ایران آنلاین / و حالا ششمین فیلم بلند او «هفت ماهگی» شاید ملاک مناسبی برای سنجش جایگاه هاتف علمیردانی در لیست فیلمسازان اجتماعی باشد. در حاشیه نمایش این فیلم در سومین روز از سیوچهارمین دوره جشنواره فیلم برای اهالی رسانه گپوگفتی با این فیلمساز جوان داشتیم که در ادامه میخوانید.
از فیلمنامه شروع کنیم. ایده و طرح «هفت ماهگی» چگونه شکل گرفت و اصولاً چه تفاوتی دارد زمانی که نگارش فیلمنامه به قلم کارگردان باشد تا اینکه نویسنده شخص دیگری باشد.
این فیلم در کوچه پس کوچههای تهران نفس میکشد. سالهای سال است که این آدمها را میشناسیم و با آنها ارتباط داریم و تقریباً هر کدام از این آدمها را در کوچه پس کوچههای این شهر دیدهایم. فیلم شهودی است و من هم سعی کردم بار دراماتیک قصه را از واقعیتهای جامعه بردارم. یکی از مهمترین مسائلی که تلاش کردم به آن بپردازم پوست انداختن جامعه است؛ جامعهای که در حال تغییر ماهیت است بدون اینکه ساختارهای درست و مناسب را داشته باشد. این فیلم از آدمهایی صحبت میکند که به اصطلاح تازه به دوران رسیدهاند.
در این فیلم موقعیت قصه بیشتر برای شما موقعیت دارماتیک است یا موقعیت اخلاقی؟
به عنوان فیلمنامهنویس اجتماعی باید هر دو اینها را مد نظر داشته باشیم منتهی آنچه برای من اهمیت دارد این است که وقتی تماشاگر فیلم را میبیند خودش را در آن پیدا کند یعنی قصه در جامعه بومی خودمان اتفاق افتاده باشد و بتوانیم مابهازای بیرونی آن را پیدا کنیم. بحران تازه به دوران رسیدگی یکی از معضلات بزرگ اجتماعی ماست. تفسیر معنایی و بار مضمونی این اصطلاح انسانهایی هستند که دچار موتاسیون یا جهش شخصیتی شدهاند یعنی از حال خود به حال دیگری تبدیل شدهاند و کاتالیزور و تسریعکننده آن مدرنیته است. ماحصل موتاسیون انسانیت با کاتالیزور مدرنیته و در واقع انسان جدیدی که ساپینز این موتاسیون شده بسیار متفاوت از آدمهای قبلی است. اگر خودمان را به لحاظ آداب اجتماعی و رفتاری با پدربزرگها و مادربزرگها مقایسه کنیم سبک زندگی متفاوت شده است و این تغییر مسبب دگرگونی ماهیت فکری نسل بعدی شده است که چون زیرساخت لازم را نداشته است خطراتی هم ایجاد کرده است.
در این داستان تقابل سنت و مدرنیته و پیامدهای آن بحران خانواده و طلاق عاطفی و خیانت است که به مضمون اصلی سینمای ایران تبدیل شده است.
دقیقا؛ البته مضمون اصلی «هفت ماهگی» خیانت نیست و ما در هیچ جای داستان خیانتی را نمیبینیم. در واقع ما درباره آدمهایی صحبت میکنیم که در معرض گناه قرار دارند. مهرداد در معرض گناه است و آدمهایی پیرامون او شاید گناهکارند.
و در این خانواده مادری وجود دارد که در عین اینکه به دنبال به روز شدن است قهوه میخورد و در تورهای همراه با آواز و رقص شرکت میکند و با فضای مجازی هم ناآشنا نیست به نوعی وابستگی به سنتها هم دارد و با پختن غذا برای عروس باردارش اگر چه او آن را قبول نمیکند برای تحکیم خانوادهاش تلاش میکند.
زمان نگارش فیلمنامه «کوچه بینام» این سؤال برایم مطرح بود که اگر یک روز آقا مهدی این قصه نباشد چه اتفاقی برای خانواده میافتد. «هفت ماهگی» قصه خانوادهای است که آقا مهدی را ندارد؛ آدمی که در خط تعادل میتواند این آدمها را از افراط و تفریط نگه دارد.
عنوان فیلم هم از این نگاه گرفته شده است.
«هفت ماهگی» مرز تولد انسان و از بین رفتن جنین است. کمتر از این موقعیت زمانی، تولد برابر است با مرگ جنین و عجیب اینکه به فاصله تنها چند روز بعد حاصل تولد میتواند انسان کامل شود. این خط عجیب تولد مضمون اصلی قصه من است.
اغلب فیلمهای شما پرستاره بوده و چهرههای زیادی جلوی دوربین شما رفتهاند. این بار هم فهرست بازیگران پر و پیمان است. از ابتدا همین کستینگ را مد نظر داشتید.
غیر از باران کوثری بیشتر بازیگران را هماهنگ کردیم و بالا و پایین کردیم و با برخی به توافق نرسیدیم و فقط باران کوثری بود که از آغاز پیشتولید گزینه اصلی و نهایی ما بود.
یکی از مهارتهای شما در کارگردانی شیوه هدایت بازیگران است که اغلب آنها نامزد دریافت جایزه شدهاند.
بله بازی برای من اهمیت زیادی دارد. ما نه لوکیشن و نه دکوپاژ عجیب و غریبی داریم چون فضای ناتورالیستی میطلبد که همه چیز گم شود تا بازیها دیده شود و این است که وقت زیادی روی بازیها میگذاریم.
تمرکز شما بر روی نقش مهرداد مشخص است و بازی حامد بهداد متناسب با فراز و فرود شخصیت است. باران کوثری مثل اغلب کارهایش و تجربه مشترک قبلیتان بخوبی بر نقش نشسته است اما بازی پگاه آهنگرانی باورپذیری لازم را ندارد.
پگاه آهنگرانی تا به حال تیپ بازی نکرده بود. میخواست روی لبه این تیپ بازی کردن را تجربه کند و من هم میخواستم آزمایش کنم که به نظر من برای مخاطب عام بسیار جذاب و باورپذیر است البته از روز اول حدس میزدم که این نقش منتقدپسند نباشد. شبیه نقش صبا گرگینپور در «مردن به وقت شهریور» است و قدری اگزجرهتر است و تعمد بر آن به این خاطر است که کمی زهر ابزورد بودن قصه و غمگین بودنش را بگیریم.
به عنوان سخن پایانی اگر دیدگاه و انتقادی نسبت به روند برگزاری سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر دارید.
ایجاد نظم برای رسیدن به جشنوارهای مطلوب همه، نیاز به مشارکت همگانی دارد. یک روز بعد از جشنواره همه چیز فراموش میشود و تنها نکته مهم این است که نظم و قانون بر جشنواره حاکم باشد، به نظر من محمد حیدری توانسته تا به اینجای کار از عهده آن بر بیاید./روزنامه ایران
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار