
ایران آنلاین / اینکه جوانی 18-17 ساله که در غرب به دنیا آمده و بزرگ شده و احتمالاً خود را ایرانی هم نمیداند، چرا باید مسلسل دست بگیرد و مردم را در یک مجتمع بزرگ تجاری به رگبار ببندد، مسألهای است که کارشناسان اجتماعی و روانشناسی باید مورد بر رسی قرار دهند. اما این اتفاق من را یاد ماجرایی تقریباً نزدیک به آن در دهه 1360 انداخت. روزگاری که در یکی از دبیرستانهای شهر ری معلم بودم. در سال چهارم، دانشآموزی داشتیم که نامش را فراموش کردهام اما شکل و شمایل و سر و وضعش هنوز در یادم هست. صورتی استخوانی، چشمان تنگ اما نافذ، موی کوتاه و سبیلی تنک همچون سبیل هیتلر که کت وشلوارمی پوشید و پاچه شلوارش را مثل نظامیان جمع و با کش مخصوص گتر میکرد، چکمهای مشکی و همیشه واکس خورده نیز به پا داشت و یک کلاه کپی چهارخانه که یا بر سر میگذاشت یا در دست میگرفت و یک علامت دیگر. همیشه یک جلد از کتاب«نبرد من» نوشته آدلف هیتلر در جیب کتش بود و هر وقت فرصتی به دست میآورد، بخشهایی از این کتاب را که علامت زده بود، برای چندمین بار میخواند.در فاصله زنگها که برای استراحت از کلاس خارج میشدیم، همیشه وز وز کنان دنبالم میآمد و مثلاً از ویژگیهای اوا براون معشوقه هیتلر حرف میزد یا درباره مسائل اجتماعی دیدگاههای عجیب و غریبش را مطرح میکرد و مشاوره میخواست. مثلاً اینکه چون اغلب ساکنان آن روزگار کوی سیزده آبان در نزدیکی شهر ری کولیهایی بودند که روزها در سطح تهران بزرگ به دستفروشی، تکدی گری یا کارهایی از این قبیل مشغول میشدند، تصمیم گرفته بود اسلحهای بخرد و در خیابانها راه بیفتد و آنها را به رگبار ببندد و به قول خودش نسلشان را از بین ببرد.نکته مهم این بود که خودش فرزند یکی از همین خانوادههای کولی بود و کودکی و نوجوانیاش در فقرو فاقه گذشته بود. با وجودی که دانشآموز بود، برای تأمین هزینه زندگیاش، عصرها در یک بنگاه معاملات ملکی به عنوان راهنما کار میکرد. من ندیدم ولی از دوستان اندکش شنیده بودم که در اتاقش، عکس بزرگی از هیتلر را بر دیوار نصب کرده و با آن مدام نجوا میکرد. او برای امتحان آخر سال نیامد و دیگر هم از او خبری نشنیدم وخودش را هم ندیدم. ولی احتمالاً زندگی تراژیکی داشته؛ مگر اینکه بعدها عقلرس شده و از آن حال و هوا بیرون آمده باشد که امیدوارم چنین باشد. به هر حال علی سنبلی هم احتمالاً اگر زنده میماند در آینده چنین حال و هوایی پیدا میکرد. نمیدانم چرا علمای جامعه شناسی، این جور وقتها سکوت میکنند و بروز چنین حوادثی را ریشهیابی نمیکنند تا معلوم شود انگیزه و عواملی را که منجر به شورشهای کور میشوند و آنها را بررسی و نتیجه را به جهانیان عرضه نمیکنند، تا معلوم شود چرا مثلاً جوانی که اصالتاً شرقی و ایرانی اما بزرگ شده در دامان غربیان است، دست به چنین خشونتی میزند؟/روزنامه ایران
برچسب:
نویسنده: استخدام کار