خرید بک لینک

ایران آنلاین /هر دو رهبران حزبهایی نوپدید و برآمده از خود و متکی بر شخصیت حقیقی و حقوقی خودشان هستند و دو حزب حاکم روسیه و ترکیه تا پیش از ظهور دو رهبر در عرصه سیاست و قدرت، وجود خارجی نداشتهاند. هر دو نفر هم چهرههایی کاریزماتیک برای هواداران خود دارند و هم به وقت لزوم به راحتی می توانند حامیان خود را در راستای اهدافی که دارند، بسیج و به خط کرده و از این کاریزما برای حفظ قدرت و بقای حاکمیت خود استفاده کنند. هم پوتین و هم اردوغان نشان داده اند که برای رسیدن به آنچه که میخواهند از هر کاری رویگردان نیستند و هدف وسیله را به راحتی برایشان توجیه میکند. نگاهی به چند و چون تصمیمها و سیاست ورزی های پوتین و اردوغان در طول حدود یک و نیم دهه حاکمیت بلامنازع آنها، نشان میدهد که با وجود تفاوت اساسی در پیشینه تاریخی و بسترهای اجتماعی و فرهنگی دو کشور ترکیه و روسیه، هر دو در مقاطع مهم و پیچهای تاریخی از مدل های یکسانی برای حفظ قدرت و تداوم تاج و تخت، از میان برداشتن رقبا، برخورد با منتقدان و چگونگی برقراری روابط دیپلماتیک با شرق و غرب و دول مختلف بهره می برند.

پوتین و اردوغان همانقدر که به خوبی بلدند از ظرفیتهای دموکراسی و جمهوریت نظام خود برای بالا رفتن از نردبان قدرت استفاده کنند، به همان خوبی هم بلدند که راه بالا آمدن رقبا از این نردبان را سد یا سخت کنند. هر دو نفر کاملا به دیکتاتوری اکثریت اعتقاد دارند و هرکجا که لازم شود به پشتوانه کاریزما و اکثریت هواداران، اختیارات رئیس جمهور یا نخست وزیر را بالا و پایین کرده و از مدل های یکسانی برای مهره چینی یاران خود در ارکان مختلف قدرت بهره میبرند.

هر دو به وقت نیاز روزی دوستان خود را تا اوج بالا میبرند و حتی بالاتر از خود می نشانند، اما روزی دیگر اگربه اندازه سر سوزنی احساس کنند که دوست دیروز، رقیب فردا خواهد شد، به راحتی آب خوردن او را زمین میزنند. هر دو در عرصه سیاست خارجی و مناسبات دیپلماتیک سیال و ژله ای و به اقتضای زمان و شرایط عمل می کنند. نه می شود تمام و کمال روی دوستیشان حساب کرد و نه دشمنیشان قابل محاسبه است.
آن یکی در مسکو نه تمام قد لیبرال و مخالف کمونیسم است و نه نظام شورایی کمونیستی حاکم بر روسیه پیش از خود را به طور کامل نفی و نفرین می کند. این یکی در آنکارا گاهی اسلام گرا است، گاهی ملی گرا و گاهی لیبرال. روزی سکان سیاست را به منتهی الیه چپ میچرخاند و روزی دیگر به سمت راست گردش میکند. گاهی به وقت لزوم با کشورهای غربی چونان دوست جانی میشود و حتی با اسراییلی ها فالوده میخورد و گاهی با همه غرب و غیرمسلمانان دشمن خونی می شود و به سمت شرق غش میکند.

