ایران آنلاین / درنا (راوی داستان) دختری دانشجو با گرایشهای ایدئولوژیک چپ، به زندان میافتد. برادرش برزین، جوانی مؤمن و ارزشی است که داوطلبانه راهی جبهههای جنگ میشود و به شهادت میرسد. علیپور در این رمان رویدادها و حوادث یک مقطع بحرانی از تاریخ معاصر ایران را (از دوران پهلوی تا سالهای اخیر) زیر ذرهبین میبرد. زمان رمان، خطی نیست بلکه چون آونگی دائم در حال رفت و برگشت است.
روایت و خرده روایتها در متن جامعه چون قطعات ریز پازلی پراکنده است و با کنار هم چیدن آنها تصویری از ایران اوایل دهه شصت ارائه میشود. بهناز علیپور قریب به 10 سال وقت صرف نوشتن این اثر کرد. وی متولد 1347 گیلان است اما از هشت سالگی مقیم پایتخت شد و به عنوان نویسنده، منتقد و مدرس زبان و ادبیات فارسی قلم میزند. نویسنده این رمان دارای دکترای ادبیات تطبیقی است و با فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی همکاری دارد. نخستین مجموعه داستان او «بگذریم...» جایزه ادبی مهرگان، جایزه یلدا و جایزه پروین اعتصامی را برایش به ارمغان آورد. «بماند...» دومین مجموعه داستانش نیز جایزه مهرگان ادب را گرفت. «راز کیمیا و افسانه مهر و ماه» (رمان نوجوان) بازنویسی «هشت بهشت» از مجموعه یکی بود یکی نبود، «زن در رمان فارسی» (اثر پژوهشی) و « سیمین دانشور و آنیتا دسای: یک مطالعه تطبیقی » «معرفی و بررسی آثار داستانی و نمایشی» از دیگر آثار منتشر شده او را تشکیل میدهند.
به نظر میرسد «جاماندیم...»، نخستین تجربه رماننویسی شما باشد آیا همینطور است؟
در واقع اولین رمان جدّی من برای مخاطب بزرگسال است. اما قبل از این رمانی برای نوجوانان نوشته بودم به نام «راز کیمیا و افسانه مهر و ماه» که سال 91 نشر ویدا منتشر کرده بود. بازخوردهای خوبی هم داشت. در این رمان مفهوم مرگ و مواجهه نوجوان با این مضمون درونمایه اصلی رمان است. از نظر شکل روایی هم روایتی اسطورهای در کنار یک روایت مدرن کلیت داستان را پیش میبرند.
به لحاظ شیوه روایت پردازی، در این رمان، روایتهای تکه تکه داریم و مرتب در حال رفت و برگشت از دوران پهلوی تا سالهای اخیر هستیم. به لحاظ زبان و نثر هم ویژگیهای شاخصی دارد.
خوشحالم که نظرتان این است. واقعیت این است که خیلی سعی کردم از امکانات زبان در حد توانم استفاده کنم. زبان اساس و جوهر داستان است و برحسب ضرورت کار و به دلیلِ اهمیتی که برای زبان در داستان قائلم معتقدم از امکانات و قابلیتهای زبان باید حداکثر بهره را ببریم. نویسنده لازم است دایره واژگانیاش را گسترش دهد تا در بیان و انتقال داستان و چگونگی پرداخت آن با قدرت بیشتری عمل کند. بر خلاف برخی که میگویند زبان فارسی در انتقال مفاهیم الکن است، باید بگویم ما هنوز خیلی از تواناییهای زبانمان را نشناختهایم. بعلاوه در کنار داستانگویی رسالت دیگری هم داریم و آن حفظِ زایایی زبان فارسی است. خیلی تلاش کردم همکناری زبان را در کنار سایر عناصر رمان حفظ کنم.
در روایتی که از زندانی شدن درنا به دست میدهید میشد فضای سیاسی جامعه در اوایل دهه شصت پررنگتر و ملموستر و کاملتر باشد، اما از آنجا که شما تجربه زندان نداشتی، نتوانستی یا نخواستی...
ممکن است ما در همه امور تجربه مستقیم نداشته باشیم ولی به سهولت میشود از تجارب دیگران، تحقیق، و تخیل یاری گرفت. به علاوه رویداد به زندان رفتن درنا محور اصلی رمان نیست و ضرورتی نبود که جزئیات آن فضا خیلی برجسته شود. همان طور که در ذکر وقایع جنگ خیلی وارد جزئیات نشدم. به هر شکل فضای زندان تنها یکی از جنبههای رمان است.
|
خیلی سعی کردم از امکانات زبان در حد توانم استفاده کنم. زبان اساس و جوهر داستان است و برحسب ضرورت کار و به دلیلِ اهمیتی که برای زبان در داستان قائلم معتقدم از امکانات و قابلیتهای زبان باید حداکثر بهره را ببریم. نویسنده لازم است دایره واژگانیاش را گسترش دهد تا در بیان و انتقال داستان و چگونگی پرداخت آن با قدرت بیشتری عمل کند. بر خلاف برخی که میگویند زبان فارسی در انتقال مفاهیم الکن است، باید بگویم ما هنوز خیلی از تواناییهای زبانمان را نشناختهایم. بعلاوه در کنار داستانگویی رسالت دیگری هم داریم و آن حفظِ زایایی زبان فارسی است. خیلی تلاش کردم همکناری زبان را در کنار سایر عناصر رمان حفظ کنم |
طرف دیگر قضیه هم داستان برزین برادر دوقلوی درنا است که داوطلبانه به جبهه میرود و شهید میشود.
بله، داستان برزین هم سویه دیگری از ماجراهای رمان است. نوع زندگی پدر، حرکت مادر در دنیای مردگان، زندگی خواهر کوچکتر (درسا) و حوا و کوکو هر کدام بخشی از کلیت رویدادهای رمان و زندگی شخصیتها را تشکیل میدهند. قسمت بیشتری از حوادث داستان بر بستر تاریخی دهه شصت میگذرد. بخشی هم در یک فضای اسطورهای و فراتاریخی نقل میشود. همه تلاشم این بود تا صدای چند نسل از گذشته تا سالهایی نزدیک را از دل تاریخ بیرون بکشم و در مقابل خواننده قرار بدهم.
ما موارد زیادی داشتیم که در یک خانواده گرایشهای سیاسی و عقیدتی متضادی وجود داشت، همانگونه که در این رمان درنا گرایشهای چپ دارد و به زندان میافتد، برادرش برزین اسم طاهر را برای خودش انتخاب میکند، داوطلبانه به جبهه میرود و شهید میشود.
همه ما کم و بیش ، مستقیم و غیر مستقیم این وقایع را تجربه کردهایم چون زمان خیلی زیادی از آن دوران نگذشته و این موضوعات از مسائل مشترک و مهم در زندگی مردم بودند. همه به نوعی با آنها آشنا یا درگیر بودند.
در بخشی از رمان، داستان دکتر فتوحی یک چیگرای نادم را آوردهاید یا ماجرای ذبیحسرابی را که از آخرین بازماندگان جنبش سیاهکل است، روایت میکنید. سن شما که قد نمیدهد شاهد و ناظر این رویدادها بوده باشید...
به نظرم در نوشتن یک رمان جدی که بخصوص تاریخ و اسطوره در آن نقش مهمی ایفا میکنند، وظیفه داریم و اساسا ناگزیریم در حوزههای مربوطه تحقیق و پژوهش گستردهای داشته باشیم. حداقل دو سال تاریخ معاصر کشورمان، روزنامهها و مجلات و اسناد آن دوران را مطالعه کردم تا یک شمای کلی از آن وقایع و جریانات مبارزاتی آن زمان داشته باشم. البته «جا ماندیم...» یک رمان تاریخی نیست. اما وامدار تاریخ است رئوس کلی تاریخِ این دوران به عنوان بستر زمانی رمان انتخاب شده است.
واکنش نپتارودیها هم در مواجهه با حوادث و رویدادهای جامعه چندان روشن نیست. چرا؟
نپتارودیها واکنش های خاص خودشان را دارند. مردمی هستند که از مدنیّت فاصله دارند. تابع امیال و خشم و سودجوییاند، و به شدت در بند خودشانند. حافظه تاریخی ندارند و... در حقیقت، واکنشهای متناقض و غیر قابل پیشبینی این جماعت ریشههای حوادث غمانگیز رمان را میسازد. اینها همان جماعتی هستند که کوکو،دخترک لال و بیپناه را قربانی میکنند، گرشاسب را تا حد تقدّس برمیکشند و بعد از مدتی او را میرانند و ... در جایی از رمان وقتی خانواده پاکزاد در جریان موشک باران تهران به نپتارود میروند، زنهای نپتارودی به خانه پاکزاد میروند و گوش تا گوش مینشینند به تماشای درنا. در مقابل، قصههای اغراق شدهای در باره شجاعت برزین در جبهه و، جوانمردیها و ستم های گرشاسب تعریف میکنند. البته نپتارود و ساکنانش در متن کارکرد استعاری هم دارند.
بیش از 30سال است که از سال 60 عبور کردهایم. در سالهای اخیر گرایشی در رماننویسی شکل گرفته که روایتی از آن سالها به دست میدهند. نویسندگانی مثل منیرالدین بیروتی، خانم بلقیس سلیمانی، حامد اسماعیلیون، جواد پویان، شما و چندین نویسنده دیگر در آثارشان به بازخوانی دهه 60 و وقایع آن دوران میپردازند. چرا؟
برای اینکه گامهای محکمتری به جلو برداریم ضروری است نگاهی به پشت سر داشته باشیم. واقع امر این است که وقتی در بطن واقعیت ایستادهایم همه زوایای آن را نمیبینیم، اما وقتی که از ماجراها و شور و شعارها فاصله میگیریم، نگاهمان عقلانیتر میشود و منصفانه تر قضاوت میکنیم . فکر میکنم برای نوشتن درباره هر واقعهای لازم است از آن فاصله بگیریم تا وقایع، حسها و آن تجربهها در ذهن و زبان نویسنده تهنشین بشود و سپس ناخودآگاه برای نوشتنش فراخوانده شود. از طرف دیگر مگر ما چند برهه بسیار حساس و تعیینکننده در تاریخ اجتماعی کشورمان داشتهایم؟ به هر حال این تاریخ سرنوشت چند نسل را تغییر داد یا به شکل دیگری ساخت. اصلاً مهمتر از همه اینها تاریخ و رویدادهای آن برای رماننویس دستمایه نوشتن هستیها و تجربههای آدمی در وضعیتهای متعدد است. من در «جاماندیم...» غیر از دهه 60 به دورههای تاریخی دیگری هم پرداختهام.
شما در این رمان از دعای باران و خشکسالی و شالیزار مینویسید، از فرهنگ و فولکلور شمال کشور به خوبی بهره گرفتید.
به هر حال لازم بود برای باورپذیر کردن این خطّه و مردمش در باره فولکلور منطقه شمال مطالعه و تحقیق کنم. روشن است که استفاده از ادبیات شفاهی و اسطورهها به کلیت ادبیات و ساز و کار رمان غنا میبخشند. سعی کردم به فراخور رمان از این امکانات استفاده کنم. مثلاً در فولکلور گیلان پرنده «کوکو» نماد دختر یتیم گیلان است که از جور زن بابا به پرنده تبدیل شده و هر بهار بر شاخسارها ظاهر میشود و آوازی محزون میخواند. یا استفاده از دیگر باورهای عمومی منطقه مثل دعای باران، رسم قربانی و دیگر مؤلفههای فرهنگی هر یک با کارکردی مشابه یا متفاوت در رمان مورد استفاده قرار گرفته. گرشاسب پاکزاد در مبارزات ملی گرایانهاش در حفظ و نجات نفت کشورش، دلش میخواهد زمین را از شر و سیاهی برهاند، در واقع گرشاسب پاکزاد کاریکاتور یا شمایل معیوبی از گرشاسب اسطورهای است که نمیتواند به رؤیاهاش جامعه عمل بپوشاند./روزنامه ایران
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار