر من قانونگذار با نگاه صحیح و منطقی و اصولی از موضوع در گام اول لباس را به عنوان محصول فرهنگی قلمداد کرده و در گام بعدی مشارکت سایر دستگاهها را در کنار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأکید کرده که این مسئولیت را دنبال کنند.
شما معتقدید هدایت بازار به عهده کارگروه ساماندهی مد و لباس است، ابزار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای مهار قاچاق لباس چیست؟ چرا که در نشستهای اخیر اعضا نسبت به این مسأله ابراز نگرانی کرده بودند.
لزوماً در این قانون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متولی همه فعالیتها نیست. هر حوزهای متولی خاص خودش را دارد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و کارگروه ساماندهی مد و لباس مسئول هماهنگی و به عبارتی ایجاد ارتباط و انسجام بین بخشی را برعهده دارد. تا قبل از اینکه حوزه مد و لباس در کشور مطرح شود، اساساً دغدغهای به نام مد و لباس در کشور وجود نداشت. در صورتیکه واقعیت و نیاز جدی در جامعه مشاهده میشد و کماکان هم وجود دارد. با آمدن کارگروه ساماندهی مد و لباس و فعال شدن این حوزه این دغدغه در بین متولیان امر و مسئولان و نهایتاً در بین مردم ایجاد شده است. با اینکه فرصتهای بسیار گسترده و سرمایههای انسانی، اقتصادی و فرهنگی بسیار عمیق و دامنهداری در این حوزه وجود دارد با این حال تهدیدهای فرهنگی بسیار زیادی متوجه حوزه مد و لباس است که پیش از این کمتر به آن اعتنا داشتهایم.
چه تهدیدهایی؟
مفاهیم بسیار مهمی را در حوزه مد و لباس شناسایی کردیم و از آنها به عنوان مفاهیم استراتژیک یاد میکنیم که توجه به آنها ارتقای فرصتهاست و عدم توجه به آنها باعث ایجاد تهدیدهاست. در بخش امنیت ملی، فرهنگی، بهداشت و درمان و اقتصادی که همه به حوزه مد و لباس مربوط میشود، تهدید جدی داریم. در حوزه فرهنگی لباس به عنوان یک رسانه و به عنوان ابزاری است که مفاهیم گستردهای را منتقل میکند. وقتی تصویر طرح لباسی را میبینید یا الگویی را برای یک لباس تصور میکنید قطعاً به شما مفاهیم فرهنگی را منتقل میکند. شما تصور کنید این مفاهیم آلوده باشد و دچار اعوجاج و انحراف و اشکال جدی باشد. قطعاً اینجا تهدید فرهنگی را مشاهده میکنیم. کما اینکه رسانههای بیگانه از عنصرمهمی به نام مد در جهت تبیین مفاهیم منحط خودشان استفاده میکنند و میخواهند به گروههای هدفشان هم منتقل کنند. یا در حوزه بهداشت و درمان کیفیت و جنس لباس و پارچه کاملاً در سطح پیشگیری از مشکلات روحی و روانی میتواند تأثیرگذار باشد.
|
کارشناسان ما اثبات کردند که کیفیت پارچه میتواند در روابط اجتماعی تأثیر داشته باشد. یا در بحث امنیت ملی عناصر متعددی در رابطه با ایجاد رخنه و نفوذ امنیتی در جامعه میتواند در قالب مد و لباس در ورود برخی ازبرندها باشد. در دنیا ورود برندها در واقع به رخ کشیدن قدرت نرم آن کشور است. صرفنظر از تأیید یا تکذیبش که من بشدت نگاهم در حوزه مد و برند سختگیرانه است گاهی مشاهده میکنیم که بین برخی افرادی که صاحب سرمایه هستند مسابقه است. |
کارشناسان ما اثبات کردند که کیفیت پارچه میتواند در روابط اجتماعی تأثیر داشته باشد. یا در بحث امنیت ملی عناصر متعددی در رابطه با ایجاد رخنه و نفوذ امنیتی در جامعه میتواند در قالب مد و لباس در ورود برخی ازبرندها باشد. در دنیا ورود برندها در واقع به رخ کشیدن قدرت نرم آن کشور است. صرفنظر از تأیید یا تکذیبش که من بشدت نگاهم در حوزه مد و برند سختگیرانه است گاهی مشاهده میکنیم که بین برخی افرادی که صاحب سرمایه هستند مسابقه است. آگاهانه یا ناآگاهانه برای اینکه یک عنوان جعلی برای فروشگاهشان یا مرکز عرضهشان درج کنند، میخواهند با هم رقابت کنند. در صورتیکه حتی اگر هم اصل باشد یعنی تحت تأثیر قرار گرفتن ماهیت کشور چه رسد به اینکه آن نشان غیر واقعی و توأم با سوء استفاده باشد. بنابراین در جنبههای مختلف مفاهیم استراتژیک را میتوان استنباط کرد.
من باز هم خوب متوجه منظورتان نشدم. مگر هدایت بازار با وزارت صنعت، معدن و تجارت نیست؟ مهار قاچاق لباس. هم خود نوعی هدایت بازار است؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نهاد فراگیری نیست. دبیرخانه کارگروه ساماندهی مد و لباس و مسئولیتش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اما نهادی است که مرتبط با چند دستگاه است و هر دستگاهی هم باید کار خود را انجام دهد. طبعاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ابزاری برای مهار قاچاق لباس در اختیار ندارد. اما ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، نیروی انتظامی و سایر دستگاههای ذیربط باید وارد شوند و بیایند گزارش عملکردشان را به کارگروه بدهند.
درست است که کارگروه متشکل از نمایندگان یکسری نهادها است که در ابتدا نامشان را بردید، اما این دلیل نمیشود که متولی هدایت بازار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارشاد باشد، مسئولیت هدایت بازار و در کل تولید و صادرات و چرخه بازار به عهده وزارت صنعت، معدن و تجارت است. مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم سیاستگذاری در حوزه ساماندهی مد و لباس است. مثلاً رنگ مد سال را انتخاب کند یا طراحان مد لباس را به گونهای آموزش دهد تا لباسهایی طراحی شود که بتواند بازار لباس را تحت تأثیر قرار دهد.
بله ما باید سیاستگذاری کنیم. طبیعتاً ما متولی جنبههایهای هنری کار هستیم. دامنه ارتباط طراحان و مشارکتشان در جشنوارهها و رویدادهای فرهنگی و هنری تعریف شده است. شما بازار را مغازه تصور نکنید.
نه قطعاً تصور من از بازار مغازه نیست.
ما تصورمان از بازار چرخه مرتبط با حوزه مد است. نه صرفاً مغازهای که ویترینی دارد. البته خود ویترین یک ابزار فرهنگی است. همه اینها در ارزش افزوده مد و لباس در دنیا و ایران تعریف شده است. ارزش افزودهای که برای بازار تلقی میکنیم بخش عمدهای از آن در حوزه فرهنگ و هنر است. اگر بخواهیم حتی تفکیک کنیم. اما اگر شکل فیزیک مغازه را تصور کنیم. واحد صنفی است و ساز و کار خودش را دارد. اما شکل عمومیاش و چرخه مد و لباس کاملاً جریان فرهنگی دارد.
چگونه بازار را هدایت میکنید؟
تلاش میکنیم که این ارتباط را برقرار کنیم و در سیاستهای کاریمان هست.همانطور که اشاره کردید حوزه سیاستگذاری هم در حال انجام است. ارتباطات گسترده بین اعضای مرتبط با موضوع وجود دارد.ارتباط منطقی بین وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اتحادیه پوشاک تهران، انجمن طراحان لباس، اتحادیه صادرکنندگان پوشاک، انجمن نساجان و چرخهای که با این حوزه مرتبط و عضوهستند. بنابراین اعضای کارگروه مسئول هدایت بازار هستند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صرفاً مجری آن است.
اعضای کارگروه چقدر توانستهاند بازار را هدایت کنند؟
حضور شما در اینجا و پرداختن رسانه شما و سایر رسانهها به این موضوع یعنی این مسأله در حال شکلگیری است.
یعنی فقط در مرحله شکلگیری است تا هدایت؟
ما کارمان را از سال 89 آغاز کردیم و به نسبت شش سال معتقدم پیشرفتهای چشمگیر و فوقالعادهای داشتهایم.
چه نمرهای به عملکردتان میدهید؟
چندین سال قبل از انقلاب و همچنین سالهای متمادی بعد از انقلاب متولی در این حوزه نداشتهایم. پس از گذشت این همه سال تازه در این گروه شروع به ساماندهی کردیم. شاید 10 سال دیگر هم همین حرف را بزنم. چون فعالیت فرهنگی و ایجاد ارتقا، اعتنا و توجه به این حوزه زمانبر است تازه با محدودیت امکانات و با ابتدایی بودن راه، موفقیتها چشمگیر است. در گام اول باید این نگرش در بین مسئولان ایجاد شود که دغدغه جدی به نام مد و لباس وجود دارد. برای تبیین این دغدغه ما سالها تلاش کردیم چون در روزهای اول اصلاً کسی به این مجموعه نگاه نمیکرد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها بود اما اکنون اینطور نیست. فرمایش شما به نوعی مطالبهگری و کاملاً درست است و من آن را تأیید میکنم. به این معنا که ما توانستهایم این دغدغه را در جامعه ایجاد کنیم و مطالبهگری را در جامعه راه بیندازیم. مادامی که مطالبه گری منطقی در جامعه از دست اندرکاران وجود نداشته باشد، طبعاً ما یک مصرفکننده با رفتار تقلیدی واداده تکراری خواهیم بود که هیچ پیشرفتی نخواهد داشت.
از طراحان لباس آنها که وظیفه دارند نیاز مد و لباس جامعه را در سطح پیشرفته تأمین کنند، چگونه مطالبه گری میکنید؟
وقتی صحبت از مطالبه گری میکنیم یعنی این چرخه را از مسئولان تا مردم باید تصور کنیم. باید بدانیم که ما ظرفیت داخلی به قدر کافی در جهت تأمین نیاز مردم داریم. تا پیش از این تأکید و اثبات میکنم بسیاری از مسئولان و دست اندرکاران این حوزه، به داشتن این ظرفیت اعتماد نداشتند. اکنون کارگروه ساماندهی مد و لباس این دغدغه را ایجاد کرده که این ظرفیت به طور کامل در کشور ما وجود دارد و ما میتوانیم اگر تمامی یا بخش زیادی از شرایط را فراهم کنیم، نیاز جامعه را تأمین کنیم. این اتفاق بزرگی بوده که کارگروه ساماندهی مد و لباس توانسته آن را جا بیندازد. یعنی امکان تأمین بیش از 90درصد جامعه در همه حوزهها وجود دارد؛ و این به معنای تأمین پارچه اعم از داخلی یا خارجی و طراحی و تولید است. به طور میانگین در طی سالهای گذشته موفق شدیم حداقل 4 هزار طرح را توسط همین طراحان وارد جامعه کنیم. این لزوماً به معنای شمارگان چند ده هزار تایی و شمارگان انبوه آنچنانی نیست. اما به عنوان طرحی است که میتواند در همه حوزه ها(لباس مردانه، زنانه، لباس اجتماع و مجلسی) چارچوبها را رعایت کند. شما تصور نکنید که ما 4 هزار مدل را توانستهایم وارد جامعه کنیم و مردم از آن استفاده میکنند. بلکه این مدلها در شئون و کاربردهای مختلف توسط طراحان استفاده شده است.
فکر میکنید مردم از این طرحها استقبال کرده اند؟
کاملاً تفاوت را در نمونه طرحها و تولید در جامعه میتوانیم مشاهده کنیم. تا پیش از این اگر در سه، چهارسال پیش در ویترینهای مراکز اصلی اجتماع وارد میشدید، تفاوت بسیاری بین فروشگاه یک تا 10 وجود نداشت. اما اکنون تفاوتهای فاحش را بر اساس طراحیهای جدید میبینید. اینکه بعضیها اصرار بر بدپوشی و کج رفتاری دارند بحث دیگری است. اما اینکه کمک کنیم قدرت انتخاب مردم را بالا ببریم این کار شروع شده است.
آیا توانستهاید قدرت انتخاب مردم را بالا ببرید؟
با اطمینان میگویم خیر. هنوز بخش عمدهای از نیاز جامعه را نتوانستهایم پاسخ دهیم. نتوانستیم به معنای انجام ندادن نیست، بلکه به معنای این است که تغییر ذائقه، ایجاد زیر ساختها، ارتباط منطقی و ایجاد انسجام بین فعالیتها زمانبر است. همین مقداری که مجموعه مد و لباس کشور موفق شده و در جامعه توانسته تأثیرگذار باشد، نتیجه تلاش چند ساله مسئولان قبلی و فعلی حوزه مد و لباس کشور بوده است.به استثنای برخی تولیدکنندگانی که ادعا دارند از اول طراحی داشتهاند، تا پیش از این اغلب تولیدکنندگان حایز ویژگی طراحی نبودند. وقتی با آنها راجع به طراحی لباس صحبت میکردیم نگاه حرفهای به طراحی نداشتند. صرفاً نگاهشان به تولید شمارگانی بود. یا نهایتاً نگاهشان به لباسهای خارج از کشور بود تا از الگوی آنها استفاده کنند.طراحیای که عناصر ایرانی و اسلامی در آن شده باشد اکنون شروع شده و طبق آمار سال گذشته نزدیک به 20 درصد تغییرات را در جامعه میبینیم.
چگونه این 20 درصد را محاسبه کردید؟
بر اساس آمار نیاز و طراحی و تولید محاسبه میشود. مقایسه این دو نشان دهنده پیشرفتمان است. اما فاصله ما تا ایده آل و مطلوب جامعه زیاد است. تلاش، ارتباط و انسجام مضاعف نیاز است و طبعاً ما هم ابتدای راه هستیم.
فاصله طراحان مد و لباس ما با طراحان مطرح دنیا بسیار است. بالاخره آنقدری هست که ما جذب طراحیهای مد و لباس آنها میشویم. فکر میکنید آیا زمانی میرسد که فاصله بین طراحیهای ایرانی و سلیقه مردم کم شود؟
زمانی اصلاً باور نداشتیم چیزی به نام طراح در کشور وجود دارد. کما اینکه پیشتر این نگاه وجود داشت که اصلاً طراح نداریم. اما اینکه چقدر با طراحیهای روز دنیا فاصله داریم؟ باید بگویم در بعضی موارد طراحیهای ما قابل توجه و ارزنده است. لباس اجتماع ما در حوزه بانوان قابل توجه است. اینکه چه مقدار استفاده میشود بحث دیگری است. اما اگر با آنها مقایسه کنیم صحیح نیست. باید بگوییم آیا نیاز جامعه ایرانی را با نگاه ایرانی اسلامی میتوانیم پاسخ دهیم یا خیر؟ با اطمینان میگویم بله. اما آیا تولید ما به شکل حرفهای وتکنیکال عرضه میشود با اطمینان میگویم کمی فاصله داریم.
از بحث طراحی هم که بگذریم دوخت لباس ایرانی با دوخت لباس ترک که بازار را قرق کرده است بسیار فاصله دارد.
قبول دارم ما در این حوزه خیلی ضعیف هستیم. باید تغییر نگرش توسط کارگروه ما در مسئولان، دست اندرکاران این حوزه و مردم ایجاد شود. باید بپذیریم که تولید سنتی گذشته دیگر جوابگوی نیاز جامعه ما نخواهد بود. اینکه بخواهیم با افرادی محدود و بدون الگو و برش حرفهای با همان روش سابق کار کنیم دچار مشکل خواهیم شد. هدایت بازار یکی از فاکتورهایش این است که طراح باید طرحی بدهد که هم مصرفکننده بپذیرد و هم امکان انبوه تولید آن میسر باشد.
به نظر میرسد ذائقه مردمی که سالهاست به مصرف کالای خارجی عادت کرده و فرهنگ خرید کالای خارجی در آن رشد کرده خیلی سخت باشد که تغییرش دهید. درست است؟
بله خیلی سخت است.اما اینگونه نیست که ما حرفی برای گفتن نداشته باشیم. تا پیش از این اگر میخواستیم پنج فروشگاه معرفی کنیم خیلی سخت بود. اما الان وقتی وارد پایگاه اطلاعرسانی بنیاد ملی مد و لباس شوید به شما آدرس 1400 فروشگاه میدهد. البته قطعاً نیاز 100 درصدی جامعه را نه تنها تأمین نمیکند بلکه ما موفق به رسیدن به 50 درصد نیاز جامعه هم نشدیم. ولی شروع کردیم. ما امسال میزان تأثیرگذاری میدانی فعالیتهای کارگروه را هم پژوهش خواهیم کرد و سفارش دادیم که مقدمات کار هم انجام شود.
