
ایران آنلاین /واقعیتهایی که در طول بیداری مدام در حال سر و کله زدن با آنهاست و روح و جانش را باید خاموش کند به بهانههای مختلف، تا بتواند دوام بیاورد در مقابل این تلخی های بیپایان. بعضی از اخبار لبخند به چهرهاش مینشاند و برخی اشک را در چشمان و بغض را در گلویش حلقه میکند؛ به خودش فکر میکند، به خندهها و اشکهایی که به جای سر دادن و به جای ریختن به کلمه تبدیل شدند و با تمام این فکرها و امیدهای در پیاش، روزمرهاش را آغاز میکند و آماده رفتن به محل کار میشود. در راه به آدمها نگاه میکند، به شتابزدگیشان، به عصبانیتشان، به هنوز مهربانیشان، به کودکان معروف به کارشان و هزار خیال و آرزو را در ذهناش میپروراند. میرسد به در ورودی ساختمان روزنامه، تمام خیالات و عواطفی را که بیرون از این در همراهش بودهاند، میگذارد در کمدی نامرئی به نام «خبرنگار». مینشیند پشت میزش و تنها و تنها به آگاهی، به عدالت و به شرافت میاندیشد.
همه چیز مدیون خبرنگاران
هوشنگ مرادی کرمانی :دوست دارم روز خبرنگار را با یک شوخی و خاطره به جای مانده از دوران کودکیام تبریک بگویم. هفت- هشت سال بیشتر نداشتم و به همراه مادربزرگم در روستایی در کرمان زندگی میکردم. در روستای ما خانمی زندگی میکرد که به محض نزدیک شدن به خانه مان، مادربزرگم با استرس به همه هشدار میداد که حواستان باشد پیش خانم فلانی هیچ حرفی نزنید! فلانی مثل خبرنگاران است و در عرض پنج دقیقه تمام روستا را باخبر میکند. حالا نمیدانم که مادربزرگ در آن سالها اصلاً از کجا اسم «خبرنگار» به گوشش رسیده بود! اما جالب است که هنوز هم بعد از گذشت سالها به محض شنیدن نام «خبرنگار» یاد مادربزرگم، آن خانم و قدرت خارق العاده اش در باخبر ساختن همه روستا در ذهنم تداعی میشود. از این شوخی که بگذریم روز خبرنگار را به تمام اهالی رسانه تبریک میگویم. اگر دوستان خبرنگار نبودند هیچ وقت من و امثال من مطرح نمیشدیم. اگر خبرنگاران نبودند هیچ کدام از مردم نمیفهمیدند که اصلاً هوشنگ مرادی کرمانی کیست و چه کتابهایی دارد.
شغل پر مسئولیت و سخت
کامبیز درمبخش :نخستین حسی که با شنیدن اسم خبرنگار به ذهنم خطور میکند این است که خبرنگاری عجب شغل پر مسئولیت و سختی است و این افراد، در حوزه اطلاعرسانی درست، بسیار زحمت میکشند و باید قدرشان بیشتر از این دانسته شود. معتقدم خبرنگار باید عضو هیچ حزب و دستهای نباشد. خبر یک امانت است که باید صحیح و سالم به دست صاحبانش که مردم باشند، برسد.