سکنات و رفتارهای سیاسی آن یکی در کاخ کرملین آدم را یاد تزار روس می اندازد و شیوه حکومت داری و سیاست ورزی این یکی در آنکارا و کاخ چراغان استانبول ذهن ها را به دوران سلاطین عثمانی و سلطان سلیم می اندازد.
آذرماه سال گذشته دو قطبی بین المللی به وجود آمده بر سر بحران سوریه، دو کشور ترکیه و روسیه را تا مرز جنگ مستقیم با هم کشاند. بمب افکن سوخوی روسی در سوم آذر ۱۳۹۴ مشغول عملیات علیه گروههای تروریستی حاضر در شمال سوریه و مرز ترکیه بود که دو جنگنده اف-۱۶ ترکیه آن را در حریم هوایی سوریه منهدم کردند. پس از سقوط جنگندۀ روسی، مسکو شدیدترین هشدارها را به ترکیه داد و دو رئیس جمهور تاچند روز خط و نشان های خطرناکی برای هم میکشیدند. پوتین تا یک قدمی تقابل نظامی با این کشور هم پیش رفت اما با وساطتهای بینالمللی سراسلحه خود را کج کرد و از راه اعمال تحریمهای اقتصادی و قطع موقت روابط سیاسی وارد شد. دیری نپایید که اردوغان با همه خط و نشانهای اولیه موضع خود را 180 درجه تغییر داد و دست به نگارش نامه معذرت خواهی برد. پوتین هم بلافاصله دشمنی خونی دیروز را فراموش کرد، عذرخواهی شخصی اردوغان را پذیرفت و ظاهرا در ازای تغییر فاحش برخی مواضع ترکیه در خصوص بحران سوریه و همچنین تجدید نظر در روابط با کشورهای غربی، به لغو تحریمهای اقتصادی وضع شده و از سرگیری روابط چراغ سبز نشان داد.
در فاصله کوتاه آذرماه سال گذشته تاکنون رجب طیب اردوغان و حزب حاکم ترکیه حوادث سیاسی و امنیتی متعدد و فراز و نشیب های چندگانه مشکوکی را از سر گذراندند و هربار به مدد روشهای خاص و پوپولیستی شخص اردوغان، از طوفان حوادث به سلامت جستند. آنها در انتخابات پارلمانی، در رقابت با احزاب چندگانه ترکیه تایک قدمی واگذاشتن قدرت و احتمال تشکیل دولتی ائتلافی هم پیش رفتند. اما در حدفاصل تا مرحله دوم انتخابات، ابر و باد و مه خورشید و فلک دست به دست هم داد و چندین انفجار مرگبار در استانبول و آنکارا و دیگر شهرها به کمک آمد، اوضاع کشور امنیتی شد، داعشی ها در ترکیه فعال شدند و دوقطبی ترکی- کردی در کشور به اوج رسید، تا مردم متقاعد شوند که تنها منجی کشور اردوغان است و به ناگزیر باز هم باید به یاران او رای دهند.

متعاقب این حوادث دوران نخست وزیری احمد داود اوغلو دیپلمات سرشناس و یارنزدیک اردوغان به دلایلی نامعلوم هم دولت مستعجل شد و اوغلو هم مانند عبدالله گل در ترکیه و مدودف در روسیه کنار گذاشته شد. در این دوره زمانی کوتاه اردوغان نحوه مواجهه خود با بحران سوریه را هم تغییر داد و از رویه تقابل شدید مانند چندسال گذشته به حالت کجدار و مریز و غیرقابل تحلیل رسید. النهایه هم کودتای نافرجام برخی ژنرالهای ارتش در ماه گذشته شرایط را در این کشور آنچنان تغییر داد که جهان سیاست اکنون با رجب طیب اردوغانی دیگر و ترکیهای دیگر مواجه شده، کما اینکه در روسیه هم پوتین چندین بار تغییرات این چنینی را در سیاست های داخلی و خارجی خود به جهان نشان داده است.
اردوغان جدید به واسطه تقلید از شیوه حکومتداری پوتین و ژلهای عمل کردن خود و به اقتضای شرایط و منافع جدید، به راحتی در اولین سفر خارجی پس از کودتا راهی دفتر اصلی ترین دشمن دیروز خود میشود و با او در سنپترزبورگ دست دوستی می دهد، از بشار اسد و ایران تشکر میکند و عملکرد آمریکا و کشورهای اروپایی را تقبیح میکند و آنها را پشت پرده کودتا میداند. این که این پوتین و این اردوغان تا چه حد قابل اعتماد هستند و کشوری مانند ایران در شرایط جدید خاورمیانه، حداکثر میتواند چندعدد از تخممرغ های خود را در سبد آنکارا و مسکو بگذارد، سوالی است که تاحدودی جواب آن واضح است؛ حتی اگر فردا صبح اردوغان راهی دمشق شود و بشار اسد را در کاخ ریاست جمهوری سوریه در بغل بگیرد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 20 مرداد 1395 ساعت: 16:43

صفحه بندی