تعامل نهادها با کارگروه شما به چه نحو است؟
نهادها به ما کمک میکنند؛ برخی فعالیتشان در این حوزه خوب است و بعضی دیگر کمتر به ما کمک میکنند.
رسانه ملی چطور؟
رسانه ملی در سال 94 نسبت به 93 رشد چشمگیری در عرصه اطلاعرسانی داشته است. گرچه این حوزه بشدت نیازمند اطلاعرسانی است.هر گاه توانستیم یک برند ایرانی را با نرخ فرهنگی یعنی حداقل هزینهها معرفی و تبلیغ کنیم توانستهایم گام بلندی در این زمینهها برداریم.
گفته بودید سیاستمداران و دیپلماتها باید لباس ایرانی بر تن کنند، چگونه میخواهید این امر را محقق کنید؟ چون معمولاً لباس سیاستمداران در دنیا ویژگی خاصی دارد.
لباس ملی از لباس موجود ما متمایز است و تعریف خاص خودش را دارد که بعداً این لباس را معرفی میکنیم و این لباس با لباس اقوام متفاوت است. حداقل کاری که یک سیاستمدار میتواند انجام دهد این است که لباسش کاملاً ایرانی باشد. دوخت ایران باشد. با افتخار بگوید این پارچه دوخت اوستا خیاط است. پیراهن من پلاتین ایرانی است، کفشم ساخت اوستا کفاش ایرانی و جورابم هم فخر ایرانی است. قطعاً باید مدیران ما این شرایط را داشته باشند. و ما هم این اطمینان را میدهیم که در این طیف بهترین لباس ایرانی را به آنها معرفی کنیم. کمااینکه با دکتر نهاوندیان رئیس دفتر ریاست جمهوری هم صحبت کردیم. ایشان هم موافقت کردند. بنابراین یک سیاستمدار و مدیر دولتی که در یک جلسه ادعای ایرانی بودن و اقتصاد مقاومتی میکند باید لباسش هم ایرانی باشد. نمیتواند یک خبرنگار یا کارشناس لباس خارجی آرمدار بر تنش باشد و راجع به اقتصاد مقاومتی صحبت کند. چون نخستین کسی که نقض کرده خود اوست. یک مدیر دولتی حق ندارد لباس غیر ایرانی بپوشد.
یعنی خود شما هم هیچ وقت لباس مارکدار خارجی نمیپوشید؟
نه به هیچ وجه. شما سری به منزل ما بزنید. خانواده من از لباسهایی استفاده میکنند که دوخت ایرانی دارد.
این مستلزم این است که هم دوخت خیاطان ایرانی خوب باشد و هم اینکه کیفیت پارچه بالا رود. معلوم است که خیلیها به سمت لباس خارجی میروند خدماتی که برندهای خارجی به مردم بابت فروش لباسهایشان ارائه میدهند و همچنین حراجهایی که آنها دارند در ایران پیدا نمیشود.
احسنت کاملاً قبول دارم و این برمیگردد به تغییر نگرشی که پیشتر گفتم. ما نمیتوانیم در بخشی حرفهای باشیم و در بخش دیگر نباشیم. این نوع نگاهی است که خیلی از برندها ندارند و ما در حال تلاشیم تا این رفتارحرفهای را در بین برندها فرهنگسازی کنیم. تخفیف دادن در دنیا علم است. پژوهشهای ما نشان میدهد که حتی برندهای پرتخفیف حداکثر سطح کارشان از نظر حجم 15 درصد است. اما در همان 15درصد آنقدر سیستماتیک و حرفهای عمل میکنند که تصور خریدار این است که میتواند کالای زیادی بخرد.اینطور نیست هر کس دلش خواست تخفیف دهد.
یکی از وظایف مهم شما به نظر میرسد تبیین و نهادینهسازی همین علم باشد.
در حال انجام است. کلاسهایی هم تشکیل دادیم.
کی به منصه ظهور میرسد؟
زمانبر است.
چقدر زمان نیاز است؟
دست کم 5 سال دیگرطول میکشد تا تغییرات را به صورت ملموس ببینیم./روزنامه ایران
برچسب:
نویسنده: استخدام کار