
ایران آنلاین /ستارههایی به شکل مدال و حس غرور. «تک خالهایی» هم وجود دارند که شاید دههها باید برای تکرارشان در اتاق انتظار «ستارهپروری» ورزشمان به سر ببریم. ستارههایی چون حمید سوریان، بهداد سلیمی، زهرا نعمتی، الهه احمدی، احسان روزبهانی، احسان حدادی، مهدی خدابخشی و جواد محجوب. نام هر کدام از اینها پنجرهای است رو به «امید» در المپیک. با تمام این اوصاف، سؤالی تکراری اما مناسب چنین مقاطعی مطرح است. اینکه از المپیک چه میخواهیم؟ نتیجه، شگفتیسازی، حضور فرهنگی یا خلق حماسه. اکثر کارشناسان حوزههای مختلف ورزش معتقدند المپیک میدان تجربه نیست و نتیجه میخواهیم. شاید برای همین است که باید دعا کنیم درصد حسرتمان در زمان برگزاری مسابقات کم و کمتر شود. چنین شرایطی بار سنگینی روی دوش تک ستارهها و آنهایی که امید به کسب مدالشان نزدیک به واقعیت است، ایجاد میکند. وقتی پای صحبت این ستارهها در چند هفته منتهی به آغاز المپیک نشستیم، دریافتیم که ترسی پنهان از ناکامی در گوشه ذهن آنها جا خوش کرده است. به عبارتی آنها درگیر «فوبیا»ی المپیک شدهاند! حال اینکه باید در نظر داشت عاقبت دل خوش کردن به تک ستارهها و غافل ماندن از واقعیت ورزش، عاقبتی نیک ندارد. شاید شبیه آنچه در المپیک پکن شاهدش بودیم. المپیک، کنکور ورزش است و در ورزش پیشرفته جهان پس از هر المپیک، سودای المپیک بعدی را دارند اما شرایط در ایران این گونه نیست. باید در نظر داشت ورزش محصولی یک ساله نیست و برای رسیدن به آرزوها باید برنامهریزیهایی به اندازه عمر دوران آماتوری تا قهرمانی یک ورزشکار داشت. وقتی ستارههایی چون سلیمی، سوریان، روزبهانی و حدادی در ماههای گذشته با مصدومیت دست و پنجه نرم کردند و با مجموعه تلاشهای تیم پزشکی و شخصی خود را به مسابقات رساندند، وقتی ورزشکاری میگوید «من قهرمان تمرین کردن هستم» و بدین شکل از وضعیت نه چندان مطلوب آمادهسازی خود صحبت میکند، باید توقعاتمان معتدل باشد تا از فشار روحی ورزشکاران بکاهیم.
در آخر اینکه لذت ببریم از این جشنواره و امیدوار باشیم ورزشکاران پرتلاشمان با عملکردشان بر این لذت بیفزایند...
برچسب:
نویسنده: استخدام کار