خبرنگار خودش را وقف جامعه میکند
فریدون جیرانی :خبرنگار کسی است که بدون ترس و اضطراب وارد فضایی میشود تا کمک کند به رشد جامعهاش. او در این مسیر خطرهایی را به جان میخرد و با وجود این مخاطرات میخواهد که حضور داشته باشد. وقتی در جوانی به مطبوعات راه پیدا کردم فکر میکردم وارد دنیای پرشور و نشاطی خواهم شد، چراکه تصور ما انعکاس مطبوعاتی بود که از خارج به دست ما میرسید. اما متوجه شدم به خاطر فضای سیاسی-اجتماعی دوران پهلوی محدودیتهای بسیاری در این شغل وجود دارد. ما در ایران 4 دوره خاص و متفاوت خبرنگاری داریم: دوره مشروطه، دوره پیش از کودتای 28 مرداد، دوره اوایل انقلاب و دوره اول اصلاحات که دوره شکوفایی روزنامهنگاری است. در این دورهها، خبرنگاران از منظرهای مختلف معنای دیگری پیدا کردند و خبرنگاران آگاهتر، بهروزتر و روشنتری تربیت شدند و رشد کردند. بعد از این دوره روزنامهنگاری با مشکلاتی مواجه شد ولی هیچوقت به دورههای پیش از خود برنگشت، شکلی که آن دوره در روزنامه نگاری نهادینه شد تغییر نکرد و خوشبختانه این حرفه همچنان روی پای خودش ایستاده است.
از جنس عشق و تعهد
کیوان ساکت :واژه خبرنگار برای من همیشه تداعیکننده رسالت و مسئولیت عظیم بوده است. خبرنگارانی که با عشق، اعتقاد و وجدان کاری به حرفه خودشان عمل میکنند و از تأثیر گذارترین آدمها هستند تا آنجا که توانستهاند از بیعدالتیها و بسیاری از نابسامانیها که در جامعه اتفاق افتاده است پرده بردارند. خبرنگار با تعهد و عاشق میتواند کمک کند جامعه به سوی سلامت اخلاقی رهنمون شود. بارها خبرنگاران بسیاری بودند که حتی از جان خود گذشتند برای اینکه حقیقت یک ماجرا به گوش دنیا برسد. درآخرانتظار من از خبرنگاران حوزه هنری این است که تولیدات هنری با کیفیت را بخوبی ترویج کنند و به آگاهی مردم برسانند.
خبرنگار و هنرمند مکمل یکدیگر
سالار عقیلی :خبرنگار و هنرمند مکمل همدیگر هستند، اگر هنرمندی نباشد خبرسازی صورت نمیگیرد و اگرخبرنگار نباشد هم هنرمندی نخواهد بود بنابراین این دو در کنار هم به آرامش خواهند رسید و به رشد جامعه یاری خواهند رساند. اما گاهی کملطفیهایی از سوی خبرنگاران صورت میگیرد و خبرهایی پس و پیش به نقل از هنرمند منتشر میشود بنابراین انتظار ما از خبرنگاران این است که خبرها بدون کم و کاستی منعکس شود، حتی بهتر آن است که پیش از انتشار یک مصاحبه، مصاحبه شونده مطالعهای در خصوص آن مصاحبه داشته باشد تا مشکلی برای هنرمندان به وجود نیاید، این یک احترام متقابل بین خبرنگار و مصاحبه شونده است.
اصول حرفهای فراموش شده
علی اکبر قاضی زاده :نخستین ویژگی یک خبرنگار، «کشف»و «کوشش» است. ویژگیهایی که امیدوارم هنوز در میان خبرنگاران و روزنامهنگاران وجود داشته باشد. روزنامهنگاری اصولاً یک پدیده غربی است که آن چیزی که ما در ایران اجرا میکنیم، یک نمونه اختراعی به اصطلاح «مَن درآوردی» است. که موجب افول شده است که در این افول، دهها عامل مؤثر بوده که یکی از آنها، پاسخگو نبودن دستگاههای اجرایی است زیرا مدیران ما تصور میکنند باید تمام اطلاعات خود را حفظ نکنند تا خبرنگاران از چیزی باخبر نشوند. اتفاقاً همین روز شنبه یک روز پیش از روز خبرنگار هم معاون اول رئیسجمهوری تأکید کرد که مدیران ما باید یاد بگیرند که به خبرنگار اطلاعات بدهند. اگر میخواهیم مخاطب داشته باشیم و شمارگان روزنامههایمان افزایش یابد، باید شیوه روزنامهنگاری تغییر یابد. چه، اصول حرفهای این حرفه در ایران فراموش شده است. طبیعی هم هست که در محیط غیرحرفهای، اخبار نه دقیق و نه صحیح به مخاطب منتقل میشود. باید بدانیم مخاطبِ ما چه میخواهد. او هم باید راضی باشد اما این روزها، این رضایت بسیار کمرنگ شده است. کاش روز خبرنگارِ امسال، همه ما تصمیم جدی برای بازگشت به اوج بگیریم.
نقش سازنده در خردورزی و بالندگی جامعه
کاظم موسوی بجنوردی :نخستین خصایص و خصایلی که با شنیدن نام «خبرنگار» به ذهن متبادر میشود، نقش مفید و سازندهاش در اطلاعرسانی و روشنگری است. «خبرنگار» بدون شک نقش سازندهای در خردورزی و بالندگی جامعه دارد. یک «خبرنگار» باید فرصتها را بشناسد و از آنها، در راستای اطلاعرسانی جامعه، نهایت استفاده را کند. «خبرنگار» باید این آمادگی را داشته باشد که برای حرفه خود، وقت و دقت زیادی را مصروف کند. یک «خبرنگار» حرفهای باید در جمعآوری اطلاعات، ابتکار عمل را به دست بگیرد و با افراد مؤثر ارتباط برقرار کند تا در نهایت با تکیه بر همین اطلاعات و ارتباطات، اخبار را هرچه پربارتر به مخاطب منتقل کند. «خبرنگار» باید مسئولیتپذیر باشد و این مهم، در قبال مردم، بهعنوان مخاطبان اصلی «خبرنگار»، معنا پیدا میکند. یافتن چیستی و چرایی مشکل مردم، وظیفه یک «خبرنگار» است که امید است «خبرنگار»ان ما چنین باشند.
در جستوجوی خبرنگاران جستوجوگر
مصطفی رحماندوست :به مناسبت فرا رسیدن گرامیداشت روز خبرنگار ترجیح میدهم به جای یک تبریک خشک و خالی حداقل حرفی برای این دوستان پرتلاش داشته باشم. بهعنوان یک معلم که سال هاست در عرصه ادبیات فعالیت کرده نقدی به عملکرد برخی از خبرنگاران دارم. نمیگویم همه خبرنگاران، اما برخی از دوستان رسانهای در شرایطی به سراغ مصاحبه شوندگان میروند که مطالعه چندانی انجام ندادهاند. این در شرایطی است که خبرنگاران میتوانند با قدری کنجکاوی و مطالعه در حوزههای مختلف جریانسازی کنند. اتفاقی که نمونه آن را نه تنها در عرصه جهانی، بلکه حتی در کشور خودمان هم دیدهایم. این کنجکاویها حتی گاهی به تغییر مسیر جریانهای سیاسی میانجامد و سرنوشت یک کشور را دگرگون میسازد. اهالی رسانه توانایی آن را دارند که دست به جریانسازی بزنند و ما درعرصههای مختلف به چنین خبرنگاران متخصصی نیاز داریم. زمانی که یک خبرنگار به سراغ من بیاید باید استرس بگیرم و پیش خود بگویم که نکند در این گفتوگو پی به فلان ماجرا ببرد. خبرنگار باید هر جا که میرود همه از او واهمه داشته باشند و پیش خود بگویند؛ شاید برای مچگیری آمده! خبرنگارانِ جستوجوگری که امروز قدری جایشان خالی است و نیازمند آنان هستیم.
خادمان بیادعا
حمید فرخ نژاد :برای روز خبرنگار تنها پیام کوتاهی دارم که جدا از معنای روشن و مهربانش، چکیده حروف ابتدایی کلماتش «خبرنگار» است و بس:خبرنگاران «خادمان بیادعای روشنایی، نگهبانان گوهر اندیشه راستی» هستند. روزشان مبارک.