ایران آنلاین / در این حکم که بر اساس آن محمود گلزاری به سمت مشاور وزیر در امور خانواده و جوانان منصوب شد همچنین بر هماهنگی و همکاری با دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی به عنوان یکی دیگر از مهمترین مأموریتهای جدید معاون مستعفی امور ساماندهی وزارت ورزش و جوانان دولت یازدهم در سمت تازهاش تأکید شده بود. شورایی که از مردادماه امسال با تأکید ویژه علی جنتی بررسی فروپاشی خانوادهها و انحطاط اخلاقی را به شکل جدی در دستور کار قرار داده است. دکتر محمود گلزاری روانشناس، استاد دانشگاه و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی میگوید در این مدت در جلسات دو هفته یک بار شورای فرهنگ عمومی موضوع تحکیم خانواده به صورت جدی بررسی شده است و طبق آسیبشناسیهای انجام شده قرار است محور اصلی مشکلات احصا شده در برنامه کاری معاونتهای این وزارتخانه مورد توجه قرار بگیرد. او در گفتوگو با روزنامه ایران ضمن بازگویی کلی مشکلات این حوزه از نقشآفرینی اقدامهای فرهنگی برای گرهگشایی وضعیت موجود سخن گفت؛ وضعیتی که گلزاری معتقد است با همه مشکلات موجود هنوز به مرحله اضطرار و بحران نرسیده است.
در سالهای اخیر موضوع تحکیم خانواده به صورت جدی در مباحث فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است و در سال جاری بر این موضوع به عنوان تکلیف اصلی شورای فرهنگ عمومی از سوی وزیر ارشاد تأکید شده است. در شرایطی که طبق اذعان برخی منابع به طور میانگین در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرومیپاشد اقدامات فرهنگی چقدر میتواند در حل این بحران نقشآفرین باشد.
برای پاسخ به سؤال شما قبل از هر چیز باید تصویری درست از وضعیت موجود ارائه دهیم تا بر اساس آن بتوانیم به تبیین برنامههای فرهنگی بپردازیم؛ وضعیتی که با وجود مشکلات بسیار من نمیخواهم با لفظ بحران از آن یاد کنم. طبق بررسی ما در شورای فرهنگ عمومی چندین محور به عنوان مشکلات اصلی در مراحل شکلگیری خانواده احصا شده است که محور اصلی فعالیت این شورا در 10 ماه گذشته بوده است. طبق تقسیمبندی سازمان ثبت احوال جمعیت مجرد کشور به سه گروه تقسیم میشودگروه اول جوانان زیر 35 سال و گروه دوم افراد مجرد بین 36 تا 50 سال است که به آنها عنوان تأخیر ازدواج اطلاق میشود. گروه سوم گروه تجرد قطعی است که شامل مجردان 50 سال به بالا میشود. متأسفانه در حال حاضر حدود بیش از 5/11 میلیون نفر از جمعیت جوان ما در گروه اول قرار دارند. در این گروه تعداد دختران و پسران تقریباً برابر است اما در گروه دوم و سوم تعداد خانمها بیشتر است. ابراز تأسف من از این باب است که چون این گروه جمعیت فعال کشور است و تشکیل خانواده علاوه بر برکات فردی ثمراتی چون افزایش باروری و بالا رفتن امنیت اجتماعی و دیگر شاخصهای مثبت در اجتماع را به همراه دارد. در دل این مشکل افزایش سن ازدواج هم مطرح است. در سالهای اخیر میانگین سن ازدواج در مردان به بالاتر از 30 و در زنان به حدود 29-28 سال هم رسیده است. تمام این آمار و ارقام به مشکل دیگر یعنی مسأله مدیریت رفتار جنسی هم گره خورده است. مسأله بعدی لزوم مشاورههای قبل از ازدواج است. سامان دادن به مشاورههای قبل از ازدواج دومین بخش از دغدغه ما در روند تشکیل خانواده است البته تأکید میکنم که مقصود ما از این التزام به معنای حذف والدین نیست بلکه مثلثی است که یک رأس آن دختر و پسری است که به لحاظ رفتار، سلیقه و مسائل فکری-عقیدتی باید به تفاهم برسند و رأس دوم طبق فرهنگ ایرانی- اسلامی خانواده است.اما با وجود رضایت
|
متأسفانه ما یکسری آداب و رسوم غلط داریم که بشدت دست و پا گیر هستند. همین مسأله مهریهها، جهیزیهها و... و داستان قدیمی دخالتهای مادر شوهر و مادر زن و...مشکلاتی از جنس فرهنگ است. زواید نادرست بسیاری دور ازدواج پیچیده شده است که نیاز به اصلاح دارد. <سخن عشق یکی بود ولی آوردند/ این سخنها به میان زمره نادانی چند.> یک ازدواج الهی و پاک و ساده آنقدر دورش پیرایه پیچیده شده است که در جوانها و خانوادههاوحشت ایجاد میکند |
این دو رأس گاهی اوقات یک جوان همچنان نمیتواند تصمیم درستی اتخاذ کند چرا که لایههای عمیقتر شخصیت طرف مقابلش را نمیشناسد و در اینجا ضلع سوم این مثلث یعنی جامعه روانشناسی است که میتواند تکمیل کننده این شناخت باشد.به عنوان نمونه از همکاری مطبوعاتی مثالی بزنم ارتباط کاری بین فعالان حوزه مطبوعات موجب آشنایی و ازدواج برخی از آنها با یکدیگر شده است. اما متأسفانه چون برخی از این شناختها سطحی و گاهی احساسی بوده مثلاً ممکن است تحت تأثیر حس خوشایند از قلم همکار یا اشتراکات در زمینههای فرهنگی و هنری باشد از شناخت لایههای پایینتر شخصیتی باز میماند و بعد از مدت کوتاهی به گسستگی میانجامد. البته من چون با اهالی رسانه سر وکار دارم و تعداد قابل توجهی از آنها به جهت مسائل زندگی بهبنده رجوع میکنند از این اتفاق و جریان مطلع هستم وگر نه ممکن است در عرصههای دیگر و شغلهای دیگر چنین ازدواجهایی صورت بگیرد.
آیا آمار دقیقی از پدیده طلاق در بین مطبوعات وجود دارد؟
آنقدر هست که وزارت ارشاد را حساس کند تا چارهای بیندیشد و حمایتهای مشاورهای برای جوانان حوزه مطبوعات را در برنامههای سال 95 خود لحاظ کند. حمایتها که نباید فقط از جنس بن کتاب و کارت هدیه باشد بلکه خدمات مشاورهای هم ضروری است. این اتفاق گویای این واقعیت است که حتی دو جوان تحصیلکرده، فرهنگی و اهل علم هم در انتخاب هایشان، ممکن است اشتباه کنند و باید با مشورت روانشناسانه ویژگیهای شخصیتی و لایههای درونیتر را بشناسند. گاهی اوقات پدر و مادرها با وجود آنکه دلسوز و فهمیده هستند احساس و هیجانی برخورد میکنند و رأس سوم میتواند بین آنها تعادل ایجاد کند. اینجاست که اهمیت مشاورههای قبل از ازدواج مشخص میشود.
البته مسأله علاقهمند کردن مردم به حوزه مشاوره قبل از ازدواج قدم اول است و به نظر میرسد قدم بعدی باید سامان دادن به این حوزه باشد. آیا روانشناسان در حوزه ازدواج برنامه و پروتکل واحدی دارند؟
نخیر. من متأسفم که بگویم بسیاری از همکاران من که از تازه فارغالتحصیل شدگان این حوزه هستند وارد داستان مشاوره ازدواج میشوند در حالی که موضوع تخصصی است و نیاز به تجربه طولانیدارد. تأکید من بر مشاوره قبل از ازدواج با کارشناسانی است که تخصص لازم را دارند، با فرهنگ ایرانی- اسلامی آشنا هستند و نسخههایشان نسخههای فرهنگ دیگری نیست.علاوه بر این یکی از مشکلاتی که در روند تشکیل خانواده در شورای فرهنگ عمومی مورد توجه ویژه قرار گرفت بحث ضرورت مشاوره بعد از ازدواج است. ازدواج اگر بخواهد بالغ و سالم شود و زندگی شادابی را تجربه کند مانند یک نوزاد به سه شرط نیاز دارد. یک فرد بالغ و سالم کسی است که اولاً سالم به دنیا آمده است دوم در سالهای اول زندگی و کودکی که خیلی آسیب پذیر است بخوبی مراقبت شده و سوم اینکه هنگام ضرورت و نیاز به پزشک مراجعه کرده است. اگر میخواهیم یک ازدواج خوب و موفقی اتفاق بیفتد باید انتخاب مناسب باشد و مطمئن باشیم این فرد ورودش به دنیای متأهلها سالم است دوم اینکه باید در 5-4 سال اول مراقبت شود و سوم اینکه اگر دچار مشکل شد مراجعهاش به یک روانشناس بهنگام باشد. باید به خانوادهها آموزش دهیم همانطور که در هنگام مواجهه با بیماری و افت نکردن تب یک روزه سریع به پزشک مراجعه میکنید اگر میبینید نوزاد ازدواجتان مریض است و اختلافتان به کمتر از یک هفته ادامه پیدا میکند مطمئن باشید گذشت زمان مسأله را حل نمیکند باید به مشاور مراجعه کنید.در کلانشهری مثل تهران 50 درصد ازدواجها در کمتر از سه سال به طلاق میرسد. از سال 80 به این سو منحنی طلاقها صعودی شده و پایین هم نمیآید. داستان طلاق و نگرانیها و بحرانهای پس از آن هم که داستان مفصلی است بخصوص برای زنان. متأسفانه هر ساله حدود 15 هزار زن زیر 30سال به مطلقههای ما اضافه میشود.
این مسائل از قبل از ازدواج تا پس از ناسازگاری است. علاوه بر این مسائل فردی یکسری مسائل کلان هم در حوزه خانواده مشکل آفرین است که برای اصلاح آن بیش از هر چیز به ابزارهای فرهنگی و هنری نیاز داریم.
بله متأسفانه ما یکسری آداب و رسوم غلط داریم که بشدت دست و پا گیر هستند. همین مسأله مهریهها، جهیزیهها و... و داستان قدیمی دخالتهای مادر شوهر و مادر زن و...مشکلاتی از جنس فرهنگ است. زواید نادرست بسیاری دور ازدواج پیچیده شده است که نیاز به اصلاح دارد. <سخن عشق یکی بود ولی آوردند/ این سخنها به میان زمره نادانی چند.> یک ازدواج الهی و پاک و ساده آنقدر دورش پیرایه پیچیده شده است که در جوانها و خانوادههاوحشت ایجاد میکند. طبق آمار اعلام شده بیش از 45 درصد پسران عمده دلیل دوری از ازدواج را مشکل اشتغال عنوان کردهاند و20 درصد هزینههای بالای ازدواج؛یعنی دو سوم پسران به دلیل مسائل اقتصادی تن به ازدواج ندادهاند. الان در یک کلاس 20 نفره دانشجویان کارشناسی ارشد فقط سه دانشجو دختر ازدواج کردهاند. در این بازار تقاضای زیاد هم بالای 700 سایت غیرقانونی و مشکلدار کالاهایشان را عرضه میکنند. به شکل جدی به فعالیت این سایتها ورود کردهایم و در نشستهایی که داشتیم هیچکدام نتوانستند ما را قانع کنند که روششان علمی، اسلامی و منطقی است و برخی هم که مشکل جدی اخلاقی دارند.
شما در صحبتهایتان به مشکلات اقتصادی، اجتماعی، همسانگزینی و آداب و رسوم غلط اشاره کردید. آیا در این حوزه خلأ قانونی نداریم.
اتفاقاً بخش مهم دیگر مشکلات قانونی است. یک سری از قوانین حوزه ازدواج باید اصلاح شود.یک سری از این قوانین غیرکارشناسانه شناسایی شده است و مجلس باید به شکل جدی کار گروهی را برای اصلاح قوانین حوزه خانواده تشکیل دهد.
|
در حوزه سینما تصمیمهای خوبی اتخاذ شده است مسأله سینمای خانواده در طول این سالها از سوی معاونت سینمایی به شکل جدی مورد توجه قرار گرفته است و پیشنهاد دادهایم همانطور که جشنواره فیلم کودک و جشنواره فیلم نوجوان داریم جشنواره سینمای خانواده هم مدنظر قرار بگیرد.در سالهای گذشته متأسفانه فیلمهایی ساخته شد که پرداختی تلخ به موضوع خانواده داشت. خیانت و عشقهای مثلثی در آثار سینمایی در سالهای قبل زیاد شده بود |
در هر صورت این واقعیت (طلاق) بنا بر دلایل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نداشتن آموزشهای لازم زیاد شده است هر چند که بخشی از جامعهشناسان هم آن را گذار طبیعی از سنت به مدرنیته عنوان میکنند. برای کمتر شدن آسیبهای این بحران برای کسانی که مبتلا به این مشکل هستند چه چارهای اندیشیدهاید.
بله برخی بر اساس این نظریه از روانشناسان میخواهند که خیلی وارد این حوزهها نشوند چرا که به گمان آنها مشکل طبیعی و براساس ضرورتهای اجتماعی اتفاق افتاده است. همانطور که اشاره کردید به هر دلیل طلاقها زیاد شده است و سالی هزاران مطلقه وارد جامعه میشوند که خودش یک سونامی و زلزلهای بزرگ برای ارکان خانواده و جامعه است. بخصوص برای دختران که یکباره دچار اضطراب شدید نسبت به آینده، حسرت و افسردگی شکست نسبت به گذشته میشوند. ما باید برای سامان دادن به مسائل مطلقهها فکر بکنیم. باید برنامهریزی کرد که اگر اشتباه کردهانددوباره به زندگی اول بازگردند و اگر نه، شانس ازدواج مجدد را داشته باشند.
خب تا به اینجای صحبتها، شما شمایلی کلی از وضعیت موجود ترسیم کردید و به قولی مسأله برای ما تفهیم شد. حالا برویم سراغ پاسخ آن و سؤال اول ما یعنی گرهگشایی این مسائل با رویکردهای فرهنگی. در شرایطی که سرمنشأ این مشکلات مسائل اقتصادی و اجتماعی است وزارت ارشاد و بخش فرهنگی جامعه چطور میتواند مؤثر واقع شود در رفع این مشکلات و بر خلاف اعتقاد شما این بحران؟
طبعاً مسائل اقتصادی، اشتغال و مسکن مربوط به این وزارتخانه نیست اما ما جوانهایی داریم که باوجود امکانات کامل ازدواج نمیکنند یا اگر هم ازدواج کردهاند طلاق میگیرند، پس وقتی پای اقتصاد به میان میآید و اینقدر پررنگ نیست، بار مسئولیت بر دوش حوزه فرهنگ است.یکی از مهمترین کارهایی که وزارت ارشاد البته با همکاری نهادهای فرهنگی دیگر باید انجام دهد، مسأله افزایش رغبت جوانان به ازدواج و تبیین اهمیت آن برای خانواده است. باید ترس و واهمهای که نسبت به ازدواج ایجاد شده از بین برود و برکات خانواده از نظر علمی، اسلامی و شناختی به جوانان یادآوری شود. مسئولیت وزارت ارشاد فرهنگسازی برای افزایش رغبت جوانان به ازدواج، نشان دادن بهرههای مهم یک ازدواج موفقیتآمیز و معرفی الگوهای موفق در عرصه ازدواج است البته در این حوزه به واقع بیش از وزارت ارشاد، صدا و سیما نقش دارد و همچنین دیگر رسانهها. همکاران ما در مطبوعات آمادگی دارند و این توقع هم وجود دارد که راجع به مباحث خانواده نکاتی هماهنگ و مثبت را ترویج کنند اما گاهی اوقات برخی مطبوعات ممکن است اخباری را منتشر کنند که از نظر ما اخبار سیاهی است و مردم را میترساند یابرخی مواقع برخی اخبار روزنامهها را زرد میکند چرا که نمیدانند یک واقعیت را چگونه بیان کنند. اگر مطالب خوب، قانعکننده و مطابق با فرهنگ در اختیارشان قرار بگیرد مسلماً با روشهایی که علمش را دارند آن را بخوبی به مردم انتقال خواهند داد. در همین راستا طبق توافق معاونت مطبوعاتی، قرار است بامدیران مسئول مطبوعاتی که در حوزه اجتماعی و خانواده فعال هستند، جلسات هماندیشی ماهانه داشته باشیم. برنامه دیگر حمایت از مطبوعات فعال در این حوزه است تادر بستههای سال 95 جایگاه ویژهای داشته باشند.
علاوه بر این با حمایت وزیر محترم ارشاد کارگروهی با عنوان «خانواده و جوانان» متشکل از نمایندگان معاونتها و سازمانهای مختلف ارشاد از جمله مطبوعات، هنری، فرهنگی، سینمایی، کانونهای فرهنگی مساجد، معاونت قرآن و عترت و... انجمن سینماگران جوان، بنیاد فارابی و... تشکیل شده است. در حوزه معاونت فرهنگی قرار است کتابهای حوزه خانواده تشویق و ترویج شود ما به ساخت آثار فاخر موسیقایی در این حوزه نیاز داریم و همچنین به همکاریهایی در حوزه تئاتر که اتفاقاً کارهای خوبی هم شده است و با وجود انتقاداتی که در برخی رسانهها مطرح شد به هیچ عنوان تضعیف کننده خانواده نیست.در دورهای که در حوزه وزارت ورزش و جوانان مشغول فعالیت بودیم از آقای مجید انتظامی دعوت کردیم تا سمفونیای با موضوع خانواده بسازند، برآورد بودجه کردیم و تا پای قرارداد نهایی هم رفتیم اما با سنگاندازیهایی که شد به سرانجام نرسید. در حوزه معاونت قرآن و عترت هم قرار شده مؤسساتی که از این معاونت مجوز فعالیت میگیرند در حوزهترویج و تشویق و ترغیب خانواده به شکل ویژه فعالیت کنند. همچنین در بخش کانون فرهنگی مساجد مقرر شد در کارگروه مستقلی از ظرفیت مسجد و تقدس و اعتبار آن در فرهنگسازی برای حوزههای آموزش و مشاوره خانواده با همکاری روحانیت استفاده شود. در شورای فرهنگ عمومی کشور که با مدیریت وزیر محترم ارشاد و حضور حدود 30 معاون تام الاختیار دستگاههای اجتماعی- فرهنگی کشور برگزار میشود آقای جنتی تأکید داشتند که تمام مباحث شورای فرهنگ عمومی در سال 94 به موضوع خانواده اختصاص داشته باشد. بر این اساس از ابتدای سال به صورت یک هفته در میان این مباحث در شورا پیگیری میشود. کار شورای فرهنگ عمومی ایجاد هماهنگی و حساس کردن دستگاهها نسبت به خانواده است و اهتمام خوبی هم وجود دارد تنها نگرانی ما این است که متأسفانه در برنامه ششم توسعه تمرکز جدی روی این موضوع نشده است و امیدواریم سازمان برنامه و بودجه و هیأت دولت که نگاه تأکیدی بر موضوع خانواده دارند برای اختصاص بودجه در این حوزه تدبیر کنند.
همیشه سینما به عنوان یکی از مکانها یا سرگرمیهای خانوادگی شناخته شده و از سوی دیگر با توجه به اهمیتی که نهاد خانواده دارد فارغ از ژانر و نوع روایت و ساختار، اغلب فیلمهایی که بر پرده سینما به تماشا مینشینیم به خانواده و مسائل آن ارتباط دارد. در بند 2-14 از فصل اول دفترچه «رویکردها، راهبردها و سیاستهای سازمان سینمایی» که بهار 93 منتشر شد تحکیم نهاد خانواده و روابط خانوادگی و بین نسلی به عنوان یکی از اولویتهای این سازمان مطرح شده است. ارزیابی کلی شما از آثار سینمایی کشورمان با محوریت خانواده چیست؟
در حوزه سینما تصمیمهای خوبی اتخاذ شده است مسأله سینمای خانواده در طول این سالها از سوی معاونت سینمایی به شکل جدی مورد توجه قرار گرفته است و پیشنهاد دادهایم همانطور که جشنواره فیلم کودک و جشنواره فیلم نوجوان داریم جشنواره سینمای خانواده هم مدنظر قرار بگیرد.در سالهای گذشته متأسفانه فیلمهایی ساخته شد که پرداختی تلخ به موضوع خانواده داشت. خیانت و عشقهای مثلثی در آثار سینمایی در سالهای قبل زیاد شده بود. یادمان باشد یکی از تلاشهای جدیرسانههای بیگانه و بخصوص شبکههای ماهوارهای تضعیف خانواده است و با برنامه و نقشهای جدی بناست که افراد را نسبت به خانواده سست کنند؛ بیوفایی، روابط فرازناشویی و ساده گرفتن داستان طلاق تم مشترک اغلب این آثار است و ما هم نمیتوانیم این طرف همین کار را بکنیم. بله بحرانهای ما زیاد است و باید بحرانها را نشان بدهیم. ضمن اینکه نباید فیلم و سینما هم جنبه و شکل و شمایل نصیحتگونه بگیرد. باید با همان ابزار هنر و با ظرافتی هنرمندانه هر محتوایی را القا کنیم مثل فیلم «طلا و مس» که بروز بیماری و مشکل خانوادگی را در یک ارتباط عاطفی به زیبایی به تصویر کشید یا کارهای آقای میرکریمی که نگاههای مثبتی دارد و ارتباط صمیمی و زیبا و طبیعی را نشان میدهد مثل «به آهستگی» و «یک حبه قند».فضای همه فیلمها هم قرار نیست گل و بلبل باشد، مشکلات را هم میشود مطرح کرد البته با عنایت به اینکه خانواده پایدار بماند. در حوزه معاونت سینمایی قرار شده توجه به خانواده و ابعاد مثبت خانواده مورد توجه قرار بگیرد. ما در جلساتی که با دوستان سینمای جوان، مدیر عامل محترم بنیاد سینمایی فارابی و دکتر ایوبی داشتیم همگی اعلام آمادگی کردند که در سال آینده حوزه سینما در مبحث خانواده قویتر ظاهر شوند.
در صحبتهایتان به نقش شبکههای ماهوارهای اشاره کردید گرچه نمیتوان مقصر اصلی تمام مسائل اشاره شده را فعالیت این شبکهها عنوان کرد. به هر حال بر اساس مقتضیات شرایط اجتماعی و اقتصادی و همچنین فرهنگی در سالهای اخیر مسائل تازهتری مثل خیانت، ازدواج مجدد یا پنهانی به سوژه بسیاری از آثار سینمایی تبدیل شده است؛ واقعیتهای تلخ جامعه که فیلمسازان اجتماعی نمیتوانند نسبت به آن بیتفاوت باشند اما اغلب این آثار با انتقاد برخی رسانهها به بهانه هجمه به کیان خانواده و بعضاً توقیف مواجه میشوند.آیا باید به این بهانه از بیان واقعیتها چشمپوشی کرد؟
البته این اتفاق در خصوص تمام آسیبهای اجتماعی صدق میکند. باید در پرداخت به یک آسیب اجتماعی به عوامل و علائم هم اشاره کرد. ما در سادهترین طبقهبندی در پیشگیری عوامل را به سه دسته اولیه، ثانویه و سوم تقسیم میکنیم. به عنوان مثال برای جوانی که در 19 سالگی شیشه مصرف میکندعلم روانشناسی میگوید عوامل این اتفاق را باید از 5-4 سالگی جستوجو کرد، مسلماً این فرد در خانواده، محله و اجتماعش بحرانهایی داشته که او را آرام آرام مستعد کرده است. پس عوامل خطر عواملی هستند که بالقوه خیلی سالها قبل از ورود یک فرد به یک آسیب وجود دارند. اگر خطی بین آسیب و سلامت بکشیم وقتی فرد به آن سوی مرز سلامت نزدیک شود مرحله دوم است که در اینجا به جای علامت با علائم خطر سر و کار داریم و با بیتوجهی به این علائم، هشدارها و زنگ خطرها یک فرد به مرحله سوم یعنی آسیب وارد میشود که باز هم نمیتوان گفت ناامیدکننده است و آب از سر گذشته است بلکه باید تلاش زیادی بکنیم تا فردبرگردد؛ البته به جامعه سالم. کاش همانند یک راننده با تجربه که گوشش به علائم مشکوک اتومبیلاش آشناست ما پدر و مادرها بموقع صداهای مشکوک را از رفتار فرزندانمان دریافت کنیم. هفته گذشته در صفحه حوادث از خودکشی پسر نوجوانی خبر دادند که علت آنسوءاستفاده جنسی صاحب کارش عنوان شده بود؛ آزاری که حدود 6-5 ماهی گریبانگیر این جوان بوده بدون اینکه خانوادهاش متوجه تغییرات رفتاری او شوند این همان بیتوجهی به علائم خطر است. در مواجهه با چنین واقعیتهایی سینماگر خوب ما باید چه کار کند؟ دیکته کنیم که اصلاً وارد آسیبها نشود که نمیشود چرا که هنرمند چشم بینای جامعه است برای آگاهی دادن و روشن کردن ذهن مردم. آیا به لحظه غرق شدن و معضلهایی مثل خیانت ورود نکند؟ نخیرمیتواند یک شات بیاورد اما با ظرافتهای خاص بکگراندی از عوامل و علائم این خطر را بازگو کند تا خانواده و مخاطب در زمان خروج از سالنهای سینما فقط با یک خیانت و بحران روبهرو نشده باشند بلکه نسبت به عوامل این آسیب حساستر شود. به عبارت دیگرنشان دادن زمینههای شکلگیری و عوامل اولیه کاری هنرمندانه است. در همین مسأله خیانت ثابت شده است فردی که بعد از ازدواج رابطه خارج از چارچوب دارد، گذشتهای مستعد برای این امر داشته است. میتوانیم در سینما به این موضوع بپردازیم، هیجانات لازم را هم داشته باشیم اما نگاه کارشناسانه و عالمانه به این قضیه حفظ شود.
در صحبتهایتان نسبت به غفلت خانواده از علائم خطر هشدار دادید وضعیتی که پیامد واگرایی در خانواده و جامعه است. رویکرد آسیبشناسانه به دلیل قابلیتهای دراماتیک بیشتر به سوژه فیلم تبدیل شدهاند و ما کمتر شاهد فیلمی درباره خود خانواده و کارکردهای مثبت آن هستیم.اگر بخواهیم تصویر همدلانه از بافت سنتی خانواده نشان بدهیم و کارکرد اجتماعی و مثبت خانواده را یادآوری کنیم، این دعوت به همگرایی در جامعهای که به نظر میرسد مردمانش در لاک خود فرو رفتهاند و همدیگر را فراموش کردهاند چطور باید بیان شود تا تصویر باسمهای و شعاری نباشد؟
باید با توجه به اقتضائات زندگی مدرن، راه حلها را نشان دهیم و بهترین راه نشان دادن الگوهایی است که در همین زندگی مدرن زندگی موفقی دارند. متأسفانه امروزه ارتباط فامیلی خیلی کم شده است و به مفهوم اسلامی صله رحم، صله رحم سازنده نیست. در دیدگاه دینی اعلام میشود که صله رحم طول عمر را زیاد میکند اما این روایت از نوع ارتباطات امروزه ما فاصله دارد چرا که آنقدر چشم و همچشمی و نیش و کنایه وجود دارد که عمر را کم میکند. اما در همین دوره هم خویش و اقوام و آشنایانی هستند که در یک فعالیت خیرخواهانه و یا کار آموزشی و تفریحی بدون ورود به تکلفات در فضای پرتفاهم با هم مشارکت دارند. این الگوها را پیدا کنیم و به شکل واقعی و باورپذیر به مردم نشان بدهیم،در زندگی مدرن هم نشان دهیم نشودمثل داستان ترویج و تشویق به فرزندداریکه تصویری از یک خانواده 10 نفره را در حال خوردن نون و پنیر و هندوانه نشان میداد و خانواده پر جمعیت را با مفهوم فقر و نداری گره زده بود!
بر اساس مقتضیات زندگی شهری و صنعتی شاهد تحول در ساختار معیشتی و خانوادگی هستیم و تصور امروز ما از خانواده متفاوت از تصویری است که در دهه 60 از خانواده ایرانی شاهد بودیم. به اعتقاد شما چه معضلاتی ماحصل چنین تغییراتی است و باید به عنوان هشدار مورد توجه فیلمسازان و برنامهسازان صداوسیما قرار بگیرد.
یکی از اشکالات مهم در ارتباطات اجتماعی ارتباط کلامی آزاردهنده است، شوخیهای نابجا، تکهپرانی و کنایهزنی و مقایسه کردنها بیمورد و... همگی بر ارتباطات ما اثر گذاشته است. مردم جامعه ما باید یاد بگیرند که ارتباطهای غیرکلامی الزاماً هزینهبر نیست و میتوان بدون تکلفها دورهمنشینیهای سازنده داشت. یک نکته آزاردهنده این است که متأسفانه این روزها خانوادهها از هم حساب میبرند یعنی مواظب هستند حتی طلاقشان را نزدیکترینها هم باخبر نشوند برای اینکه باید منتظر طعنهزنی باشند انگار همه منتظرند اتفاق بدی بیفتد و شماتت کنند. در بروز مشکلات غریبهها را که نمیشناسیم و از خودیها هم حساب میبریم و اینگونه دائم از هم فاصله میگیریم. باید تربیت شویم که دیگران از همنشینی و ورود به خانه ما احساس آرامش و امنیت بکنند. مانند روانشناسی باشیم که مراجعهکننده آرامش و امنیت دارد و وقتی که میرود امیدوار است؛ فرمولش هم این است که ما شماتت و تحقیر نمیکنیم. حرفهایمان نه با استناد مستقیم به قرآن و حدیث است و نه تبلیغ اندیشههای خودمان./روزنامه ایران
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار